
محیط زیستی که تمامی مسؤولان بر حفظ و نگهداری و بهرهبرداری اصولی و علمی از آن تأکید میکنند ولی در عمل ما شاهد آن هستیم که به دلیل ضعفهای موجود در مدیریت این بخش، همواره تجاوز و تخریب محیط زیست خواسته یا ناخواسته صورت میپذیرد و این اقدامات همراه با پیامدهای زیستی، اجتماعی، اقتصادی و ... این سرمایه ملی را تحتالشعاع قرار میدهد. از سوی دیگر باید توجه کرد که محیط زیست متعلق به همه است و اینکه بخشی به دلیل منافع حوزه خود دست به تخریب میزند و یا با کارها و اقدامات غیرکارشناسی محیط زیست را در معرض تهدید قرار میدهد ناشی از عدم درک صحیح این موضوع است. بنابراین چارهای جز اعمال و اجرای قوانین حفاظت از محیط زیست باقی نمیماند و کوتاهی در برخورد با مراکز متخلف و چشمپوشی از تخلفات این بخش شاید در کوتاه مدت به چشم نیاید، اما در درازمدت مرگ تدریجی گونههای جانوری و گیاهی و به تبع آن تهدید انسانی را شاهد خواهیم بود.
متأسفانه در دوره چهارساله گذشته به رغم اقدامات صورت گرفته جهت حفاظت از محیط زیست، به دلیل عدم استفاده از نظرات کارشناسان خبره و عاشق این حوزه و عدم اعمال قوانین حفاظت از محیط زیست شاهد آن بودیم که تخریب برخی حوزههای اکوسیستمی افزایش چشمگیر داشته است و هرچه خبرنگاران و رسانهها با انتشار اخبار درصدد جلوگیری از تخریب برآمدند بازهم کار به همان روال گذشته ادامه یافت. گویا مسؤولان این سازمان البته در برخی بخشها، پنبه در گوش کرده و نخواستهاند واقعیتهای موجود را بشنوند.
متأسفانه سازمان محیط زیست در حساس کردن مردم و تشکلهای مردمی در حفاظت از محیط زیست نه تنها عملکرد مثبتی نداشته است بلکه همواره این اقشار را رودر روی خود دیده به گونهای که بسیاری از فعالان محیط زیست از عملکرد این سازمان گلایه داشته و بر بیتفاوتی سازمان متولی خرده گرفتهاند.
از سوی دیگر، به دلیل ضعف عملکرد در حوزه روابط عمومی سازمان در دورههای مختلف مدیریتی این سازمان شاهد آن بودیم که ارتباط دو سویه با اصحاب رسانه به شدت کاهش پیدا کرده است و بر این اساس به جز چند حوزه، خبرنگاران ترجیح دادهاند صحت و سقم اخبار خود را از سایر مراکز و افراد دریافت کنند.
همچنین سازمان حفاظت محیط زیست بر پایبندی به کنوانسیونهای بینالمللی محیط زیست تأکید داشته و دارد ولی به عنوان مثال کنوانسیون رامسر که در رابطه با حفاظت از تالابها است و از سوی ایران طرح و به تصویب رسیده است را به دست فراموشی سپرده و شاهد آن هستیم که بسیاری از تالابهایی که از نظر اکوسیستمی منحصر به فرد است در حال نابودی است.
برابر اعلام کارشناسان، به عملکرد سازمان حفاظت محیطزیست نمیتوان نمره قبولی داد، بنابراین لازم است تا رئیس جدید این سازمان حساس با به کارگیری توان سایر مراکز دستگاههای مختلف مشارکت آنان را جهت حفاظت از محیط زیست جلب کند.
در برخورد با مسائل نیز بدون هیچگونه چشمپوشی متخلفان را به مردم معرفی کنند تا مردم بدانند که چه کسی حق زیست آنان را در معرض خطر قرار میدهد.
توسعه پایدار منهای محیط زیست حرکت در مسیر بیبازگشتی است که باید منتظر آثار و تبعات آن باشیم. با این حال انتظار میرود مدیریت جدید این سازمان بتوانند آهنگ حرکت لاکپشتی حفاظت از محیط زیست را تغییر داده و با بهرهگیری از تجربیات علمی صاحبنظران، همگان را بر حفاظت از محیط زیست حساس کند.