
شیوا نوروزی
سرمربی تیم که به شدت مخالف این نظر است، اما مقاومت سپاسی انصافاً با نتایجی که پس از هفته پنجم گرفته جرقهای بزرگ در لیگ برتر زده است البته به قول مهابادی آنها ترقهبازی نمیکنند که جرقهای در پی داشته باشد اما صدرنشینی آنها از جرقه هم گذشته. مقاومت با رفتن غلامحسین پیروانی رنگ و بوی دیگری گرفته، مهابادی جوان که پیش از این در راهآهن هم خوب نتیجه گرفته بود تیم شیرازی را به خوبی هدایت کرده و کاری کرده که فعلاً کسی جلودارشان نیست. هرچند نمیتوان منکر زحمات چندینساله شاغلام بود اما کمکم داریم به این نتیجه میرسیم که مشکل مقاومت، پیروانی بوده و بس وگرنه امسال هم نه بازیکنان آنچنانی و به اصطلاح ستاره گرفتهاند و نه بودجه تیمهای صنعتی دارند که میلیون میلیون پول به پای بچههاشان بریزند.
چه کنیم؟ دست خودمان نیست. تا همین فصل قبل بود که شیراز دو نماینده همیشگی در لیگ برتر داشت. مقاومت سپاسی مقاومت کرد و خود را در لیگ برتر نگه داشت، اما برق شیراز زودتر از آنچه فکرش را میکردیم، وا داد و لیگ یکی شد. حتماً یادتان هست که فصل قبل آتش برقیها چقدر تند بود، چگونه میبردند و صدر را از چنگ سرخابیها و سپاهان درآورده بودند. اما شاهنامه آخرش خوش نبود و از صدر به قعر رسیدند و سقوط به لیگ یک را به شیرازیها هدیه دادند. حالا مثل مارگزیدهای هستیم که از ریسمان سیاه و سفید هم میترسیم و دلمان نمیخواهد این یکی هم مثل همشهریاش نابود شود هرچند مهابادی به هواداران اطمینان میدهد که به حال و روز برق دچار نمیشوند اما عباسی هم در آن زمان همین حرفها را میزد بویژه آنکه سرمربی فعلی مقاومت مثل شاغلام سرد و گرم چشیده نیست و نمیداند فوتبال چقدر بیرحم است. اگر میدانست به این راحتی در مصاحبهاش نمیگفت: از پیروانی مشاوره نمیگیرم. همه میدانیم که با گذشت پنج هفته نمیتوان وضعیت تیمها را به خوبی نقد کرد. از طرفی جایگاه فعلی تیمها در جدول واقعی نیست و با یکی دو باخت میتوان انتظار سقوط چند پلهای را حتی از صدرنشین داشت. مهم این است که مهابادی و شاگردانش که از ابتدا خود را به لیگ تحمیل کردهاند؛ ثبات و انسجام خود را حفظ کنند و با کمترین فراز و نشیبی به کار خود ادامه دهند.