
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 11:34 روز سهشنبه 28 فروردينماه امسال قاضي محسن مدير روستا، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران با تماس تلفني مأموران150 تهرانسر از مرگ مشكوك مرد ميانسالي در يكي از خيابانهاي تهرانسر باخبر و همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي راهي محل شد. تيم جنايي در محل حادثه با جسد مرد خونيني به نام پيام روبهرو شدند كه حكايت از اين داشت در تصادفي زير چرخ خودرو به كام مرگ رفته است. نخستين بررسيها نشان داد لحظاتي قبل همسر دوم مرد فوت شده به نام گلاندام با خودروي وانت دو كابين پيكاب، پيام را زير گرفته و از محل گريخته است.
يكي از دوستان پيام كه ادعا ميكرد شاهد حادثه مرگبار بوده به مأموران گفت: همسر اولش پيام اهل يكي از شهرهاي غربي كشور است. چند روز قبل او خانه همسر اولش بود كه به من و يكي از دوستان مشتركمان گفت همسر دومش خودرواش را سرقت كرده و به او تحويل نميدهد. روز قبل از حادثه فردي با پيام تماس گرفت و گفت خودروي شاسي بلند پيكابش در يكي از خيابانهاي تهرانسر پارك است. من و دوست مشتركمان همراه پيام از شهرستان به خانهاش در تهرانسر آمديم تا اينكه ساعتي قبل پيام از من خواست دو نفري به خيابان مورد نظر برويم و منتظر بمانيم وقتي همسر دومش براي بردن خودرواش آمد خودرواش را از او بگيرد.
دو نفري به محل پارك خودرو آمديم و پيام لاستيك جلوی خودرواش را با چاقو پنچر كرد تا همسرش قادر به فرار نباشد و بعد هر دو داخل خودروي من منتظر گلاندام شديم و در نهايت گلاندام همراه يكي از دوستانش از راه رسيد و سوار خودرو شدند. پيام بلافاصله به طرف آنها رفت كه گلاندام درهاي خودرو را از داخل قفل كرد و شيشهها را هم بالا داد. دوستم به همسرش گفت خودرو را تحويل بدهد، اما او درها را باز نكرد. پيام به گل اندام گفت حكم جلبش را گرفته است و از من خواست به خانهاش بروم و كيفش را بياورم تا حكم جلب را به او نشان دهد و من هم به سرعت به خانهاش رفتم و دقايقي بعد همراه دوست مشتركمان كه در خانه بود به محل حادثه آمديم كه ديديم گلاندام با خودروي پيكاب شروع به حركت كرد و پيام هم خونين از زير خودرو بيرون آمد و بعد هم بر اثر شدت جراحات فوت كرد. همزمان با انتقال جسد مقتول به پزشكي قانوني كارآگاهان تحقيقات خود را براي دستگيري راننده خودروي پيكاب آغاز كردند تا اينكه دريافتند روز چهارشنبه 5 ارديبهشتماه گلاندام خودش را به مأموران كلانتري تهرانسر معرفي كرده است. صبح ديروز متهم براي تحقيقات به دادسراي امور جنايي منتقل شد. وي با انكار قتل شوهرش مدعي شد كه قصد زير گرفتن پيام را نداشته است.
متهم گفت: 15سال قبل پيام مرا به عنوان همسر دومش عقد كرد و الان يك پسر بزرگ داريم. او همراه من و فرزندم در تهرانسر زندگي ميكرد و گاهي هم براي ديدن زن اولش به شهرستان ميرفت.
روز چهارم فروردين امسال بود كه از پيام خواستم خودرواش را براي چند روز در اختيار من قرار دهد تا به مسافرت بروم، اما پيام گفت كه فقط سهروز خودرواش را به من ميدهد به همين خاطر من از رفتن به مسافرت پشيمان شدم، اما خودرواش در اختيار من بود. شوهرم يكي از گوشيهاي تلفن همراهش را داخل خودرواش جا گذاشته بود كه من پيدا كردم و وقتي گوشياش را باز كردم، ديدم شوهرم با زني بهصورت پيامكي ارتباط دارد كه متوجه شدم او همسر سوم هم دارد. عكسهاي دو نفري آنها داخل گوشي همه چيز را روشن ميكرد و ديگر شكي نداشتم. بلافاصله با شوهرم تماس گرفتم و به او گفتم چرا همسر سوم گرفتي كه با هم مشاجره كرديم و بعد هم عكسها و پيامهاي او را براي همسر اولش فرستادم. وي ادامه داد: همسر اولش با ديدن اين عكسها با پيام درگير شده بود كه پيام به من زنگ زد و گفت خودرواش را به او تحويل بدهم. به او گفتم شهرستان هستم و پيام مدعي شد كه شهرستان است و به همين خاطر خيالم راحت شد و به حرفش اعتماد كردم. لحظه حادثه همراه دوستم از خانهاش بيرون آمديم و سوار خودرو شديم كه شوهرم به طرف ما آمد و من هم از ترس درها را قفل كردم كه ديدم خودرو هم پنچر است. او سوار گارد جلوي خودرو شد و من هم با دنده يك به آرامي حركت كردم و از او خواستم پياده شود اما او با دست به كاپوت ميكوبيد و فرياد ميزد خودرو را به او بدهم كه روي زمين افتاد و من متوجه نشدم چطور زير لاستيك رفت.
فكر كردم او زخمي شده و از ترس فرار كردم، اما وقتي فهميدم شوهرم فوت كرده خودم را به پليس معرفي كردم. من اصلاً قصد زير گرفتن او را نداشتم اما اين اتفاق رخ داد.
متهم در ادامه براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي مدير روستا در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفت.