آخرین دیدار هفته ششم رقابتهای لیگ برتر با تساوی تیمهای پرسپولیس و شاهین بوشهر به پایان رسید تا 60 هزار هوادار سرخی که بعد از افطار زحمت رفتن به ورزشگاه آزادی را به خود داده بودند تا شاهد هنرنمایی تیمشان باشند به این باور برسند که پرسپولیس مثل فصل پیش به هیچ جا نخواهد رسید، تازه شاید اوضاع بدتر از این هم باشد.پرسپولیس در شرایطی مقابل شاهین بوشهر تن به تساوی داد که با نمایش قابل قبول هفته پیش برابر ذوب آهن، خیلیها شانسی برای تیم محمود یاوری قائل نبودند ولی پرسپولیس آنقدر بد بود که سرهنگ پیر چند روز بعد از تحویل گرفتن تیم ناامیدش مقابل سرخها و در تهران، حتی پیش هم افتاد و اگر بازی 100 دقیقه بود چه بسا پیروز هم میشد. پرسپولیس که این فصل با از دست دادن نامدارانش و حذف برخی ستارگان به زعم مدیر عامل قرار بود تبدیل به تیمی کمحاشیه برای نشانه رفتن صدر جدول باشد، مقابل شاهین نشان داد که در لیگ نهم حرف زیادی برای گفتن ندارد. پرسپولیس از ستاره و چهره پرحاشیه خالی شد از بازیکن هم، اینکه چرا این روزها حسین بادامکی تمام شده تبدیل به بازیکن ثابت پرسپولیس شده سؤالی است که هواداران سرخ در اواخر بازی مقابل شاهین آن را فریاد زدند، ولی خب بازیکن چاق فصل قبل و کند و کم تحرک این فصل معتقد است که برخی پول میگیرند تا علیه او شعار دهند و کمی هم نیست که بگوید مگر تو برای پرسپولیس چه کردهای که چشم دیدنت را نداشته باشند. از بادامکی که بگذریم به خرید پرسروصدای جناب مدیرعامل میرسیم، گلزن قهار فصل قبل پیام خراسان و نیمکت نشین ثابت این روزهای پرسپولیس، البته تفاوتی هم نمیکند آرفی در میدان هم که باشد کسی به او پاس نمیدهد. این نکتهای غیرقابل انکار و اظهر من الشمس است که در حد فریاد به چشم میآید و کسی هم نمیتواند منکر آن شود، مهاجمی که برای پیام مثل آب خوردن گل میزد ولی ظاهراً قرار نیست گلی برای پرسپولیس برویاند. خب یکی پیدا شود و از جناب مدیرعامل همیشه مدعی سرخها سؤال کند که آرفی را برای تزئین نیمکت خریدی؟ یا ... بگذریم، شیث رضایی تنها بازمانده از نسلی است که همه توسط انصاریفرد قلع و قمع شدند. او بعد از یک فصل غیبت و دوری از تیم محبوبش آمد تا شاید عصای دست پرسپولیس باشد در کنار باقری، در روزهای بیستاره پرسپولیس ولی او هم در ترکیبهای پرایراد و عیب کرانیکار جایی ندارد تا ثابت شود که کرانیکار هنوز تیمش را به درستی نمیشناسد، ثابت شود او تیمش را بدون برنامه راهی میدان میکند و ثابت شود کرانیکار نمیداند چه تیمی را تحویل گرفته است. به همه اینها اضافه کنید بازیهای ضعیف و بیاثر بازیکنانی چون میثم بائو، مجتبی شیری، عادل کلاهکج، نبیالله باقریها، میثاق معمارزاده، علیرضا محمد و ... که انگار همگی در فصل قبل جا ماندهاند و تنها در زمین راه میروند و دوندگیهای باقری و گلزنیهای نوروزی را به هدر میدهند!خب از همه این اوصاف فقط میتوان به یک نتیجه رسید و آن اینکه پرسپولیس تیمی نیست که بشود به آیندهاش امیدوار بود، پرسپولیس بد است و با ادامه روند موجود، بدتر میشود. سرخها درون دروازه با مشکلی به نام زیبا گل خوردن مواجهند، مشکلی که بعد از خداحافظی عابدزاده گریبانشان را گرفته و گویا قصد رها کردنشان را هم ندارد. حقیقی فصل قبل و معمارزاده امروز هیچ کدام در قد و قواره حراست از قفس توری پرسپولیس نیستند، همین. خط دفاع چیزی وحشتناکتر از پنیر سوییسی است؛ هشت گل خورده در 6 بازی برای تیمی که مثلاً داعیه قهرمانی دارد اگر نام دیگری غیر از فاجعه سراغ دارید بگوئید. یادش بخیر زمانی دفاع سرخها سرآمد همه لیگ بود. وقتی تمام بار حمل و تقسیم توپ و حتی گلزنی بر عهده یک بازیکن 37 ساله باشد و بقیه فقط نگاه کنند میشود فهمید که از این خط هافبک نباید انتظار انجام کارهای خارقالعاده داشت. یک کلمه و آن اینکه خط هافبک پرسپولیس نمیتواند برای خط حملهاش پشتوانه مناسبی در امر توپسازی باشد و این یعنی پرسپولیس نه زلزله که تیمی کاملاً بیآزار است؛ قابل توجه استقلالیها برای بازی 10 مهر. در خط حمله اگر نوروزی را فاکتور بگیریم که خوبتر از بقیه است. این سؤال باقی میماند که کرانیکار چرا از مهاجم برزیلیاش که هرگاه به میدان آمده خوب بوده کم استفاده میکند. وسلی مهاجم تند و تیزی است و البته تکنیکی که به دلایل نامعلوم کمتر از بقیه میدان میبیند، این موضوع درباره تیاگوی هافبک هم صدق میکند. از پیستونهای چپ و راست هم که چیزی نگوییم بهتر است، علیرضا محمد و جلال اکبری که البته یک خط در میان بازی نمیکنند و وقتی بازی میکنند... 6 هفته از لیگ گذشته پرسپولیس 2 برد و 4 تساوی کسب کرده و 10 امتیازی است ولی سؤال مهمی که هواداران این تیم را به خود مشغول کرده این است که آیا واقعاًاین تیم پرسپولیس است؟