
گزارش مركز بررسيهاي استراتژيك رياستجمهوري كه به تحليل و ارزيابي فيلمهاي جشنواره فيلم فجر با عنوان «تصوير ايران در سينماي ايران» پرداخته نشان ميدهد نتيجه عملكرد سازمان سينمايي وزارت ارشاد در دو دوره حجتالله ايوبي و مهدي حيدريان نمايش جامعهاي رو به اضمحلال از ايران است كه هيچ آتيه روشني از قبال فيلمها براي آن ترسيم نميشود.
در اين گزارش آمده است: تصوير «جامعه ايران» در مجموع فيلمهاي جشنواره فجر ۹۶، تصويرِ جامعهاي «درهم»، «بينظم»، «در آستانه اضمحلال» است و در آن «تضاد طبقاتي» به بياني سطحي ارائه شدهاست؛ جامعهاي كه هيچ نشانهاي از «گذشته افتخارآميز» ندارد، «زمان حال» در آن به حالت تعليق درآمده است و «آتيه روشني» از خلال فيلمها براي آن ترسيم نميشود. مسئله خانواده با «غيابها» معنا مييابد. بدون اغراق، در هيچ فيلمي «خانوادهاي كامل» و «بسامان» تصوير نميشود. اين نكته به معناي «اجبار به» تصويركردن شعاري خانوادههاي آرماني و كامل نيست. تصوير زنان در عموم فيلمهاي جشنواره سي و ششم، تصوير افرادي پرخاشگر و عصباني است. دختران نيز در چارچوبهاي مردسالارانه، قرباني «غرور، تعصب، كاميابي و جبران ناكامي مردان» تصوير شدهاند. به لحاظ پذيرش نقش، مفهوم «مادري» در زنان تصوير شده بسيار كمرنگ است.
اين گزارش درباره نگاه سينماي ايران به انسان آورده است: منظور از انسان، شخصيتهايي هستند كه مؤلفههاي قهرمان را ندارند. عموم شخصيتها، «ناتوان در تعريف وضع موجود»، «ناتوان در پيدا كردن راه حل معقول» و «ناتوان در برقراري ارتباط سالم با خود و جامعه» هستند و به همين دليل دائماً به پرخاشگري و به ويژه پرخاشگري كلامي روي ميآورند.
تحليل اين گزارش درباره گرايش سينماي ايران به بهرهگيري از تكنولوژي هم در نوع خود جالب است چراكه اين گرايش صرفاً در فيلمهاي دفاع مقدسي چون تنگه ابوغريب و به وقت شام ديده ميشود. در فيلمهاي بخش مسابقه جشنواره ۹۶، به خصوص در ژانر دفاع مقدس شاهد حركت به سمت «بهرهگيري از تكنولوژي» هستيم، بنابراين گزارش «بيآيندگي»، «نااميدي» و «دنياي بدون فانتزي و رؤيا» بر فيلمهاي مشاهده شده در جشنواره ۹۶ چيره است. در اين فيلمها اغلب شاهد آسيبها و مسائل اجتماعي هستيم كه در سبك و سياقي عريان و در قالب نوعي «رئاليسم بسيار تلخ، كور و بيانتها» ارائه شدهاند. گزارش مركز استراتژيك رياست جمهوري درباره موضوع دين و اخلاق در فيلمهاي جشنواره فجر نيز به اين موضوع اشاره دارد كه در اين آثار دين پشتوانه اخلاق اجتماعي نيست و در استدلالها، نظامهاي گفتماني و... اساساً حضور دين ديده نميشود. «اغتشاش ارزشي» موجود در فيلمها به نحوي است كه «ارزش مشخصي» براي «داوري» نداريم و تنها شاهد نوعي «عقل متوسط رايج»
(Common Sense) به عنوان يك نظام اخلاقي تصويب شده در سينما هستيم اما گسست نسلي در آثار جشنواره فيلم فجر محدود به «تعارض پدر و مادرها» به عنوان «نسل گذشته» با «فرزندان» به عنوان «نسل آينده» ميشود و در واقع ما شاهد تمايزي ميان «گسست نسلي» و «تفاوت نسلي» نيستيم و «تغييرات فرانسلي» نيز ناديده انگاشته ميشود.
قانون در فيلمهاي جشنواره فجر نه به عنوان «متن»، بلكه به عنوان موضوعي اغلب «در حاشيه» نمايش داده ميشود. قانون، «گرهگشا و حلال مشكلات» شخصيتهاي فيلمها نيست. اشاره به «بيمسئله» بودن فيلمهاي جشنواره فيلم فجر ۹۶ در مواجهه با اقتصاد سياسي ايران معاصر نكته ديگر اين گزارش را به خود اختصاص ميدهد، چون مفهومي به نام آرامش در فضاي فيلمها قابل مشاهده نيست و ناامني تبديل به مسئلهاي بنيادين شده است، مطالبه امنيت در حوزههاي مختلف برجسته ميشود. درباره هويت ملي فيلمهاي جشنواره تصوير روشن و مشخصي از نوعي هويت متحد- البته نه به عنوان امري ايدهآل و نه به عنوان امر فعليتيافته در زندگي اكنون و روزمره شخصيتهاي اصلي فيلمها- قابل مشاهده نيست، بنابراين تفاهمي درباره وضع موجود ارائه نميشود. دقيقاً بر همين اساس است كه «فرار» در اشكال گوناگون آن (سفر، سيگار، مهاجرت، پناهندگي و خشونت) به عنوان راه حل توسط شخصيتها انتخاب ميشود.
گزارش مركز راهبردي زيرمجموعه نهاد رياست جمهوري نشان ميدهد فاصله عميقي ميان منافع ملي و مسيري كه سينماي ايران درحال حركت در آن است، وجود دارد.