سرویس ورزش جوان آنلاین: بالاخره نیمه اردیبهشتماه از راه رسید و فوتبالیها منتظرند تا ببینند وعده رئیس فدراسیون مبنی بر معرفی سرمربی جدید محقق میشود یا نه. عملی نشدن وعدهها یکی از نقدهای اساسی کارلوس کیروش به تاج و دوستانش بود و حالا بلاتکلیفی نیمکت تیم ملی را نیز باید به وعدههای آنها اضافه کرد، با این تفاوت که در زمان کیروش بازی تدارکاتی جور نمیشد، اما حالا که دو بازی دوستانهمان قطعی شده، ما سرمربی نداریم.
اصرار به پنهانکاری
دلیل این همه پنهانکاری برای مخفی ماندن گزینههای مدنظر معلوم نیست. آقای رئیس تأکید دارد که به غیر از خودش و یکی، دو نفر از اعضای هیئت رئیسه کسی نباید نام گزینهها را بداند. معلوم نیست این طرز تفکر چگونه مهدی تاج را تحت تأثیر قرار داده تا جایی که همین پنهانکاریها موجب شده هر روز بر تعداد گزینههای پیشنهادی و احتمالی افزوده شود. طبق آنچه رئیس فدراسیون گفته بود، نیمه اردیبهشتماه زمان قطعی معرفی سرمربی جدید است، با این حال وقت تلف کردنهای تاج آنقدر زیاد شده که به این زودیها امیدی به مشخص شدن تکلیف تیم نیست.
گزینههای تکراری
وقتی اسامی گزینههای خارجی در رسانهها منتشر شد، معلوم بود که باز هم مثل گذشته نام بسیاری فقط برای خالی نبودن عریضه مطرح شده و میشود. لوپتگی، کلینزمن، بلان و ادووکات همان گزینههای خارجی هستند که از همان اول بحث آمدنشان منتفی بود. در این بین هروه رنار تنها کسی بود که گفته میشود مذاکرات با او تا حدود زیادی جدی شد، اما از آنجا که تاج دوست دارد همه مسائل کاملاً محرمانه دنبال شود، معلوم نیست نتیجه مذاکرات مثبت بوده یا منفی. اصرارهای بیمورد فدراسیون بر مذاکرات محرمانه گره انتخاب سرمربی را کورتر کرده است.
در این بین فقط شرایطی مهیا شده تا برخی گزینههای تکراری داخلی دوباره عرضاندام کنند. علی دایی فعلاً مطرحترین مربی وطنی است که نامش سر زبانها افتاده و خبرها حاکی از آن است که توافق فدراسیون با او را نباید دور از ذهن خواند. شهریار همین چند روز پیش به خاطر مصاحبه انتقادی از سایپا اخراج شد، به این ترتیب فعلاً بیکار است و با خیال راحت میتواند پیشنهاد احتمالی فدراسیون فوتبال را بررسی کند. البته از آنجا که کیروش پرتغالی هشت سال تمام مرد اول نیمکت ایران بود، بازگشت مجدد دایی به تیم ملی هیچ توجیه منطقی نخواهد داشت، بهویژه اینکه دایی سابقه خوبی در هدایت تیم ملی در کارنامه ندارد.
فرصت به فرصتطلبان
جالب اینکه تعلل بیش از حد آقایان موجب شده تا برخی دیگر از مربیان وطنی از این آشفتهبازار سوءاستفاده کنند و از علاقهشان به حضور در تیم ملی بگویند. البته کار به همینجا ختم نمیشود و قاعدتاً در چنین اوضاعی دلالان و واسطههای فرصتطلب نیز تلاش میکنند تا شرایط را به نفع خود تغییر دهند.
بازی بدون سرمربی
از همان ابتدا هم تاج تأکید میکرد که پس از روشن شدن تکلیف بازیهای دوستانه، جانشین کیروش هم انتخاب خواهد شد تا در بازیهای پیشرو تیم ملی سرمربی داشته باشد. طبق برنامه قرار است یوزپلنگها ۱۶ خردادماه در ورزشگاه آزادی مقابل سوریه به میدان بروند و پس از چند ماه وقفه آمادگی خود را محک بزنند. به غیر این دیدار بازی با کرهجنوبی نیز نهایی شده و ۲۱ خرداد تیم ملی در ورزشگاه جام جهانی سئول مقابل این تیم به میدان میرود، آن هم درحالیکه نه تکلیف سرمربی معلوم است و نه آینده و برنامه این تیم! جای تعجب است که فدراسیون فوتبال بهرغم تمام ادعاهای خود بهجای آنکه هرچه سریعتر تکلیف را روشن کند، زمان را عمداً از دست میدهد؛ نه جزئیات مذاکرات مشخص است، نه گزینههای مدنظر. این وسط فقط تیم کشورمان است که در بلاتکلیفی محض بسر میبرد و معلوم نیست که یک مربی خارجی روی کار میآید یا سناریوی تکراری استفاده از مربی وطنی دوباره اجرا خواهد شد.