کد خبر: 904293
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۰
چهار مرد سارق كه به اتهام قتل يكي از اعضاي باندشان بازداشت شده بودند روز گذشته محاكمه شدند.

به گزارش خبرنگار ما، دوم اسفند‌سال 94، مردي با مراجعه به كلانتري 166 لواسان از سرقت و برداشت 2ميليون و500هزار تومان از كارت عابر بانكش شكايت كرد و گفت: «براي خريد به مغازه‌اي رفته بودم و به جاي پول نقد كارت عابربانكم را دادم. بعد از خريد به استخر رفتم، اما وقتي مي‌خواستم از آنجا برگردم متوجه شدم كارت عابرم نيست. وقتي تحقيق كردم، فهميدم كارتم سرقت شده و2‌ميليون و 500هزار تومان از آن برداشت شده است.‌»
با طرح اين شكايت، تحقيقات در اين زمينه آغاز شد تا اينكه در استعلام بانكي مشخص شد با كارت شاكي از يكي از مغازه طلافروشي در شهرك شهيد محلاتي سكه خريداري شده است. سرانجام با رصد دوربين‌هاي مداربسته پسر جواني با سابقه مواد و سرقت به نام پيمان شناسايي و بازداشت شد.
پيمان در بازجويي‌ها با اعتراف به جرمش به چند فقره سرقت از منازل با همدستي سه نفر از دوستانش به نام‌هاي حميد، نصرالله و حسن نيز اعتراف كرد. همچنين در روند تحقيقات بود كه او به قتل يكي از دوستانش به نام شهرام 40‌ساله هم اعتراف كرد. او در خصوص انگيزه قتل گفت: «من و شهرام با هم دوست بوديم و مقداري طلا سرقت كرده بوديم. قرار بود شهرام مقداري از طلاها را برگرداند، اما هر بار طفره مي‌رفت به همين دليل او را با همدستي حميد و نصرالله كشتم.‌»
بعد از توضيحات متهم، دوستان او به نام‌هاي حميد 31 ساله، نصرالله 33‌ساله و حسن 32‌ساله بازداشت شدند. بعد از اقرار متهمان، پيمان، حميد و نصرالله به اتهام مباشرت در قتل، مباشرت در 25 فقره سرقت و حسن به اتهام مباشرت در دو فقره سرقت روانه زندان شدند. پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات و صدور كيفرخواست به شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و روز گذشته روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي توكلي قرار گرفت.
ابتداي جلسه، يكي از شاكيان در جايگاه حاضر شد و در طرح شكايتش گفت: «شهريور سال‌93 بود كه به دانشگاه رفتم. وقتي به خانه برگشتم متوجه شدم حدود يك‌كيلوگرم از طلاهايم سرقت شده است. اين اتفاق در روحيه‌ام تأثير بدي گذاشت و باعث شد در جلسه دفاعيه فوق‌ليسانس كه چند روز بعد بود خيلي موفق نباشم. از متهمان شكايت دارم و برايشان اشد مجازات مي‌خواهم.‌»
در ادامه ديگر شاكي نيز گفت: «در خانه نبودم كه متهمان از طريق در بالكن وارد خانه‌ام شدند و آنها مقداري طلا و سكه و دلار به ارزش 45‌ميليون تومان سرقت كردند. بعد از يكسال اطلاع دادند سارقان دستگير شده‌اند. براي آنها درخواست مجازات را دارم.‌»
سپس مرد جواني كه كارت عابربانكش سرقت شده بود، گفت: «روزي كه براي خريد به مغازه رفته بودم دستگاه عابربانك پشت شيشه‌ها بود، به همين دليل مجبور بودم رمز كارتم را بلند بگويم. گويا همان موقع سارقان در محل كمين كرده بودند و رمز كارتم را حفظ كرده بودند. آنها بعد از سرقت كارتم در مسير استخر، چند سكه به ارزش 2ميليون و 500هزار تومان خريده بودند كه متأسفانه فروشنده بدون گرفتن مدرك شناسايي سكه‌ها را تحويل داده بود.‌»
در ادامه مادر مقتول نيز به دستور رياست دادگاه در جايگاه حاضر شد و در خصوص درخواستش گفت: «‌نيمه شعبان در خانه‌مان جشن بود و همه اقوام دور هم جمع بوديم. ساعت چهار صبح بود كه يكي از آشناها به نام فرامرز دنبال پسرم آمد و آنها به بهانه ماهيگیري به سد لتيان رفتند. تا فرداي آن روز خبري از پسرم نداشتم تا اينكه پليس تماس گرفت و گفت جسد پسرم را در سد لتيان پيدا كرده است. بعد از معاينه جسد پسرم از سوي كارشناسان پزشكي قانوني وقتي آن را تحويل گرفتيم آثار جراحات و شكستگي روي سر، صورت و بدن پسرم مشخص بود اما هيچ شكايتي نكرديم. دو سال گذشت تا اينكه پليس تماس گرفت و گفت قاتلان پسرم دستگير شده‌اند آنجا بود كه به اداره پليس رفتيم و شكايت كرديم.‌»
زن سالخورده در ادامه گفت: «آنها پسرم را كتك زدند و بعد با چوب به سر و صورت پسرم حمله كردند. قاتلان با بي‌رحمي تمام بعد از آنكه پسرم بيهوش روي زمين افتاده بود به كله‌پزي مي‌روند و بعد از خوردن غذا به محل حادثه برمي‌گردند و وقتي مي‌فهمند پسرم فوت كرده‌است جسدش را به داخل سد مي‌اندازند. براي آنها درخواست قصاص دارم.‌»
در ادامه مادر مقتول در پاسخ به سؤال هيئت قضايي كه بنا به گزارش پزشكي قانوني علت فوت را مصرف بيش از حد هروئين و متادون اعلام كرده بود، گفت: «پسرم سالها قبل اعتياد داشت، اما مدتي بود كه ترك كرده و فقط ترياك مي‌كشيد. او ۱۰‌روز بود كه پاك بود و قرار بود برايش به خواستگاري برويم. محال است پسرم به خاطر مصرف مواد مخدر جان سپرده باشد. آنها دروغ مي‌گويند و خودشان قاتل پسرم هستند.‌»
بعد از درخواست اولياي‌دم، پيمان در جايگاه قرار گرفت و با انكار جرمش گفت: «وقتي براي سرقت عابربانك دستگير شدم به خاطر فشارهاي بازجويي ناچار شدم به ديگر سرقت‌ها با همدستي دوستانم اعتراف كنم. باور كنيد آن سرقت‌هاي بالكن‌رو كار من نبود. بعد از آن بود كه دوباره بازجويي فني شدم كه اين بار هم به اجبار به قتل شهرام با همدستي دوستانم اعتراف كردم.‌» او در پاسخ به سؤال هيئت قضايي درباره اينكه چرا به قتل شهرام در صورتيكه هنوز پرونده‌اي تشكيل نشده بود اعتراف كردي، گفت: «شهرام از دوستانم بود و شنيده بودم پليس مشكوك است كه او به قتل رسيده باشد به همين دليل وقتي مأموران مرا تحت فشار قرار دادند به قتل شهرام نيز اقرار كردم.‌» او در آخرين دفاعش گفت: «باور كنيد همه اين اعترافات به خاطر توهم مواد بود و به اجبار ديگر دوستانم را به عنوان همدست معرفي كردم، اما حالا بايد بگويم آنها بي‌گناهند و در قتل و سرقت‌ها نقشي نداشتند. ما فقط كارت عابر بانك را سرقت كرديم.‌»
در ادامه دو متهم ديگر به نام‌هاي حميد و نصرالله نيز با انكار جرمشان از خودشان دفاع كردند و گفتند كه پيمان به دروغ پاي آنها را به پرونده قتل و سرقت باز كرده است و آنها در زمان سرقت‌ها زندان بوده‌اند.
آخرين متهم كه با قرار وثيقه آزاد بود نيز جرمش را انكار كرد و گفت: «همه اهالي محل من و خانواده‌ام را مي‌شناسند. من از نظر مالي نيازي ندارم كه بخواهم سرقت كنم صرفاً جهت آشنايي با پيمان و به دليل مسئوليتي كه در استخر داشتم بازداشت شدم. آنجا بود كه تحت فشارهاي بازجويي مجبور شدم به دو فقره سرقت اقرار كنم، اما باور كنيد بي‌گناهم.‌»
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار