کد خبر: 96710
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۵
نگاهی به برخی مواضع عبدالكریم سروش
فعالیت‌های انتخاباتی کاندیداهای دهمین دوره ریاست جمهوری تازه آغاز شده بود که «محمود دولت‌آبادی» یکی از روشنفکران حامی میرحسین موسوی با حمله به عبدالکریم سروش که از مهدی کروبی حمایت می‌کرد، سروش را «شیخ انقلاب فرهنگی» نامید. سروش برآشفت و در پاسخ به دولت آبادی نوشت: «به جست‌وجو برآمدم که قصد چیست و محمود دولت‌آبادی کیست؟ خبر آوردند خفته‌ای است در غاری نزدیک دولت آباد که پس از 30 سال ناگهان بی‌خواب شده و دست و رو نشسته به پشت میز خطابه پرتاب شده و با سخافت و شناعت از معلمی به نام عبدالکریم سروش سخن رانده و او را شیخ انقلاب فرهنگی خوانده و این همه عقده‌گشایی و ناخجستگی در مجلسی به نام و حمایت از مهندس موسوی که در پی پوشیدن قبای خجسته صدارت است ... باری از بانیان آن جلسه جناحی و ستادی و انتخاباتی و در صدر همه از آقای میرحسین موسوی نیز باید سپاسگزاری کرد! که حق خادمان فرهنگ را چنین می‌گزارند و به تاوان داشتن رأیی مستقل و مشروع، آنان را پیش گلادیاتورها می‌افکنند و پوست و پوستین شان را می‌کنند و هلهله‌کنان قصه‌اش را بر سر بازار و برزن می‌گویند‌.»
اما سروش به این هم اکتفا نکرد و طی نامه‌ای با عنوان «آقای موسوی کتمان حقیقت چرا؟» خطاب به میرحسین موسوی نوشت:‌ «آقای موسوی شما که همه افتخارتان پیروی از امام است،‌چرا؟ شما که خود منصوب امام بودید و درصدر جلسات می‌نشستید چرا خبر درست و دقیقی از ماجرای انقلاب فرهنگی نمی‌دهید؟ آیا فردا هم اگر به کرسی ریاست جمهوری بنشینید همین طور «حق دانستن»‌مردم را محترم می‌شمارید؟». روز پنج‌شنبه 19 شهریور ماه، عبدالکریم سروش پس از سه ماه سکوت دوباره به سخن آمد و اظهاراتی را بر زبان آورد که گویی این خود سروش است که «مدت‌هاست در غاری دور از ایران به نام مریلند خفته است و اکنون دست و رو نشسته به پشت میز خطابه پرتاب شده.» این استاد دانشگاه مقیم خارج کشور که پس از شکست کاندیدای مورد نظرش یعنی مهدی کروبی و آشکار شدن میزان مقبولیت تفکر سیاسی و اجتماعی حزب اعتماد ملی در جامعه ایران که جمعاً نزدیک به 300 هزار رأی -حدود نیم درصد آرا- را توانست در سراسر کشور از آن خود کند به کنج سکوت پناه برد،‌این روزها با دیدن فضای سیاسی کشور ضمن ابراز خوشحالی از ناآرام شدن دوباره جامعه به تحریک احساسات آشوب‌طلبان پرداخته و آنان را امید داده است که تا برپایی یک حکومت «فرادینی»‌به تحرکات خود ادامه دهند. برای کسانی که با نظریات عبدالکریم سروش آشنایی دارند طرح مباحثی همچون «عبور از دین» و «پلورالیسم دینی» - تکثر گرایی در تفسیر مفاهیم دینی – مسأله تازه‌ای نیست. او که خود را از نسل روشنفکران دینی می‌داند در زمستان سال 86 طی اظهاراتی مدعی شد که اساساً مسأله‌ای به نام «وحی بر پیامبر اسلام (ص)» صحت ندارد و رسول اکرم(ص) -نعوذبالله- یک شاعر است! سروش پیش از اینها هم طی اظهاراتی با زیر سؤال بردن اندیشه مذهبی میلیون‌ها انسان شیعی مذهب جهان مدعی شد که اهل تشیع در خصوص موضوع عصمت امامان مبالغه و اغراق می‌کنند و پدیده‌ای به نام عصمت اساساً مردود است. ادعاهای او سبب شد موضع‌گیری‌های منطقی و مستدلی از سوی علما و دانشمندان دین شناس علیه او شکل بگیرد. آیت الله نوری همدانی از مراجع تقلید قم اعلام کرد:‌ «سروش از سلمان رشدی هم بدتر است. نظریه‌های او ریشه قرآن، نبوت و وحی را زده است. سروش یکی از دانشجویان ما به نام حاج فرج بود و در تلویزیون هم سخنرانی‌هایی داشت ولی اکنون قدم به قدم از اصول و مبانی دینی بازگشت کرده است». مجید مجیدی کارگردان برجسته سینمای ایران و برنده جشنواره بین‌المللی برلین نیز اظهارات سروش را همنوا با کاریکاتوریست‌های دانمارکی در اهانت به رسول اکرم‌(ص) دانست و گفت:‌ «اگر آن روز که برخی روشنفکران، عصمت و علم ائمه را زیر سؤال بردند و نفی کردند و یا مسلمات تاریخی چون غدیر و شهادت حضرت زهرا (س) را افسانه خواندند سکوت نمی‌‌کردیم امروز افرادی مثل سروش کار را به اینجا نمی‌کشاندند که پیامبر را فردی عامی و قرآن را محصول بشری بخوانند».اما واقعیت این است که عبدالکریم سروش که در حال حاضر در آمریکا به سر می‌برد در طیف سیاسی همفکر خودش نیز مقبولیت چندانی ندارد و با منتقدان سرسختی روبه‌رو است.
عزت‌الله سحابی رهبر شورای فعالان ملی مذهبی ایران در قالب گفت‌وگوی مشروحی که اسفند 87 با خبرگزاری فارس داشت، تأکید کرد: «سروش حرف‌هایی می‌زند که بچه‌‌‌ها و جوانان را خراب می‌کند و صحبت‌هایش باعث انحراف فکری افراد است. اگر سروش بخواهد بر اینگونه حرف‌هایش تعصب بورزد عاقبت به انزوا و گوشه‌گیری می‌رسد». حسین موسوی تبریزی یکی از روحانیون سرشناس جریان اصلاح‌طلب نیز طی مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس گفت:‌ «متأسفانه سروش مسائل علمی را با مسائل سیاسی مخلوط می‌کند و این برای یک دانشمند مثل زهر است. او با این روند به تعصب فکری می‌رسد و کسی که به تعصب فکری برسد، همیشه فکر می‌کند حرف‌هایش کاملاً‌ درست است». با این حال، هر کس دیگری هم که جای عبدالکریم سروش بود و کاندیدای دلخواهش در انتخابات ریاست جمهوری با عدم اقبال عمومی و نهایتاً سبد رأی 300 هزار نفری روبه‌رو می‌شد و ظرفیت لازم را برای احترام به رأی و انتخاب مردم در خود نمی‌دید قطعاً‌ بر می‌آشفت و همه چیز را زیر سؤال می‌برد. کاری که سروش هم انجام داد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار