
تمرکز رسانهها و مراکز خبرساز جهان روی فعالیتهای امنیتی و ضد تروریستی شاهزاده نایف به عنوان وزیر کشور و مسؤول مبارزه با القاعده، عوامل، اهداف و انگیزههای ترور فرزندش را بار دیگر دچار پیچیدگی کرده است.
گرچه سازمان القاعده مسؤولیت ترور را بر عهده گرفته ولی پرسشهای جدیدی را پیرامون اهداف و انگیزههای حقیقی این ترور یا نمایش فریب مطرح است. رسانههای خبری محلی و منطقهای فاش کردهاند که عبدالله حسن طالع عسیری
(32 ساله) فرد انتحاری در لیست 85 نفره تحت تعقیب دستگاه امنیتی سعودی بود و قبل از حادثه، مذاکراتی با شاهزاده محمد بن نایف داشته و اظهار کرده که اطلاعات ذی قیمتی درباره القاعده و شاخه آن در عربستان سعودی در اختیار دارد. شاهزاده بلافاصله هواپیمای اختصاصی خود را به یمن روانه کرده تا عسیری را از شهر مأرب یمن به کاخ شاهزاده منتقل کند. فرد انتحاری نه برای توبه و دادن اطلاعات به سعودی ، بلکه برای ترور شاهزاده محمد بن نایف رفته بود. هماکنون شاهزاده نایف، پسرش وتشکیلات «القاعده فی جزیره العرب» و یمن (که به ملجأ و پناهگاه تروریستهای القاعده مبدل شده) به کانونهای توجه رسانههای جهان و منطقه تبدیل شدهاند.
پرسشهای زیادی پیرامون نایف و فرزندش مطرح است از جمله: 1- نقش نمایش ترور که همزمان با تلاشهای تبلیغاتی و سیاسی شاهزاده نایف جهت ارتقای مقام و تحکیم جایگاه به عنوان ولیعهد آینده سعودی بوده، چه کمکی به نایف و پسرش میکند؟
2- همگان از ارتباطات نایف و فرزندش با روحانیون وهابی تندرو و افراطی آگاهند و نیز نقش روحانیون تندرو در حمایت معنوی القاعده و گروههای سلفی جهادی برای همگان مشهود است، بنابراین اقدام اخیر القاعده را چگونه میتوان تفسیر کرد؟
3- آیا این اقدام نمایشی جهت فریب افکار عمومی و پاک کردن ردپاهای ارتباطات نایف با گروههای تروریستی القاعده بوده است. شخصیت و چهره شاهزاده نایف در رسانههای خبری غرب مخدوش بوده و او به عنوان یک شخصیت متعصب با گرایشهای محافظهکارانه و وهابی مسلک معرفی شده است. این سوابق ذهنی و فکری برای شاهزاده نایف مشکلات عدیدهای در راه ارتقای وی به کرسی ولایتعهدی ایجاد کرده است.
4- نقش این ترور با دستگیریهای اخیر جوانان وابسته به القاعده چیست؟
برخی از آگاهان به مسائل سعودی بر این باورند که این ترور واقعی بوده و ارتباطی به اقدامات شاهزاده نایف جهت برپایی دادگاه امنیتی برای محاکمه افراد القاعده داشته است. دیپلماتهای غربی در ریاض گزارشهایی از فعالیتها و تلاشهای نایف برای تحکیم جایگاه و قدرت خود در روند تصمیمگیری در درون خاندان سعودی تهیه کردند. آنها ابزارهای اقتدار وی را حول موارد زیر برشمردهاند:
1- وزارت کشور و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی آن را بیش از دو دهه در اختیار دارد.
2- پیوندها و روابط ممتازی با دستگاه روحانیت سعودی دارد و به عنوان ناظم توازن قدرت میان روحانیت وهابی و خاندان سعودی شهرت داشته است.
3- به عنوان یکی از هفت شاهزاده سدیری(ملک فهد، شاهزاده سلطان و شاهزاده سلمان و خود نایف از سدیرهای معروفاند)، در میان شاهزادگان با نفوذ سعودی جایگاه ویژهای دارد.
4- پایگاه قوی در میان جریانات سنتی و محافظهکار سعودی دارد. این جریانات نفوذ قوی در تحولات داخلی این کشور دارد.
5- مدیریت و مهندسی مبارزه با تروریسم و تشکیلات مربوطه را به عهده دارد.
6- دستگاه مطاوعه امنیت (هیأت امر به معروف و نهی از منکر) که چشم و گوش شاهزاده نایف است یک ظرفیت پرقدرتی در اختیار وی گذاشته است.
اخیراً بودجه سنگینی جهت ارتقای سطح این دستگاه اختصاص یافته و فناوریهای مدرن امنیتی و اطلاعاتی در اختیار این دستگاه قرار گرفته است.
7- پروندههای خارجی نیز به عهده شاهزاده نایف است از جمله: پروندههای روابط عربستان سعودی با کشورهای حوزه خلیجفارس و شبه جزیره العرب از جمله پرونده ایران و یمن
بیماری شاهزاده سلطان(برادر تنی شاهزاده نایف) زمینههای ارتقای نایف بن عبدالعزیز را فراهم ساخته و به عقیده دکتر خالدالدخیل استاد علوم سیاسی عربستان سعودی، اقدام اخیر القاعده و ترور نافرجام فرزند نایف میتواند به تحکیم و ارتقای شاهزاده نایف بسیار کمک کند.
به عقیده برخی از آگاهان به مسائل سعودی، پیوند مستحکم روابط میان نایف و دستگاه روحانیت این کشور نقش موثری در موازنه قدرت و تحکیم جایگاه شاهزاده به عنوان ولیعهد خواهد داشت.
دولت سعودی در گزارش منتشر شده در اکتبر 2008 آمار حوادث ترورها را اعلام کرد که در عملیات تروریستی در سالهای
2006-2003، 90 شهروند کشته و 439 زخمی در مقابل 74 نیروی امنیتی کشته و 657 نفر زخمی شدند و بسیاری از هستههای القاعده و گروههای سلفی جهادی در این راستا منهدم شده است.