سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: آنها میخواهند با ضریب دادن به جایگاه و تفکرات این افراد پروژه تغییر ارزشها و هنجارهای جامعه را عملیاتی کنند. این اقدام ترجمان تازه و جدیدتری از طرح چندوجهی و لایه لایه شبیخون فرهنگی است که مقام معظم رهبری بارها به آن اشاره کردهاند.
دشمنان این کشور ضمن بازطراحی و بهروز کردن تاکتیکهای جنگ نرم و فرهنگیشان با تمرکز بر مرجعیتسازی فکری به دنبال ایجاد انحراف و خطای محاسباتی در میان اقشار جامعه هستند. به کلامی روانتر باید گفت که طراحیهای تازه برای چهرهسازی از افرادی که اتفاقاً دارای شهرت یا محبوبیت اجتماعی هستند و علم کردن آنها به انحا و با عناوین رنگارنگ و خوش ظاهر، اقدامی جهت کم اعتبار کردن و تغییر منابع و مآخذ فکری و عملی آحاد جامعه است که هنجارها، ارزشها و مؤلفههای برجسته رفتاری و فرهنگی را تا کنون با توجه به جایگاه معرفتی، معنوی و قانونی آنها دارای اعتبار و ارزش تلقی کردهاند. بعد از فرو ریختن چنین انگارههایی در بین مردم، افرادی که جغرافیای رفتاری و فرهنگیشان تناسب و تقارن بیشتری با خواستههای مروجان و طراحان این اقدام (منبعث از تفکرات لیبرالیستی و سکولاریستی) دارند، به عنوان الگوهای جامعه جهت ایفای نقش مرجعیت فکری و عملکردی در بین لایههای جامعه و خصوصاً نسل نوجوان و جوان، معرفی میشوند. دقیقاً بعد از ایجاد چنین تغییراتی است که جهتدهی به افکار و رفتارهای فرهنگی و اجتماعی مردم تحت مدیریت جریاناتی قرار میگیرد که ارزشهای دینی، فرهنگی و... یک کشور و جامعه مسلمان برایشان کمترین ارزشی ندارد.
شاهد مثالهای فراوانی را میتوان در این رابطه رج کرد که راه افتادن برخی جار و جنجالها به دلیل منتشر شدن یک مطلب، صوت یا ویدئو در فضای مجازی از سوی فلان چهره سرشناس ماحصل آن بوده است. نکته جالب در این اتفاقات این است که افراد پیش و حتی بیش از آنکه به موضوع و محتوای مطرح شده کمترین اعتقاد یا حتی گرایشی داشته باشند، به دلیل نداشتن معتقدات ریشهدار، عدم ثبات شخصیت، هرهری مسلک بودن و... تحت تاثیر نام و طرفداران کسی هستند که آن پست را منتشر کرده است، بنابراین شخص خودش و اظهاراتش را نیازمند تأیید و تصدیق آن چهره معرف میبیند و این احساس نیاز و کمبود است که دشمن را به طمع و طراحی وادار میکند.