رهبري در ديدار اخير مداحان بيان داشتند: «در مقابل(الگوي زن مسلمان)يك الگوي انحرافي وجود دارد كه در دورههاي مختلف زمان متفاوت بوده، امروزه آن الگوي انحرافي الگوي زن غربي است.» الگوي انحرافي كه «سرمشقها و خطوط فكري نمايهسازي شده توسط پروپاگانداي غربي»است، از چند بُعد با حقوق طبيعي و انساني ِجامعه زنان و حتي با شعارهاي ادعايي غرب، فاصله دارد كه از مستندات خودِ اين جوامع نيز قابل استخراج است. چرا مدل زن غربي يك الگوي انحرافي و مدل زن مسلمان يك الگوي صحيح و كار آمد است؟
1- عدالت جنسيتي در مقابل عدالت حقيقي: امروزه در غرب شاهد دو جريان عمده پيرامون مسئله زن هستيم؛ يك: جريان«تماميت خواه جنسي از زن»كه توسط منافع سرمايه داري و انتظارات غريزي راهبري ميشود. دوم: جرياني كه با مدلهاي پيشين و تبديل زن به يك موجود جنسي صرف، مخالفت ميورزد و با شعار«عدالت جنسيتي»خواهان ورود زنان به حيطههاي مختلف قدرت است اما مسير را به بيراهه رفته است. آنچه غرب تلاش دارد به عنوان الگوي زنانگي به ملل اسلامي ارائه نمايد يك«الگوي التقاطي»از آزادي جنسي و عدالت جنسيتي است! هر دو جريان داراي يك ويژگي مشترك هستند كه آنان را درنهايت به يك الگوي انحرافي بدل مينمايد و آن«قرائتي مردانه از انسان بودن براي زنان» است. در«الگوي اسلامي» اصل بر تساوي ارزشي ميان زن و مرد است و نه تشابه، راه براي بروز اَمن توانمنديهاي زنان باز است، ليك با شبيهسازي زنان به مردان و تحميل الگوي مردانه به جامعه زنان مخالف است و آن را مانع«هويتسازي»زنان ميداند. مدل اسلامي، انسان را دو نوع ميداند و شبيهسازي يك نوع به نوع ديگر را ظلم و ناديده انگاشتن نوع ديگر برميشمارد. آيا تئوري شبيهسازي غرب توانسته است شعارهاي خود درباره زن را محقق سازد يا تنها فجايع عملكردي خود را بر سر آنان آوار كرده است؟ مؤسسه princeton review در رتبه بندي مراكز ناامن جهان به سه دانشگاه امريكايي در صدر ليست خود اشاره ميكند. همچنين برنامه توسعه ملل(UNDP)از آمار 67درصدي تجاوز در مراكز اداري امريكا خبر ميدهد. خودكشي، سقط جنين، بيماريهاي شديد پساآسيبي، از دست دادن شغل و موارد ديگر نيز پيامدهاي پس از تجاوز بوده است كه نشان از«شكست تئوري عدالت جنسيتي»و عدم تحقق امنيت براي زنان در عرصههاي اجتماعي است.
2- مصرف در مقابل توليد:جامعه غربي تا چه حد توانسته است زن را در توليد علم به پاي مرد غربي برساند؟ پايگاه استنادي جهان اسلام (isc)ميزان رشد علم در كشورهاي اسلامي نسبت به دو سال گذشته را هشت برابر عنوان كرد كه از اين ميزان، 2/5 برابر يعني بيش از يك چهارم آن مختص توليدات علمي زنان مسلمان بوده است. جيمز برنايز در پژوهشي حول پروپاگانداي رسانه اي، استدلال مينمايد كه زن در فرهنگ غربي به«ثقل مصرف»بدل شده است. او نشان ميدهد كه اولاً چگونه صنعت تبليغات در سرمايه داري از زن براي اقناع خريد كالا توسط جامعه استفاده ميكند و ثانياً چگونه تصويرسازي از زنان، در مصرف لوازم آرايش، سيگار، البسه و ... براي خودِ زنان الگوسازي ميكند. بازاريابي براي اجناس غربي در ملل اسلامي از مجراي ماهواره نشانگان ديگري از همين روند در خدمت نظم نوين جهاني است. وب ساينس اعلام كرد، در سال ۲۰۱۶ سهم زنان از توليد كمّي علم در ايالات متحده از يك پنجم در2014 به يك ششم در2016 تنزل داشته است. از سوي ديگر UNDP آورده است كه در بازه زماني پنج ساله از 2013 تا2017 رشد پورنو و تن فروشي زنان در امريكا 1/7 درصد رشد داشته است. آيا آمارهاي فوق غير از اين را اثبات مينمايد كه غرب به اسم عدالت جنسيتي، در حال انحطاط زنان و دور شدن از تحقق عدالت واقعي نسبت بدانهاست؟! در حالي كه الگوي اسلامي زن را به سمت توليد علمي، اجتماعي، فرهنگي سوق داده و مهد تربيت انساني معرفي ميكند، الگوي غربي با تبديل زنان به اهرمهاي تبليغ، مصرف و فحشا مسيري انحرافي ايجاد كرده است.
3- بي شخصيتسازي در مقابل شخصيتسازي: قرن18را بايد سرآغاز تضعيف شأن و شخصيت زن در غرب دانست و انقلاب صنعتي به عنوان مبدأ تحولات غرب، نخستين گام را در مسير اين بيشخصيتسازي برداشت. تبديل زنان به كارگران ارزان قيمت، ساعت كار مضاعف و كار سنگين، دوري از خانواده و فرزند، اجبار به سقط جنين با هدف بقا در مشاغل و ... زن را در خدمت ايدئولوژي سرمايه داري درآورد. زن در دو مرحله در غرب به قول آدلر«حس حقارت اجتماعي»را تجربه نمود: با گذار از مرحله دومِ انقلاب صنعتي كه نه قدرت و سرمايه قابل توجهي اندوخته و نه تشكيل خانواده و فرزند آوري را تجربه كرده بود. دوم پس از جنبشهاي فمنيستي كه خود را به عنوان زبالههاي انقلاب خويش يافت. زن غربي آگاه شده تلاش نمود خود را از زير چكمههاي لگدمالكننده سرمايه داري نوين جهاني نجات دهد و شخصيت خود را مجدداً احيا نمايد، اما«قرار گرفتن مجدد در چارچوب تمدن غربي و خوانشي نادرست از زن» اين حركتها را ناكام گذارد. زن غربي به مدلي شخصيت ساز جهت ترميم چروكهاي نازيباي گذشته خود نياز دارد كه همان الگوي صحيح اسلامي است. بر اساس مطالعاتpew forum افزايش37درصدي رشد اسلام و دو برابري حجاب در غرب، نشان از بيداري بخش قابل توجهي از جامعه زنان غربي نسبت به لزوم الگوسازي صحيح براي زن است. جالبتر آنكه در گزارشswanesa بسياري از زنان مسلمان شده، به صورت ضمني الگوي انحرافي از زن را كه موجب سست شدن بنيان خانواده، مسائل غيراخلاقي و بيهويتسازي است، علت كشش خود به اسلام و حجاب دانستند.