
کودکان خیابانی محصول خانوادههایی هستند که در آنها تنش وجود دارد و روابط میان اعضای نامناسب و جایگاه افراد در آن مشخص نیست، برخی از این خانوادهها یا عملاً زمینه اختلال را دارا هستند یا با توجه به مشکلات و ناسازگاریهایشان دچار اختلال میشوند. یافتههای سازمان بهداشت جهانی حاکی از آن است، به دلیل سوءاستفاده جنسی از این کودکان بیماریهای غیرقابل درمان از جمله ایدز در آنها مشاهده میشود. مشاغلی که این کودکان عموماً به آن اشتغال دارند عبارتند از وزنکشی، فروش فال، تکدیگری، بادکنک و آدامس فروشی و پاک کردن شیشه اتومبیلهاست. خطراتی که در خصوص این مشاغل کودکان دختر و پسر خیابانی را تهدید میکند شامل گرایش به آسیبهای اجتماعی از جمله مصرف مواد مخدر، سوءاستفاده جنسی، استفاده از این کودکان در حمل قاچاق، سرقت و توزیع مواد مخدر و قرار گرفتن در باندهای فساد است.
وضعیت روانی کودکان خیابانی بدتر از کودکان طلاقیک دانشجو رشته مشاوره در خصوص کودکان خیابانی به فارس میگوید: با دیدن این کودکان بسیار متأثر میشوم و هر گاه فرصت داشته باشم با آنها صحبت کرده و نصیحتشان میکنم. بهاره فضیلت معتقد است وضعیت روانی کودکان خیابانی حتی از کودکان طلاق نیز بدتر بوده و این در حالی است که فرزندان این گونه خانوادهها دچار رشد زودرس یا تأخیر در رشد میشوند. به گفته وی باید مسؤولان جایی را برای حمایت از این افراد ایجاد کنند تا کودکان با سنین کم به خیابان نیایند.
فرار از خانواده بخاطر قید و بندهای حاکم در آنبا برنامههای حمایتی و آموزشی میتوان کودکان خیابانی را به انسانهایی شایسته و اعضایی از اجتماع تبدیل کرد که دارای حقوق و آینده هستند. اطلاعات جمعآوری شده از کودکان خیابانی، آشکار میکند که بعضی اوقات آنها به عمد جرائم کوچکی را مرتکب میشوند تا به وسیله پلیس دستگیر و به کانون اصلاح و تربیت کودکان بزهکار فرستاده شوند. اکثر خانوادههای آنها مایل به پذیرفتن این کودکان نیستند یا خود به دلیل ارتباط ضعیف با اعضای خانواده از بازگشت به خانه امتناع میکنند و این امر موجب میشود تا تعداد زیادی از این کودکان دوباره به خیابانها باز گردند. برخی از روانشناسان معتقدند که درآمدهای خوب و کم زحمت، فرار از قید و بندهای حاکم بر خانواده باعث تقویت این انگیزه در برخی از افراد میشود که زندگی در خیابان را به زندگی در کنار خانواده ترجیح دهند و به صورت بچههای ولگرد و بیخانمان در خیابان پرسه میزنند.
کودکان خیابانی دارای خانوادههای بیثبات هستند یک فارغالتحصیل رشته مددکاری میگوید: کلیه افراد زیر 18 سالی که بنا به دلایل اقتصادی و اجتماعی مجبور به کار یا زندگی در خیابان هستند جزء کودکان خیابانی محسوب میشوند. مرتضی فرجی میافزاید: این کودکان شامل سه دسته میشوند، کودکانی که هیچگونه ارتباطی با خانواده خود ندارند، کودکانی که هر از چندگاهی با خانواده خود در ارتباط هستند و کودکانی که به همراه خانواده خود در خیابان کار و زندگی میکنند. این مددکار در خصوص عوامل مؤثر در افزایش کودکان خیابانی میگوید: بیثباتی در نظام خانواده، درگیری والدین و اعضای خانواده، ارتباط ضعیف والدین و فرزندان، انحرافات والدین و جمعیت زیاد خانواده موجب افزایش تعداد کودکان خیابانی میشود.
پیوستن به شبکههای قاچاق دبیرکل رهایی از آسیبهای اجتماعی معتقد است در حال حاضر آسیبهای فراوانی از جمله دختران فراری، زنان بدسرپرست و کودکان خیابانی جامعه را تهدید میکند. به گفته احمدیان در تمام ساعات شبانهروز انواع و اقسام کودکان خیابانی را مشاهده میکنیم که به نوعی هزینههای زندگیشان را تأمین میکنند، کودکان خیابانی به شبکههایی میپیوندند که در ازای دستمزد کم مجبورند برای آنها درآمدزایی کنند. وی با تأکید بر این که تشکیل سازمانهای مردم نهاد در کاهش آسیبهای اجتماعی مؤثر است، میگوید: دولت به تنهایی قادر به فرهنگسازی و کنترل آسیبها نیست؛ در نتیجه بهترین راه، سپردن کار به دست مردم البته با نظارت دولت است. به گفته دبیرکل رهایی از آسیبهای اجتماعی بین نهاد خانواده و فرزندان به دلایل مختلف، فاصله افتاده است که باید با فرهنگسازی به موقع و آموزشهای لازم، این کودکان را به خانواده برگرداند و خانوادهها را نیز به پذیرش کودکان مجاب کرد. احمدیان با تأکید بر ضرورت پیشگیری از آسیبها میافزاید: رسانهها نقش مؤثری در اطلاعرسانی به موقع و مفید و در نتیجه پیشگیری از آسیبها را دارند.
سوءاستفادههای جسمی و جنسی از کودکان خیابانیکودکان خیابانی به دلیل سرخوردگیهای اجتماعی به بزهکاری و جرم گرایش پیدا میکنند و اغلب مورد سوءاستفاده قرار میگیرند و با باندهای فساد همکاری میکنند. رئیس کانون کارشناسان خدمات مددکاری با تأکید بر این که اغلب کودکان خیابانی مورد سوءاستفادههای جسمی و جنسی قرار میگیرند، میگوید: بیشتر این کودکان با باندهای فساد و توزیع مواد مخدر همکاری میکنند. وی یکی دیگر از مشکلات کودکان خیابانی را بهرهکشیهای اقتصادی از آنها میداند و میافزاید: این کودکان مجبورند در مکانهای فاقد مجوز رسمی و با دستمزد کم کار کنند. زائری معتقد است باندهایی وجود دارد که این کودکان را برای تکدی استخدام کرده و با پرداخت مبلغی ناچیز در ماه، آنها را وادار به گدایی در خیابانها میکنند. وی میافزاید: با حمایت از خانوادههایی که ممکن است کودکانشان به دلیل وضعیت اقتصادی نامناسب مجبور به کار شوند، میتوان از بروز بعضی از این آسیبها جلوگیری کرد. زائری در ادامه اظهار میگوید: اعتیاد پدر و مادر، اختلاف بین والدین، طلاق، زندانی شدن پدر، عدم کنترل مناسب در خانواده و وضعیت نامناسب اقتصادی خانوادهها از جمله دلایلی است که کودکان را وادار به ترک خانه میکند.