کد خبر: 918904
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۳:۵۹
زن معتاد با پوشیدن لباس شیک و گذاشتن کلاه‌گیس سوار خودرو‌های عبوری می‌شد و منتظر می‌ماند تا شوهر صیغه‌ای‌اش با همدستی مردی دیگر سناریوی متوقف کردن خودرو و اخاذی و سرقت از راننده را اجرا کنند.
به گزارش خبرنگار ما، تیرماه امسال بود که مردی به اداره پلیس رفت و از دو مرد و یک زن به اتهام سرقت خودروی خود و اموالش شکایت کرد. شاکی در توضیح ماجرا گفت: مدتی است با خودروی پرایدم مسافرکشی می‌کنم. ساعتی قبل در یکی از خیابان‌های شرقی تهران در حال رانندگی بودم که زن جوانی کنار خیابان دست تکان داد و خواست او را سوار کنم. زن جوان که سراسیمه به نظر می‌رسید مدعی شد لحظاتی قبل حال مادرش بد شده و اورژانس او را برای درمان به بیمارستان منتقل کرده است و الان می‌خواهد به ملاقات مادرش برود.
او را سوار کردم و به طرف بیمارستان به راه افتادم تا اینکه پس از طی مسافت کوتاهی وقتی به خیابان خلوتی رسیدم خودروی سواری که دو مرد جوان سرنشین آن بودند راه مرا سد کردند. در حالی که شوکه شده بودم دو مرد جوان با شوکر و چاقو به من حمله‌ور شدند و مرا به شدت کتک زدند به طوریکه زخمی شدم. آن‌ها مدعی بودند زن جوان خواهرشان است و من برای او مزاحمت ایجاد کرده‌ام. به آن‌ها گفتم که شغل من مسافرکشی است و زن جوان هم مسافر من است، اما فایده‌ای نداشت. من حتی از زن جوان خواستم به آن‌ها توضیح بدهد که در کمال ناباوری او گفت: من او را به زور سوار خودروام کرده‌ام و قصد ربودن و آزار و اذیت او را داشته‌ام. مردان خشن تمامی پول‌هایم که ۵۰۰‌هزار‌تومان بود، تلفن همراه و خودروی پرایدم را سرقت کردند و با لباس‌های خونی رهایم کردند و گریختند. وی در پایان گفت: وقتی آن‌ها فرار کردند من فقط توانستم شماره پلاک خودرو آن‌ها را به خاطرم بسپارم.
با طرح این شکایت پرونده به دستور قاضی بهشتی، بازپرس شعبه دوم دادسرای ویژه سرقت برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
طرح شکایت‌های مشابه
همزمان با ادامه تحقیقات درباره این حادثه مأموران پلیس با شکایت‌های مشابه‌ای روبه‌رو شدند که همگی حکایت از این داشت رانندگان خودرو پس از سوار کردن زن جوانی در دام دو سارق حرفه‌ای گرفتار شده‌اند و اموالشان به سرقت رفته است.
یکی از شاکیان گفت: من وضع مالی خوبی دارم. چند روز قبل با خودروام در بزرگراهی در حال حرکت بودم که زن جوان شیک‌پوشی برای من دست تکان داد. وقتی کنارش توقف کردم با التماس خواست او را به بیمارستانی در آن نزدیکی برسانم تا به ملاقات مادرش برود که سوارش کردم و به راه افتادیم. در میانه راه زن جوان از شغلم پرسید و گفت: به دنبال کار می‌گردد و به این بهانه سر صحبت را با من باز کرد تا اینکه پس از طی مسافتی وقتی به خیابان خلوتی پیچیدیم ناگهان خودروی سواری جلوی مرا گرفت و من هم مجبور شدم ترمز بزنم و کنار خیابان توقف کنم. دو مرد جوان که خیلی عصبانی و مسلح به چاقو و گاز اشک‌آور بودند به سمت من آمدند و مرا به زور از خودروام پایین کشیدند و شروع به کتک کاری کردند. یکی از آن‌ها مدعی بود که زن جوان همسرش است و من او را سوار کرده‌ام. خیلی برای من جالب بود که زن جوان هم با گریه مدعی شد که من او را فریب داده‌ام و قصد آزار و اذیت او را داشته‌ام. آن‌ها ابتدا مرا کتک زدند و بعد هر چقدر پول، طلا و اموال قیمتی داشتم ازمن به زور گرفتند و از محل گریختند.
در حالی که هر روز به تعداد شاکیان متهمان افزوده می‌شود مأموران با بررسی پلاک خودرو ازسامانه پلیس دریافتند صاحب خودرو سارق حرفه‌ای به نام حشمت است که چندین سابقه کیفری در پرونده‌اش ثبت شده و آخرین بار دو سال قبل از زندان آزاد شده است.
بنابراین مأموران مخفیگاه حشمت را شناسایی و وی را دستگیر کردند. متهم در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد و دو همدستش را به نام‌های مهناز و شهاب لو داد و مأموران پلیس هم آن‌ها را دستگیر کردند.
با خودروی‌های سرقتی زورگیری می‌کردیم
حشمت در بازجویی‌ها گفت: من معتاد به مواد مخدر شیشه هستم. چند سال قبل با مهناز در پاتوق معتادان آشنا شدم و او را به عنوان همسر دومم عقد کردم. یک‌سال قبل من و شهاب نقشه اخاذی و سرقت از رانندگان را طراحی کردیم. مهناز به عنوان طعمه در خیابان‌ها و بزرگراه‌ها سوار خودروی رانندگان عبوری می‌شد و ما هم در فرصت مناسب راه خودرو را سد می‌کردیم و به بهانه ایجاد مزاحمت برای خواهر، عروس یا همسرمان از رانندگان اخاذی می‌کردیم و در بعضی موارد هم خودروی آن‌ها را سرقت می‌کردیم. پس از آن با خودروی سرقتی در پوشش مسافرکشی از مسافران زورگیری می‌کردیم و بعد خودرو را در خیابانی رها می‌کردیم.
هر بار با گریم خاص و کلاه گیس جدید می‌رفتم
مهناز گفت: در ۱۶‌سالگی به زور به عقد مرد ۵۸‌ساله‌ای در آمدم. از همان ابتدا با شوهرم اختلاف داشتم تا اینکه سه‌سال قبل در حالی که فرزندمان ۱۴‌ساله بود از او جدا شدم. پس از این خانواده‌ام مرا طرد کردند و من هم در دام اعتیاد گرفتار شدم. مدتی قبل به عقد حشمت در آمدم که او هم پیشنهاد داد همراه او و دوستش از رانندگان اخاذی کنیم.
من هر روز پس از گریم و پوشیدن لباس‌های شیک با کلاه‌گیس جدیدی به داخل خیابان می‌رفتم و طعمه‌هایم را شکار می‌کردم. من همیشه مقداری از پول‌های سرقتی را لوازم آرایش برای گریم و کلاه‌گیس و لباس شیک می‌خریدم تا روز بعد با تیپ جدیدی به داخل خیابان بروم و شناسایی نشوم. سه متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی بهشتی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار