مرتضي اميري اسفندقه با ارائه تحليلي از مفهوم شعر انقلاب گفت: به اعتقاد من شعر پارسي، شعر انقلاب و انقلابي است چراكه در هيچ دورهاي از ادوار شعر پارسي نبوده كه يك انقلاب ادبي رخ نداده باشد. وي افزود: براي مثال ناصر خسرو قبادياني يك شاعر انقلابي است. انقلاب در شعر او، انقلابي حياتي معنوي و اعتقادي است. ناصر خسرو اساساً به خاطر حرفهاي تند و گزندهاش در دوران خويش به دره يمگان تبعيد ميشود و فحواي كلامش اين بوده كه جامعه ايده آل بايد به تعاليم نبوي و علوي پناه ببرد؛ او شاعر ستيز است نه ستايش. وي با اشاره به تعاليم انقلابي در اشعار شاعران كهن بيان كرد: حافظ، سعدي و بيدل دهلوي كه آخرين نماينده سبك هندي است و در عين حال نماينده هيچ سبكي نيست،هم در اشعار خود انقلاب را به معناي اساسي كلمه كه شامل حماسههاي درون و بيرون ميشود، پاس داشتهاند. اين مورد حتي در شعرهاي فروغ فرخزاد، بامداد، سپهري و اخوان نيز به چشم ميآيد.