
تا 10 دقیقه پیش خبری از داد و فریادهایش نبود ولی پاسیها که تا دقیقه 80 از آبیهای اهواز عقب بودند با زدن دو گل در عرض 6 دقیقه دنیا را بر سر عزیزی خراب کردند تا خداداد عصبانیتر از قبل به گل دوم همدانیها و داوری معترض باشد. بالاخره داور سوت را میزند و خداداد دوان دوان به وسط زمین می رود تا به داور بگوید تو تیمم را شکست دادی نه پاس!
هیچکس جلودارش نیست و انگار خون جلوی چشمانش را گرفته که این طور با خشم به داور خسته نباشید میگوید. همه به رختکن رفتهاند و خداداد هنوز مات و مبهوت با خودش میگوید دیدی چطور سر تیمت را بریدند!
عصبانیتش هنوز فروکش نکرده، بوستانی از خداداد اجازه میخواهد تا به کنفرانس پس از بازی برود اما خداداد به مربی دروازهبانانش میگوید:«این بار خودم میروم.» همه از تصمیم خداداد تعجب کردهاند. او بعد از صحبتهای جنجالیاش در کنفرانس مطبوعاتی بازی پرسپولیس و استقلال اهواز با تماس شریفی از مصاحبه کردن منع شده بود. خداداد هم با قبول درخواست شریفی به رئیس کمیته انضباطی قول داده بود که فعلاً سکوت کند. ولی این بار داستان فرق میکرد، جانش به لبش رسیده بود و سرخی صورتش از شدت عصبانیتش حکایت میکرد تا زیر قولش بزند و سکوتش را بشکند. خبرنگاران از دیدن خداداد در سالن کنفرانس تعجب کردهاند و از یکدیگر میپرسند مگر او ممنوعالمصاحبه نیست؟!
با همان چهره برافروختهاش شروع به صحبت میکند، سکوت سالن را پر میکند:«تمام نتایج لیگ با ضعف و اشتباهات داوران رقم میخورد و... من و بازیکنانم در نتیجه بازی نقشی نداریم... این قدر درباره دستمزدشان جنجال کردند اما به نظرم به آنها 100میلیون هم بدهند باز هم همین آش و همین کاسه است. چون ظرفیت داوری ما همین است.»
برافروختگی صورتش با گفتن این جملهها هر لحظه بیشتر میشود تا دوباره خداداد، همان خداداد معترض همیشگی و جنجالساز شود که انتظارش را داشتیم.