پنج سال از عمر دولتهای آقای روحانی گذشت و پس از این مدت بهنظر میرسد در تحقق شعارهایش ناموفق بود. مجموعه دولت ایرادهایی را به دولت قبل وارد میدانست، اما به نظر میرسد در خیلی از موارد همان راه دولت گذشته را ادامه میدهد؟
این دولت میتوانست با توجه به جوی که در ابتدای انتخابش به وجود آمده بود، کارهای بسیار بزرگی انجام دهد و کشور را از مشکلات و مصائب دولت قبل رها کند؛ یکی از این مشکلات بحث یارانهها بود، یعنی با جوی که آن روزها وجود داشت دولت میتوانست حداقل 60 تا 70 درصد یارانهبگیران را حذف کند و حتما نیز اعتراضی به وجود نمیآمد. بعد از آن میتوانست یارانه اقشار نیازمند را افزایش دهد و دولت را از یک بار سنگین رها و دست خود را برای ایجاد اشتغال و کارهای عمرانی باز کند، ولی متاسفانه از ترس بود یا رودربایستی این کار را انجام نداد. دولت برای عدم ریزش رای خود محاسبات نادرستی انجام داد، در حالی که اگر این کار را میکرد میتوانست ظرف چهارسال با پولهای به دست آمده حجم زیادی سرمایهگذاری و اشتغال ایجاد و آرای بیشتری را جذب کند، ولی متاسفانه نهتنها این کار را نکرد، بلکه یک کار نامناسب دیگری را اجرا و یک سبد کالا نیز به آن اضافه کرد. درواقع درست عکس کاری را که برای کاهش یارانهها انتظار میرفت انجام داد آنهم با آن وضعیت که یک نفر در صف سبد کالا کشته شد و تصاویر آن آبروریزی زیادی بهدنبال داشت. اینکه مدام پول پخش کنیم کار زشتی است که این دولت کار دولت قبل را تداوم بخشید و کاری نیز به آن اضافه کرد، در صورتی که با توجه به جوی که وجود داشت و حمایتی که از دولت در دوره اول به وجود آمد میتوانست آن پول را صرف بازسازی اقتصاد و ایجاد زیرساختها کند و با این تصمیم میتوانست تعداد زیادی شغل ایجاد کرده و درآمدهای خود را اضافه کند. متاسفانه هنوز هم این کارهای اشتباه را ادامه میدهد. من نمیدانم دولت دیگر در دور دوم از چه چیزی میترسد. البته در حال حاضر آنقدر کار بیحساب شده که اقتصاد متولی ندارد.
در نوسانات اخیر ارزی چقدر دولت را مقصر میدانید و سیاست ارزی دولت مبتنیبر دلار 4200 تومانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
در شرایط به وجود آمده برای ارز صرفا دولت فعلی مقصر نیست. متاسفانه یک ایده نادرست بین دولتمردان ایران از گذشته وجود دارد که ثابت ماندن نرخ ارز را بهعنوان هنر خود میدانند در حالی که این مطلقا هنر نیست بلکه ظلم به کشور است. ثابت نگه داشتن نرخ ارز در کشوری که تورم دارد (حالا فرضا تورمش کمتر هم شده باشد) درواقع امتیاز دادن به واردکننده و محدود کردن بازار برای تولیدکننده داخلی است. متاسفانه دولتهای ما این تابو را در ذهن خود دارند که نرخ ارز نباید نوسان داشته باشد و بعد به این کار آنقدر تداوم میدهند که بالاخره جهش ارز اتفاق بیفتد؛ درباره دولت فعلی نیز همین اتفاق افتاد. البته این جهش همزمان با اتفاقات دیگری شد که دیگر مطلقا غیرقابل اجتناب شد و الان میبینیم که چه گرفتاریای ایجاد شده است.
نکته دیگر این است که با قیمت اعلامشده فسادهای زیادی به وجود آمده است، ثبت سفارشهای بیدلیلی اتفاق افتاده تا بتوانند از این پول استفاده کنند. متاسفانه در این تصمیم یک رانت بزرگ نهفته است. دولت نرخ 4200 تومانی را به این علت در نظر گرفته تا قیمت کالاهای وارداتی و تورم افزایش نیابد. البته این کار چندان چارهساز نیست و دولت در این مورد سیاست بسیار نادرستی را در پیش گرفته است. اگر میتوانستیم ارز را مطابق با تورم سالانه افزایش دهیم (البته فاکتورهای دیگری هم در قیمت ارز دخیل است دارد) دیگر با چنین جهشهایی روبهرو نمیشدیم و بهمرور اقتصادمان نیز خودش را با آن تطابق میداد. به هر صورت ارز هم یک کالاست، ما در همه کالاها افزایش قیمت را اعمال میکنیم، اما در این کالای خاص مناسبات رانتی و نامناسبی شکل میگیرد. در کشور ما با توجه به زمینههای فساد، این مساله موضوع را پیچیدهتر میکند. به نظر من دلار با این قیمت گیر همه نمیآید و بخش زیادی از افراد دلار 4200 تومانی را با رانت دریافت میکنند. با این تصمیم فساد گستردهتر میشود.
به نظر میرسد سیاست ارزی دولت تا همینجا نیز تبعاتی را برای اقتصاد به وجود آورده است؛ صرافیها از چرخه بازار ارز خارج شدهاند، واردات کالاهای واسطهای به مشکل خورده و ثبت سفارشها بهخوبی انجام نمیگیرد.
من نمیدانم دولت منتظر چه چیزی است و قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ حدود دو ماه است نرخ 4200 تومانی را برای دلار اعلام کردهاند هزاران نفر از مردم بلاتکلیف هستند. بهخاطر بیعملی و عدم اشراف دولت صرافیها را که در طول سالهای تحریم مفر گرفتاریهای ارزی ما بودند، تعطیل کرد.
با روی کار آمدن دولت دوازدهم، برخی اعضای تیم اقتصادی دولت تغییر کرد. شما تیم اقتصادی دولت دوازدهم در مقایسه با دولت یازدهم را چگونه ارزیابی میکنید؟
تیم اقتصادی تغییر خاصی نکرده است فقط وزیر صنعت و وزیر اقتصاد تغییر کردند. به نظرم با در نظر گرفتن هر دو مورد، این تیم از تیم قبلی ضعیفتر است.
در سالهای گذشته واردات افزایش یافته و سهم کالاهای مصرفی در واردات رو به افزایش گذاشته است. این اتفاق به دلیل سیاست ارزی دولت است یا بهطور کل سیاستهای دولت مبتنیبر حمایت از واردات است؟
بهطور کلی دولتهای ما با واردکنندهها رابطه خوبی دارند و در واقع واردکنندگان دست بالا را در دولت دارند. همه بخشهای اقتصاد از تصمیمات دولت لطمه میبینند ولی واردکنندگان کمترین لطمه را تحمل میکنند. با این تعریف تمام کارهای دولت قابل توجیه است. بهعنوان مثال دوباره شایعه ایجاد وزارت بازرگانی مطرح است، این وزارت درواقع مرکز توزیع رانت بود و دوباره میخواهند برقرارش کنند. یعنی وزارت بازرگانی کار اصلیاش واردات است و زور و توان لازم را نیز برای این کار دارد. در گذشته یک کار عاقلانه کردند و این وزارتخانه را منحل و پخش کردند. در حال حاضر دوباره کسانی که عاشق رانت هستند بهدنبال ایجاد وزارت بازرگانی هستند.
مردم برایشان احمدینژاد و روحانی فرقی ندارد و گفتن اینکه تقصیر دولت قبل بود یا دولت فعلی برایشان مهم نیست؛ مردم فقط بهدنبال حل مشکلاتشان هستند ولی به نظر میرسد اهتمام لازم دراینباره وجود ندارد.
این دولت کارا نیست و تحت فشار نمیتواند تصمیم درست بگیرد. گاهی شعارهایی داده میشود ولی کار خاصی انجام نگرفته است. مثلا درباره وقایع کازرون دولت آخرین دستگاهی بود که موضعگیری کرد؛ بالاخره باید کاری صورت دهد.
دولت در سالهای گذشته بیشتر روی مهار تورم تاکید کرد. برخی کارشناسان کاهش تورم را بهدلیل از بین رفتن تقاضا در بازار و تبعات آن را تعمیق رکود میدانند. شما با این نظر موافقید؟
متاسفانه کشور ما اقتصاد درهمریختهای دارد. ما یکی از فاکتورهایی را که انگیزه برای تولید و توزیع ایجاد میکرد، حذف کردیم ولی هیچچیز دیگری جایگزین آن نکردیم. درواقع تورم را کاهش دادیم ولی نیاز بود دولت اقدام مکملی انجام میداد ولی هیچ کاری در این زمینه صورت نگرفت. بله، درست است بخشی از رکود به علت کاهش تورم در اندازههای بالاست. بخش دیگر به این علت بود که پولهایی که باید میآمد و بازار را رونق میداد به مسیری دیگر رفت و گرفتار فساد شد.
آیا دولت آقای روحانی در این سالها به اصلاحات ساختاری در حوزه اقتصاد اقدام کرد؟ بهطور کلی چه ساختارهایی را میتوانست اصلاح کند؟
به نظرم دولت در این زمینهها خیلی مشتاق انجام کاری نبود؛ یا اگر هم قصد این کارها را داشت با اولین برخوردها راهش را عوض کرد. چون به هر حال خیلیها از وضعیت موجود بهرهمندند و طبیعتا نسبت به تغییرات مقاومت میکنند، ولی این دولت اهل درگیری، سرسختی و مقاومت نبود و از کنار این موضوعات رد شد. البته در مقام حرف گاهی چیزهایی را عنوان کرد که عدهای خوششان بیاید ولی در عمل هیچ کار خاصی صورت نداد. باید خاطرنشان کرد در این برهه از زمان که کشور دچار مشکلات زیاد داخلی و بینالمللی است این بیعملی و بیتصمیمی دولت قطعا میتواند مشکل را پیچیدهتر کند.