سرویس جامعه جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، انتقامگیریهای شخصی یکی از رفتارهای خشنی است که رد آن در بسیاری از پروندههای قتل به چشم میخورد. در این قبیل پروندهها، افراد به دور از ساختارهای قانونی، با یک تصمیم اشتباه مرتکب حوادث خونینی میشوند که گاهی متلاشیشدن کانونهای خانواده را به همراه دارد. در یکی از این پروندهها مرد جوانی به خاطر انتقام از همسایهاش حادثهای خونین را رقم زده است. این پرونده بیستم اردیبهشت سال۹۶ با کشف جسد مرد جوانی به نام هادی در یکی از گاوداریهای پاکدشت به جریان افتاد. بعد از حضور مأموران پلیس در محل و انتقال جسد به پزشکی قانونی، کارآگاهان پلیس در تحقیقات اولیه دریافتند یکی از کارگرهای گاوداری به نام عظیم بلافاصله بعد از حادثه ناپدیده شده است.
به این ترتیب همسر وی مورد تحقیق قرار گرفت و آن زن در توضیح به مأموران گفت: «هادی در همسایگی ما بود و از مدتها قبل برایم ایجاد مزاحمت میکرد تا اینکه مجبور شدم موضوع را با شوهرم در میان بگذارم. بعد از شنیدن حرفهایم قرار بود شوهرم با او صحبت کند تا اینکه شنیدم هادی به قتل رسیده است. باور کنید از قتل اطلاعی ندارم و نمیدانم شوهرم کجاست.» بعد از توضیحات زن جوان، عظیم تحت تعقیب قرار گرفت تا اینکه یک هفته بعد از حادثه وی با مراجعه به اداره پلیس به قتل اعتراف کرد. با اقرارهای متهم و بازسازی صحنه جرم، پرونده بعد از صدور کیفرخواست به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و روی میز هیئت قضایی همان شعبه به ریاست قاضی عبداللهی قرار گرفت. ابتدای جلسه نماینده دادستان گفت: از آنجا که اولیایدم شناسایی نشدهاند از طرف قوهقضایی درخواست دیه دارم در غیر این صورت درخواست قصاص میکنم. در ادامه عظیم در جایگاه قرار گرفت و در شرح ماجرا گفت: «مدتی بود همسرم از من میخواست تا خط تلفن همراهش را عوض کنم، اما اهمیتی ندادم تا اینکه روزی همسرم سر صحبت را باز کرد و گفت: مرد غریبهای برای او ایجاد مزاحمت میکند. چند روزی خط تلفن همسرم را کنترل کردم تا اینکه متوجه شدم هادی که در همسایگی ما زندگی میکرد مزاحم همسرم میشود. سراغش رفتم و خواستم دست از مزاحمت بردارد، اما بیفایده بود.»
متهم در خصوص قتل گفت: «این موضوع مرا خیلی عصبانی کرده بود و کلافه بودم. حتی چند روز سر کار نرفتم و خانه را زیر نظر داشتم تا اینکه یک روز دیدم مقتول از دیوار خانه بالا رفت و داخل حیاط پرید. بلافاصله با کلید در حیاط را باز کردم و وارد خانه شدم. مقتول با دیدن من هراسان از خانه بیرون رفت. همان موقع همسر و دو فرزندم را به خانه مادرم بردم و بعد سراغ هادی رفتم. از او خواستم برای صحبت به محل کارم در گاوداری برویم. وقتی به آنجا رسیدیم با چاقوی سلاخی ۹ضربه به او زدم و بعد فرار کردم.» متهم در آخر گفت: «قصد داشتم از ایران خارج شوم، اما قبل از خروج از کشور مادرم تماس گرفت و گفت: همسرم را بازداشت کردهاند آنجا بود که خودم را معرفی کردم. فکر کردم اگر فرار کنم پلیس همسرم را رها نمیکند و دو فرزندم باید بدون پدر و مادر بزرگ شوند.
دادستان برایم درخواست دیه کرده است، اما پولی برای پرداخت دیه ندارم. از طرفی بعد از این ماجرا همسرم از من جدا شد و رفت. بنابراین چیزی برای از دست دادن ندارم به همین خاطر برای اعدام آمادهام.» در پایان هیئت قضایی پس از شور از آنجائیکه متهم توان پرداخت دیه را نداشت وی را به قصاص محکوم کرد.