سرويس فرهنگى جوان آنلاين- ساجده براتى: دنیای امروز دنیای فناوریهایی است که هر ثانیه گسترده تر میشود. فضای مجازی هر روز پیشرفتهتر و برای استفاده کنندگان هیجان انگیزتر است. امروزه شرایط به گونهای پیش میرود که هرچه مشغله و کارهای روزمره ما زیاد باشد؛ باز هم از تلفن همراه و فضای مجازی (به دلیل مسائل کاری یا حتی برای سرگرمی) دور نمیمانیم. دنیای مجازی که گاه میتواند برای ما مضر و گاهی میتواند مفید باشد و به کمک فرهنگ ما بیاید. برای مثال میتوان به انتشار دادن فراوان یک عکس نوشته در اینستاگرام اشاره کرد که موجی را به جنب و جوش میآورد. موضوعی که شاید زندگی یک شخص یا یک خانواده و یا فراتر از آن یک جمعیت عظیمی را در بر بگیرد. عکسی که در زیر مشاهده میکنید یکی از همین تصاویری بود که در فضای مجازی منتشر شد و به دنبال آن قشر زیادی با انتشار آن باعث رسانهای شدن این موضوع شدند.

دنیای مجازی که خود باعث تحرک کمتر فرزندان؛ حذف کتاب از سبد خرید خانوار و کاهش مطالعه شده است؛ در اینجا به کمک یک ناشر آمد تا مسئولین را نیز مطلع و پیگیر این جریان کند. از عکس بالا متاسفانه متوجه شدیم " انتشارات رود پس از ۲۰ سال فعالیت تعطیل میشود! " انتشاراتی که با رقیب مجازی و در شرایط سخت توانست به کار خود ادامه دهد، اما اکنون به دلیل شرایط اقتصادی باید از مشتریان و دوست دارانش خداحافظی کند و فضا را برای مجازیان بازتر کند!
به همین بهانه به سراغ مدیر مسئول انتشارات رود رفتیم و گفتوگویی با محمد زارع داشتیم.
آقای زارع لطفا برای ما از شروع کارتان بگویید.
انتشارات رود از سال ۱۳۷۳ شکل گرفت و از سال ۱۳۷۷ این مغازه را خریداری و تبدیل به کتابفروشی کردم. کتابفروشی رود حرفهای کار میکرد. کتابفروشی شغلی است که مردم باید آن را نگه دارند اگر مردم پشتیبان نباشند کتابفروشی یکسال هم دوام نخواهد آورد چه برسد به ۲۰ سال! واقعیت این است که ما در اینجا خیلی گزیده کتاب میآوردیم و کتابها خیلی خوب ارائه میشد. به نحوی که مشتریان تماس میگرفتند و میگفتند کتابهای جدیدتان کی منتشر میشود؟ و ما هم طبق نظرات مخاطبمان تنظیم میکردیم و کار را پیش میبردیم.
علت مطرح بودن این انتشارات چه میتواند باشد؟
شما در هر کتابفروشی که بروید از کتابهای آن مغازه میتوانید به طرز تفکر مدیر آن پی ببرید. اعتقاد دارم که کار کتاب باید پاسخگوی بازار خودش باشد و مشتری خودش را در عین حال ارتقاء دهد. یکی از علتهایی که ما شناخته شدیم و پسندیده شدیم نیز همین قضیه بوده است. ما به مخاطب چیزی تحمیل نمیکنیم. کتابفروش باید مخاطب را راهنمایی کند، ولی نمیتوان ذائقه آن را تغییر داد بلکه باید آن را ارتقاء داد.
از خودتان بگویید؛ اینکه شنیدهایم شما تسلط زیادی به تمامی کتابها دارید و راهنمای خوبی برای خریداران هستید.
کتاب فروش خود پرداز کتاب نیست اینکه سکه بنداز و نوشیدنی بگیر نیست. کتابفروش باید کتاب را معرفی کند و کتابهای هم تراز و مولفان و مترجمان جدید را معرفی کند. مولفی که یک کتاب را ده بار بازنویسی میکند و وقت میگذارد به این امید است که کتابفروش این کتاب را به دست مردم بدهد، اما اگر نتواند این کار را انجام دهد و تنها فروشنده باشد؛ خیانت کرده است.
چرا این شغل را انتخاب کردید؟
من همیشه میگویم کتابفروشی را با طباخی نباید یکی کرد. همیشه طباخی فروش بیشتری نسبت به کتاب دارد که نباید باهم مقایسه شوند. در مجموع شرایط باید باهم مقایسه شوند و در این مجموعه شرایط ما کتابفروشی را انتخاب کردیم.
دلیل انتشار خبر تعطیلی پس از بیست سال کار و حفظ مشتری چیست؟
کتاب بسیار آسیب پذیر است و الان در همین خیابان کریمخان دو سه ناشر آمدند و بعد از مدتی نتوانستند کار کنند. اما ما در توانستیم همیشه پاسخگوی مشتری باشیم. به نحوی که قضیه تعطیلی مغازه بازتاب گستردهای داشت؛ مثلا آقایی تلفن کرد و گفت: من مشتری شما بودم و چند سالی است که به کانادا رفتهام، ولی مادرم از انتشارات شما کتاب میخرید و برای من میفرستاد و الان که خبر تعطیلی انتشارات شما را شنیدهام بسیار ناراحت شدم و این جریان نشان دهندهی منتخب بودن ما توسط مردم است. ما این مکان را فروختیم و خواستیم به مغازهای بهتر تبدیل کنیم که متاسفانه در عرض دو ماه قیمتها تغییر زیادی پیدا کرد و اکنون به هیچ وجه نمیتوانیم جایی را خریداری کنیم.
از چه نهاد یا سازمانهایی توقع کمک دارید؟
اکنون در کشورهای پیشرفته مراکز فرهنگی مستقل محلی هم از طرف مراجع فرهنگی حمایت میشوند. در ایران با توجه به وضعیت کتاب خوانی حال حاضر باید به این روند کمک کرد تا زنده بماند. از وزارت ارشاد و شهرداری بعنوان متولیات این امر تقاضای کمک دارم. وزارت ارشاد در امر تسهیلات و یا شهرداری طی قراردادی میتواند مکانی را به ما اختصاص بدهد تا این انتشارات پابرجا بماند. انتشاراتی که بیست سال به کار خود ادامه داده است یعنی مهر تأیید مردم روی کارنامه اش هست. اکنون متولیان امر مدعی این هستند که میخواهند کمک به کتابفروشیهای جدید کنند و ناشران جدید وارد این عرصه شوند؛ وقتی انتشاراتی با این سابقه و این تأییدیه از مردم وجود دارد؛ چرا باید بدلیل عدم حمایت از سوی نهادهای دولتی رو به تعطیلی کشیده شود؟ البته به این نکته اشاره کنم که صنعت پیچیدهای مثل نشر با تعداد اندکی انتشارات ۵۰۰ متری نمیچرخد. این نکته تناقضی با حرف بنده ندارد و بنده هیچ ایرادی به شکوفایی انتشارات جدید نمیبینم. اما اولویت بندی آن متفاوت است. آنکه اکنون وجود دارد باید بماند؛ زنده و پویا باشد و بعد اقدام به ورود ناشران جدید هم بکنند.
نهادها باید جهت رشد فرهنگ جامعه کمک حال ناشران باشند، اما درواقع اینچنین نیست؛ یک روز ممیز دارایی به بنده گفت: اگر شما نمیتوانی اندازه یک پفکفروش مالیات بدهی بهتر است مغازه را ببندی! گفتم چشم این کار را میکنم، اما اگر روزی برای فرزندت خواستی کتابی بخری آن روز نیز بجای کتاب به او پفک میدهی؟
به نظر بنده همه چیز نباید سوپرمارکت شود؛ همهی اینها لازم است، اما رشد فرهنگ در کتاب است نه در پفک!
کتابهای خود را با ۲۵ ٪ تخفیف بفروش میرسانید؛ آیا این راهکاری مفید میباشد؟
چون هنوز کمکی به ما نشده و بزودی باید این مغازه را تحویل بدهیم کتابهای خود را با تخفیف بفروش میرسانیم تا بخاطر وجود کتابها هزینه انبارداری نداشته باشیم و بتوانیم هزینه تولید همین کتابها را دربیاوریم؛ که مردم نیز کمک حال ما بودند اگر مردم نبودند ما با بحران روبرو میشدیم، ولی برای تهیه کتابفروشی متولیان امر باید بودجه به ما بدهند وگرنه با فروش تمامی کتابها نیز در این اوضاع اقتصادی نمیتوان چارهای یافت.
اطلاعیهای که روی شیشه مغازه خود زدید در فضای مجازی فراگیر شد و مورد توجه مردم قرار گرفت. آیا تنها فضای مجازی را مؤثر میدانید؟
فضای مجازی باعث به جریان افتادن یک حرکت مردمی شد، اما حس انس با کتاب نیز مهم بود. حساسیتی که مردم از همان زمانهای قبل به این انتشارات داشتهاند. مثلا یک خانمی آمد اینجا از شنیدن این خبر بسیار ناراحت بود و یک تمثال حضرت علی (ع) را به من داد و گفت: از خدا میخواهم که شما همچنان پابرجا بمانید. برای من محبت این مردم که یک پشتوانه محسوب میشود مهم است.
آیا در دنیای مجازی شدن و الکترونیکی شدن؛ شما راهکاری برای صوتی شدن کتابهای خود انجام ندادید؟
کتاب صوتی کار خوبی است، اما تمام قضیه نیست. کتابفروشی کارکرد خودش را دارد. نمیتوان یک کتاب پانصد صفحهای فلسفه را در فضای مجازی و یا به صورت صوتی خواند! به نظر من حتی کتابهای رمان به صورت صوتی نیز آن لذت کتاب کاغذی خواندن را ندارد. اکنون در غرب هم کتابهای صوتی پیشرفته تری وجود دارد، اما هیچ گاه جای کتاب کاغذی را نگرفته است.
امیدواریم با کمک مسئولین رود زنده بماند و با قوت بیشتر از قبل به کار خود ادامه دهد.
* عکاس: میترا شهبازی