
فهیمه طباطبایی
موزه کتب درسی قدیم و جدید ایران گرچه در روزمرگی غم آلودی روزگار سر میکند، اما برای من و تو که به هزاره دوم تعلق داریم یادآوری خاطرات کودکی شاید هرازگاهی خالی از لطف نباشد. پس آنچه در این نوشته میآید روایتی است از من و خاطرات روزهای نابرگشتنی که دغدغه تاریخی ذهن من و همنسلان من است.
همان پله اول کبری میآید جلوی چشمانم و دور میشود.
- چرا نپرسیدی بالاخره راز تصمیم بزرگش چی بود که خمار خواب کودکیمان را حرام کرد؟
کبری از آن دور قهقهه میزند. از پل کریمخان به سمت ایرانشهر، چند قدم پایینتر که بیایی ساختمانی هست که بر سر درش نوشتهاند سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش و این ساختمان فرسوده همسایه مجموعه کتابفروشیهای انتشارات مدرسه است.
وارد که میشوی کوکب خانم را میبینی که هنوز به میهمانانش میرسد. این همه سال! میان این همه پائیز! کوکب خانم آنقدر گرفتار است که حتی نمیداند سالهاست از كتابهای ابتدایی کودکان بعد از ما کنار گذاشته شده و حالا در سالنی تاریک و کوچک کنار خانواده آقایهاشمی و چوپان دروغگو و حسنک ایام فراموشی را سر میکند.
میگویم: دلمان برای شما و همه آن درسهای شیرین و به یاد ماندنی دوران دبستانم تنگ شده است...
پاسخی اما نمیشنوم. کبری همان ته میان قفسهها ایستاده و قهقهه میزند و چوپان دروغگو داد و هوارش گوش فلک را کر کرده و حسنک مشغول رسیدگی به غذای حیوانات است.
اینجا سرزمین كتابهای درسی است. گنجینهای از خاطرات خاک خورده 153 سال تعلیم و تربیت به شیوه نوین که میان روزمرگیهای خیابان ایرانشهر گم شدهاند. یکی از مسؤولان آرشیو که از آمدنمان ذوق زده شده با خوشرویی ما را به اولین فایل ریلی که مدال افتخار سال 1225 شمسی قمری را به سینه افتخاراتش زده است، راهنمایی میکند.
حالا اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی را به دست گرفتهام. اخلاق ناصری! کجا و من کجا. تاریخ انتشار کتاب به سال 1156 هجری شمسی برمیگردد. عارضی مسؤول آرشیو میگوید: این کتاب را در مکتبخانههای قدیمی درس میدادهاند و دانشآموزان باید آن را از بر میکردند.
فکرش را هم نمیتوانم بکنم که کودکان ده، دوازده ساله آن روزگار چطور از پس بر کردن چنین مطالب سنگینی بر میآمدند. یاد حرف قدیمیها میافتم که همیشه میگویند دیپلمههای آن روزگار از دکترهای امروز هم پروفسورترند! یکی دیگر از كتابهای موجود در میان قفسههای این موزه خاموش و خاک خورده کتابی است تحت عنوان اصول هندسه جناب حاج نجمالدوله میرزا عبدالغفار . این میرزا عبدالغفار معلم کل علوم ریاضی مدرسه دارالفنون بوده است و کتاب در سال 1278 هجری شمسی منتشر شده است. وقتی کتابی 110 ساله را دستت میگیری چه حسی باید داشته باشی؟ 110 سال عمر. از خودم میپرسم در این 110 سال چند نسل آمدهاند و این کتاب را خواندهاند و دکتر و مهندس شدهاند و دارالفنونی که امروز در گوشهای از خیابان سعدی آرام و بیصدا در حال تخریب است و دم بر نمیزند.
حواسم پرت تقدیر نویسنده کتاب از شاگردان باهوش و پراستعدادی میشود که در نقاشی كتابها به او کمک کردهاند.
عبدالغفار اینگونه در ابتدای کتاب از شاگرد باهوش خود تقدیر کرده است: اشکال این کتاب را یکی از شاگردان باواسطه حقیر که فعلاً معلم ثانوی است، کشیده که او جوانی است باهوش و پراستعداد و دست قابلی در نقاشی و نقشه کشی دارد و زبان فرانسه را هم خوب ترجمه میکند.
نوع معرفی نویسنده در كتابهای درسی آن دوران همه به همین شکل است، گویا منزلت و جایگاه معلمی در آن دوران بالاتر از الان است. مثلاً در معرفی نویسنده کتاب حساب ابتدایی با اسلوب جدید آمده میرزا غلامحسین رهنما معلم ریاضیات عالیه و جغرافیا در مدرسه دارالفنون و مدرسه درالمعلمین و مدرسه علوم سیاسی.
مرور كتابهای حجیمی که هر کدام از عمقی سنگین و دشوار برخوردارند تو را به جدال با پرسشی که پاسخی از پیش معلوم شده دارد میکشاند و آن این که روح پدران ما چگونه میتوانستند این همه هندسه و ریاضیات، این همه ادبیات فارسی، این همه شیمی و فیزیک، تاریخ و جغرافیا، علوم طبیعی و زیستی را در عرض چند ماه تحصیلی ببلعند و آن را هضم کنند؟
گرچه من و همکار عکاسم با دیدن این حجم از دانش و سواد در یک کتابی مانند سعدی و اجبار نظام آموزشی آن زمان برای حفظ کردن این همه مطلب به این نتیجه رسیدیم که سواد ما امروزیها در مقابل دانشآموزان آن دوران قطرهای در مقابل دریا است.
اولین کتاب درسی رنگی
اولین کتاب درسی رنگی موجود در آرشیو كتابهای درسی متعلق به 122 سال پیش است که تاریخ 1266 هجری شمسی را پای خود دارد. اگر چه حکم رنگی بودن این کتاب را که نباتات نام دارد تنها چند برگ نقاشی رنگی، آن هم در بعضی از صفحات کتاب که با ظرافت خاصی کشیده شدهاند، صادر میکند. تا برسم به كتابهای درسی 30 سال پیش، نحوه استفاده از كتابهای آرشیو را از خانم عارضی یاد گرفتهام. سراغ اولین كتابهای درسی بعد از انقلاب یعنی سال 1358 که میروی بوی تازه کاغذ که فقط در همان روزهای اول مدرسه به مشاممان میخورد و بعد از چند ماه ورق خوردن از بین میرفت دوباره تمام وجودت را فرا میگیرد و تو اصلاً نمیفهمی چطور شد این همه دلتنگ آن روزگار خوش کودکی شدی و کلاس اول و مدرسه و صدای بچهها که حرف به حرف کلمات زندگی را از معلمان خود میآموختند...
- بابا آب داد.
- بابا نان داد.
- سارا انار دارد.
-آن مرد آمد.
و انعکاس آن همه صدای پاک و بی غل و غش در چارچوب مغزت تکرار و تکرار میشود. میخواهی از بغضی که سر راه گلویت سبز شده است فرار کنی و نمیتوانی. خودت را میبینی که از تصمیم بزرگ کبری چه چیزها آموخته ای. خودت را میبینی که هزار بار با خودت عهد کردهای هرگز مثل چوپان دروغگو، دروغ نگویی....
با صدای همکار عکاست به خودت میآیی. عکسهایش را گرفته و میخواهد که برود و میرود.
حالا تو تنها ماندهای و آرشیو آرام كتابهای درسی و یک دنیا کتاب که با تو حرف میزنند و حکایتها و معادلات و تجربیات آدمها و مثلها و مسائل و محتویاتشان تو را به خود میخوانند و تو ماندهای که به حرف کدام یک گوش کنی. روی تک صندلی آرشیو پشت میز مینشینی. ترجیح میدهی از کتاب فارسی اول ابتدایی شروع کنی. جلد کاهی کتاب را که ورق میزنی صدای حکیم توس از هزارتوی تاریخ در برابرت رژه میرود: توانا بود هرکه دانا بود؛ و بعد از آن سخنی با آموزگاران و دانشآموزان عزیز. سخنی که فصل مشترک همه كتابهای دهههای 50 ، 60 و 70 بود.
و اینک آزادیم!
و اینک آزادیم. سلام برآزادی
اولین کتاب فارسی اول ابتدایی بعد از انقلاب اسلامی را باز میکنم. نویسنده درباره متون درسی قبل از انقلاب آورده است که: كتابهای درسی شما را طوری مینوشتند که بعد از سالیان دراز، بهتدریج نسبت به فرهنگ اصیل خود بیگانه شوید. لابد برنامههای استعماری اردوها را فراموش نکردهاید! و مطالب كتابهای درسی را به یاد دارید. تلویزیونهای رنگی را در كلاسهای بی بخاری با پنجره شکسته از یاد نبردهاید.
اگرچه روح حماسی سالهای ابتدایی انقلاب در همه كتابها جاری است اما نباید از لحن صمیمانه نویسندگان هم دور شد که نوشتهاند: امسال وقت کم بود و نرسیدیم در همه كتابها این کار را انجام دهیم- منظور ویرایش کتاب است- امیدوارم سال دیگر بتوانیم همه كتابها را در خور فکر و روح بلند شما بنویسیم.
حالا رسیدم به تمرین خطها و داستانهای چند تصویری سگ و گربه، گربه و کلاف و تشت لباس، خط فاصله، کشیده، دایره و...یاد سرمشقهای چند صفحهای میافتم که تمام روزهای اول مدرسهمان با ذوق و شوق مینوشتیم تا بتوانیم هرچه زودتر به درس آب بابا برسیم و آن را یاد بگیریم.
بابا آمد، بابا آب دارد
بالاخره بابا آمد. بابا با آب آمد. راستی چرا اول مادر نیامد؟ این سؤال ناگهان بعد از آن همه سال به ذهنم میآید. نکند این مسأله فکری من برخاسته از نگاه مردسالار آن روزها باشد؟
آن روزها زندگی روستایی برشهرنشینی ارجحیت داشته است. آن مرد اسب دارد. آن مرد داس دارد. آن مرد سبد دارد. آن مرد با اسب در باران آمد.
حالا دیگر آن مرد اسب ندارد. آن مرد ماکسیما دارد. آن مرد با لپ تاپش آمد. آن مرد بدون اینکه باران پالتوی گرم و ضد آبش را حتی لمس کند، آمد.
غذای لذیذ
امین و اکرم غذای لذیذشان آبگوشت بود و این دو فرزند خوب در پختن غذا به مادرشان کمک میکردند. مجید دوستشان هم از خوردن آبگوشت لذت میبرد.
اما امروز غذای لذیذ آرش و آوا پیتزا است و این دو فرزند خوب حتی در گرم کردن غذا با ماکروفر به مادر کمک نمیکنند. آرمان دوستشان هم از خوردن پیتزای پپرونی لذت میبرد.
وقت تنگ است و من بیشتر از یک ساعت دیگر است که همین کتاب را میخوانم و به درس آخر کتاب فکر میکنم. یاد روزی میافتم که با بغضی در گلو این درس را با صدای بلند برای معلممان خواندم که روزی که به مدرسه آمدیم خواندن و نوشتن نمیدانستیم. از همان روزهای اول معلم مهربان ما را راهنمایی کرد. او خواندن و نوشتن را به ما یاد داد. ما از معلم خود سپاسگزاریم که به ما خواندن و نوشتن و کارهای خوب را یاد داد.
تورم در كتابهای ریاضی
کتاب ریاضی را برمیدارم. محتوای اصلی كتابهای ریاضی در سالهای اخیر چندان تغییر نکرده است ولی اعداد و ارقام نسبت به تورم تمام این سالها رشد نسبی داشتهاند. نرگس 630 ریال پول داشت؛ 250 ریال را برای کمک به جبهه داد و 180 ریال جوراب و پرگار خرید. روی هم چند ریال پول داده است و چند ریال از پولش باقی مانده است؟و حالا نرگس 10 هزار تومان یا شاید بیشتر در کیف خود دارد و تمام آن را بازیهای رایانهای میخرد و باز هم پول کم میآورد و....
حل مسأله، فصل مشترک همه كتابهای ریاضی از اول تا پایان دبیرستان بود. مسائلی که باید به ترتیب آنها را مینوشتیم و بعد هم آنها را حل میکردیم. مسأله با یک رنگ و حل آن با رنگ دیگر. خیلی تمیز و مرتب بدون یک خط خوردگی. كتابهای اوایل دهه هفتاد را که ورق میزنم، کادر آبی را میبینم که در آن نوشته توجه! به معلمان محترم اکیداً توصیه میشود از تعیین تکالیف اضافی برای دانشآموزان خودداری فرمایند و فقط تکالیف تعیین شده در کتاب را از دانشآموز خود خواستار شوند. به پرسشهای کتاب نگاه میکنم.
1- از روی هریک از کلمههای درس که حرف ش در آنها به کار رفته است سه بار بنویسید.
2- معلوم کنید که هریک از کلمههایی که نوشتید چند بخش است و چند صدا دارد.
3- از روی هریک از کلمات درس سه بار بنویسید.
4- از روی درس یک بار بنویسید.
شبهای پر از دیکته و مسألههای ریاضی و حفظیات علوم و تعلیمات دینی و اجتماعی که به این تکالیف اضافه میشد از جلوی ذهنم میآیند و میروند.
فصل مشترک كتابهای فارسی در همه پایهها
به كتابهای ادبیات و فارسی برمیگردم. کلمه و ترکیبهای تازه، پرسش، تکلیف شب اول و دوم و سوم همه فصل مشترک كتابهای دوم تا سوم دبیرستان است. البته در سالهای بالاتر دستورزبان هم به پایان هر درس اضافه شده بود. زمانهای حال، آینده، گذشته تا ماضی و مضارع استمراری.
خوشنویسی هم لابه لای دروس گنجانده شده بود تا دانشآموزان تکالیفشان را زیباتر بنویسند. 10 بار از روی خط نعمتت بار خدایا زعدد بیرون است/ شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار
خانواده آقایهاشمی
کتاب تعلیمات اجتماعی سوم ابتدایی نوشته غلامعلی حدادعادل در سال 1361. همه دانشآموزان دیروزی و امروزی این خانواده خوشبخت را میشناسند.
علیهاشمی آن زمان کلاس سوم بود و مریم خواهرش کلاس دوم ابتدایی. سنشان را در ذهنم تخمین میزنم. علی الان 33 سال دارد و مریم 32 سال. حتماً هرکدام دارای همسر و فرزندانی هستند. آقایهاشمی هم حتماً از اداره پست نیشابور بازنشسته شده و به کازرون برگشته است.
ای کاش میتوانستیم آقایهاشمی کارمند معمولی اداره پست را پیدا کنیم و از او بپرسیم که چگونه توانست با خانواده چهار نفریاش و بدون کارت سفر تقریباً نیمی از ایران را سفر کند. قطعاً صحبتهای آقایهاشمی برای مسؤولان گردشگری شنیدنی خواهد بود.
با اینکه اصلاً دوست ندارم از این كتابهای کاهی که هرکدام من را یاد فصل کوچکی از زندگیام میاندازد جدا شوم ولی فرصتی نیست. ساعت یک بعد از ظهر است و من هنوز بین كتابهای درسی دهه 60 و 70 که قطرشان به مرور زمان کم شده، ماندهام.
بین اشعار بوستان سعدی و پروین اعتصامی و مصطفی رحماندوست. میان گذر پادشاه و فریاد شوق، تصمیم کبری و مرغ و جوجههای حسنک، مهمانهای ناخوانده کوکب خانم و کودک آواره فلسطینی. به شترها فکر میکنم که دو پلک داشتند و با چشم باز میخوابیدند.
كتابهای درسی دهه 80 را از آرشیو برمی دارم. كتابهایی با جلد گلاسه و صفحات سفید با رنگهای متنوع و نقاشیهای جدید.
كتابهای بخوانیم و بنویسیم و ریاضی و علومی که برای حل مسائلشان و نوشتن تکالیفشان دیگر نیازی به دفترهای 100 برگ و 200 برگ نیست.
دیگر بابا در اول کتاب فارسی آب این مایع حیات را نمیآورد. اکرم جای خود را به آزاده داده ولی امین هنوز هم کودک است.
مادر در کنار بابا به صفحه اول درسی آمده و تلویزیون و رادیو به عنوان تکنولوژیهای جدید به صفحه اول راه پیدا کردهاند. راستی دیگر خبری از آن همه خط فاصله و کشیده و دایره و...نیست.
کلاس اولیها زودتر از ما حروف را یاد میگیرند.
کلمه و ترکیبهای تازه جای خود را به گوش کن و بگو، بازی، به دوستانت بگو داده است. مصطفی رحماندوست هم شعرهای جدیدی گفته است. بابا آمد به به به، مامان خندید قه قه قه، با او روشن شد خانه، او شمع و ما پروانه.
تصاویر روستانشینی و مزارع کشاورزی هم جای خود را به خیابانهای شلوغ دادهاند و حیوانات هم دیگر در جنگل زندگی نمیکنند و به باغ وحش نزدیک شهر مهاجرت کردهاند.
کوکب خانم هم پیر شده و با دو نوه و عروس و دامادش زندگی میکند.
تعلیمات دینی جای خود را به هدیه آسمان داده که البته اسم قشنگتری است.
دیگر اول كتابهای هم سخنی با آموزگار نیامده تا دانشآموزان از ترفند معلمان برای تدریس باخبر شوند و آنها هم كتابهای جدا برای تدریسشان دارند.
کبری، کوکب خانم، خانواده آقایهاشمی، چوپان دروغگو، حسنک کجایید؟
از آرشیو که میآیم بیرون به این فکر میکنم که آیا کبری در تصمیم خود در مواظبت بیشتر از كتابهایش عمل کرد، راستی حسنک کجاست؟ نکند راننده همین ماشینی باشد که سوار آن هستم. مرغ و جوجه و گاوهایش کجا هستند. حتماً آنها را فروخته و پی لقمه نانی آمده در شهر و مسافرکشی میکند؟
جای دندانهای شیری هما هم دندان اصلی در آمده و باور کن تا الان چندبار آنها را پرکرده و برای زیبایی فک یک بار هم آنها را ارتدنسی کرده است.
ولی کودک آواره فلسطینی که در نامه خود به کودک ایرانی گفته بود دشمن کشور ما را گرفته است، ما در بیابانها و زیر چادر زندگی میکنیم. تازه اینجا هم دشمن ما را راحت نمیگذارد هنوز هم هست.
اما اگر این بار او نامه بنویسد قطعاً از بمبهای فسفری رژیم صهیونیستی، موشکهای هستهای، کشتار دسته جمعی خواهد نوشت و بغضی که هنگام وارد شدن دشمن به چادرها فرو خورده میشود.
راستی چوپان دروغگو کجاست؟ در کدام یک از این ادارههای دولتی و خصوصی مشغول به کار است. آیا هنوز هم او را به خاطر دروغهایش تقبیح میکنند؟
به تحریریه رسیدهام. فضای شلوغ تحریریه من را از حال و هوای كتابهای درسیام دور میکند. باید از آن نوستالوژیک آن روزهای شیرین بیرون بیایم و گزارشم را بنویسم...
كتابهای درسی در انگلیس
به طور كامل تدریس نمیشوند
دانشآموزان هزاران مدرسه ابتدایی در انگلیس، هیچگاه قادر به اتمام یك كتاب درسی در طول یك سال تحصیلی نیستند.
آمار انتشارات آموزش و پرورشهاینمن آشكار ساخت از هر 8 مدرسه ابتدایی، معلمان یك مدرسه اذعان داشتهاند كه هرگز موفق به اتمام یك كتاب درسی به طور كامل در كلاسهایشان نشدهاند.
علت این مسأله از نظر بسیاری از معلمان این است كه آنها مجبور هستند، مقدار كمی از كتاب درسی را تدریس كنند تا بتوانند تمام خواستههای برنامه آموزشی ملی را به طور كامل برآورده كنند.
نزدیك به دو سوم این معلمها اظهار داشتند: كامل نكردن یك كتاب درسی میتواند دانشآموزان را از خواندن كتابهایشان منصرف كند همچنین از هر 10 معلم، 6 نفر معتقد بودند كه كامل كردن كتاب درسی میتواند موجب ایجاد علاقه در دانشآموزان برای مطالعه و خواندن شود.
مایكل راسن نویسنده و شاعر برجسته كودكان گفت: فكر میكنم افكارعمومی از شنیدن این خبر كه تعداد بسیار كمی از كتابهای درسی به طور كامل در كلاس تدریس میشوند، تعجب كنند.
راسن افزود: این تفكر كه كودكان، توانایی مدیریت تمام داستانها و كتابها را ندارند كاملاً بیمعنی است.
دانشگاهیان معتقد هستند اكنون ویژگیهای برنامه آموزشی ملی آسانتر شده تا به معلمان آزادی بیشتری دهد اما این آسیبها همچنان وجود دارد. معاون سابق وزیر آموزش و پرورش:
وزیر آموزش و پرورش قبل از آغاز سال تحصیلی جدید انتخاب شود
معاون سابق وزیر آموزش و پرورش گفت: وزیر آینده آموزش و پرورش قبل از آغاز سال تحصیلی جدید انتخاب شود تا این وزارتخانه با مشكلاتی از قبیل سازماندهی نادرست روبهرو نشود.
حسین احمدی اظهار داشت: وزیر آموزش و پرورش باید سابقه اجرایی طولانی در آموزش و پرورش داشته باشد و به مشكلات، وظایف و مقررات آموزش و پرورش آشنا باشد.
وی افزود: سوسن كشاورز مدت كوتاهی در آموزش و پرورش حضور داشت و تجربه لازم برای به عهده گرفتن این پست را نداشت.
احمدی گفت: وزیر آموزش و پرورش باید نخست شناخت كافی نسبت به مقوله آموزشی و مشكلات آن داشته باشد و از قدرت اجرایی بالا برخوردار باشد كه بتواند در رأس بزرگترین وزارتخانه علمی و آموزشی كشور قرار گیرد.
معاون سابق وزیر آموزش و پرورش گفت: بحث جنسیت در رد صلاحیت سوسن كشاورز مطرح نبوده است اگر چنین بحثی مطرح بود نمایندگان مجلس به وزیر بهداشت زن رأی نمیدادند.
وی با اشاره به اینكه مقوله آموزشی و فرهنگی برای ریاست جمهوری همیشه اهمیت داشته است، افزود: گزینه پیشنهادی باید با رأی بالای نمایندگان مجلس به وزارت برسد و با قدرت بیشتری در هیأت دولت مشغول به كار شود.
احمدی در پایان خاطرنشان كرد: وزیر آموزش و پرورش باید توان گرفتن مطالبات آموزش و پرورش را از نهادها و سازمانهایی كه به آموزش و پرورش بدهی دارند، داشته باشد. رئیس كمیته آموزش و پرورش مجلس:
دغدغهها برای گزینه بعدی وزیر آموزش و پرورش همچنان باقی است
رئیس كمیته آموزش و پرورش كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: برای رای اعتماد به گزینه جدید وزارت آموزش و پرورش دغدغهها و حساسیت های قبلی باقی است. علیكریمی فیروزجایی در پاسخ به این پرسش كه وزیر آموزش و پرورش باید دارای چه ویژگیهایی باشد اظهار داشت: وزیر باید در مسائل مربوط به آموزش و پرورش، سابقه اجرایی متناسب و مفید داشته باشد كه این موضوع نشاندهنده اشراف و تسلط به مسائل كاری این دستگاه است.
وی افزود: وزیر آموزش و پرورش علاوه بر بهرهمند بودن از توان نظری و تئوری برای اداره وزارتخانهای كه با مسائل تربیتی و پرورشی سر و كار دارد و وظیفه آموزش نسل آینده را نیز بر عهده دارد باید توان اجرایی برای اداره بزرگترین دستگاه اجرایی كشور را نیز داشته باشد.