
سخنان سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای شورای هماهنگی اصلاحات را که در برخی روزنامههای روز شنبه 88/6/7 منعکس شده بود باید از مصادیق سخنان کسانی دانست که به رغم تحولات پس از انتخابات و افشای برنامههای بیگانگان و عوامل داخلی آنها، خود را به خواب زده و حاضر نیستند واقعیتها را بپذیرند و بیدار شوند.
آقای خاتمی در این سخنان به خطر «مسخ انقلاب توسط انقلابینماها» هشدار داده و میگوید: «اصلاحطلبان به رغم تلاشها برای بیرون کردن آنها، در صحنه میمانند و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره، هزینهها را برای بازگشت انقلاب به مسیر خود کاهش میدهند.»
خاتمی در این دیدار از اینکه «چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن و بیاعتنا به نظر مردم نشان داده میشود» اظهار نگرانی کرده و بدون اشاره به نقش خود و نامزدهای شکست خورده در انتخابات در ایجاد آشوبها و به صحنه کشاندن هواداران به کف خیابانها، مدعی میشود که در رسالت اصلاحطلبان و عقلای منصف، مقابله با انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است.
خاتمی آنگاه با ادعای اینکه «آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید میکند» مدعی میشود: «امروز باید مصممتر از پیش به خواسته بحق جنبش اصلاحطلبی یعنی «تغییر» پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم، بازگشت دوباره به اصول اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است.»
آقای خاتمی فراموش کرده است که نسل کنونی که دوران هشت ساله ریاست جمهوری ایشان را تجربه کرده است، آن دوران را تلخترین دوران پس از انقلاب در هجمه به ارزشهای انقلاب و تحقیر نمادهای اصلی آن یعنی امام، دفاع مقدس و ... میدانند.
آقای خاتمی در دوران هشت ساله ریاست جمهوری خود از یک سو بستر لازم را برای بیحرمتی همفکران خود نسبت به امام و انقلاب و مخدوش کردن اصول و ارزشهای نظام اسلامی در عرصه مطبوعات و نشریات هنجارشکن فراهم کرد و از سوی دیگر کارگاههای توسعه سیاسی وزارت کشور در زمان دولت ایشان بدیهیترین اصول قانون اساسی و مبانی جمهوریت و اسلامیت نظام را نادیده انگاشت و زمینه تلخترین تحرکات علیه نظام اسلامی را فراهم آورد.
آقای خاتمی که دم از اصول قانون اساسی میزند براساس کدام معیار و میزان، قبل از پایان رأیگیری در انتخابات دهم به میرحسین موسوی به خاطر پیروزی در انتخابات تبریک میگوید و پس از آن نیز با شعار افراطیون در بحث موهوم «تقلب در انتخابات» همنوا شده و هزینهای را به نظام اسلامی تحمیل میکند که تا سالها رفع آثار منفیاش امکانپذیر نیست.
به راستی چه کسی از صبح روز شنبه 23 خرداد عوامل اصلی و حاشیهای را در اعتراض به شعار موهوم«تقلب» به خیابانها کشاند و با آتش زدن اتوبوسها و بانکها و اموال عمومی و خصوصی فضای ناامنی را در مرکزیت نظام اسلامی تحمیل کرد که از هیچ راهی جبران آن امکانپذیر نیست. آیا آقای خاتمی یکبار جهت مهار و کنترل آشوبها پا به صحنه گذاشت و همفکران و یاران خود را که عوامل اصلی آشوب بودند، محکوم کرد؟
به طور طبیعی هیچ کس از دستگیری و بازداشت و زندان راضی نیست، اما آنچه صحنهگردانان اصلی ماجرا این روزها در دادگاهها مطرح میکنند و مینویسند، حتماً برای آقای خاتمی باید قابل توجه باشد، آنگاه که از اهداف پشت پرده و طراحیهای پنهان حوادث حکایت دارد، حوادثی که آقای خاتمی با تجاهل آن را «نسبتهای ناروا» به «چهرههای خوشنام و خوش سابقه» تعبیر میکند. اما آقای خاتمی در پایان سخنانش در این جمع میگوید: متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد. وی با اعلام آمادگی برای پرداخت هر هزینهای میافزاید:«رسالت اصلاحطلبان و تمامی خیرخواهان جامعه، مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینهای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینهای دریغ نخواهیم کرد.» حال سؤال این است که آقای خاتمی کدام هزینه سنگینتر از توهم پراکنی و ادعای تقلب در مورد شکوهمندترین انتخابات تاریخ ایران است که شما و همفکرانتان با ادعای آن حماسه شکوهمند مردم ایران را تیره و تار جلوه دادید و کدام هزینه برای نظام سنگینتر از همراهی و حمایت دشمنان قسمخورده نظام با کسانی است که هنوز ادعای «اصلاحطلبی» دارند، ادعایی که مردم ایران در چند انتخابات گذشته بر آن خط بطلان کشیده و آنها را نفی کردهاند.