آيدين تبريزي
هيچكس نميرود در شهر بازي، وسط هياهو و جيغ، جراحي كند. جراحي به جايي نياز دارد كه خلوت باشد چون جراحي نياز به تمركز دارد و هياهو اجازه تمركز را از انسان ميگيرد، بنابراين محال است اتاق جراحي يك بيمارستان وسط يك شهر بازي باشد. اتاق عمل جراحتهاي روح هم جايي است به اسم نيايش!
خدا رحمت كند كسي را كه به اين سه سؤال پاسخ دهد
«رحم الله امرئ علم من أين و في أين و الي أين / رحمت خدا بر كسي كه بداند از كجا آمده و كجاست و به كجا خواهد رفت.» اگر اين سخن نوراني از معصوم را مورد توجه قرار بدهيم بيشتر ارزش خلوتهاي زندگي را درك خواهيم كرد. ما به طور معمول در زندگي درگير مسئوليتها و تنشها و درگيريهايي هستيم. لحظهاي كه در كاري غرق ميشويم، در آن لحظه دنيا براي ما همان كار ميشود. مثل اين ميماند كه پدر و مادر ما را براي خريدن نان به نانوايي فرستادهاند، ما براي اينكه به نانوايي برسيم از مسيري عبور ميكنيم، اما در آن مسير متوقف نميشويم. ما ميدانيم كه از كجا آمدهايم؟ - خانه - كجا هستيم؟ - مسير ميان خانه و نانوايي - و به كجا برميگرديم؟ - خانه - اما اگر كسي در بين راه فراموش كند كه از كجا آمده و كجاست و ميخواهد به كجا برگردد دچار سرگرداني ميشود و در نهايت از مقصود و مراد خود جدا ميافتد.
بنابراين آنچه ميتواند ما را در پاسخ به سه سؤال بنيادين «من از كجا آمدهام؟ كجا هستم؟ به كجا خواهم رفت؟» ياري كند اين است كه من ارزش سكوتها و خلوتهاي روزانه و شبانهام را بدانم و آنچه در اين ميان به من كمك ميكند، فرصتهاي نيايش و دعا و نماز است.
پناه از هياهوها و جنجالها به خلوتهاي آرامش
هر مكاني براي كاري ساخته شده است و نيازي را برآورده ميكند. همچنان كه هياهو در زندگي گريزناپذير است؛ مثلاً نميشود در يك كارخانه بدون هياهو توليد كرد - يك كارخانه ريسندگي را در ذهن مجسم كنيد كه هزاران دستگاه در حال كار هستند و ما نياز داريم كه آن نخها را داشته باشيم بنابراين آن هياهوها را پذيرفتهايم - همچنان كه در معناي فراختر هياهوهاي سياسي و كشمكشهاي اجتماعي هم گريزناپذير هستند و مكانهاي مرتبط با خود را ميسازند، در نظر بگيريد كه مثلاً نميشود يك مجلس نمايندگان داشته باشيم كه همه ساكت در آن جا نشسته باشند و هيچ موافقت و مخالفتي در آن روي ندهد و كسي صدايش را بالا نبرد و همه مرتب و منظم در آن جا نشسته باشند، اما در كنار اين هياهوها، ما به خلوتها هم نياز داريم.
حالا با خودتان فكر كنيد كه ما هم نياز به جراحيهايي در ذهن و روان خود داريم و نميتوانيم وسط هياهو و جيغ و داد جراحي كنيم. همچنان كه براي همه ما در زندگي اتفاق ميافتد به خاطر اينكه بخشي از تن ما كاركرد درستي ندارد به دارو و درمان رو ميآوريم، يا حتي جراحي ميكنيم. اين اتفاق براي ذهن و روان ما هم روي ميدهد. اين يك واقعيت است، همان طور كه جسم انسان در معرض آفات و امراض و بيماريها قرار دارد، روح و روان و ذهن انسان نيز در معرض بيماري و آفتها قرار دارد و نياز است كه انسان بتواند به تيمار روح و روان خود بپردازد.
جراحي روح مكان خاص خود را ميخواهد
چرا تا اين حد در دين ما به نماز و نيايش سفارش شده است؟ به خاطر اينكه آن اتاق جراحي آرامش را براي تو فراهم كند. جراحي قواعد و قانون خودش را دارد. بايد محيط پاكي فراهم شود و وسايل استريليزه باشد. نميشود در يك تعويض روغني يا در يك گاراژ حتي اگر خلوت باشد جراحي انجام داد. محيط بايد عاري از ويروسها باشد تا شرايط يك جراحي ايمن فراهم شود. حالا نگاه كنيد هم خلوت و هم طهارت در نماز و نيايش براي انسان فراهم شده است كه برود ببيند با خود چند - چند است.
وقتي انسان وارد دالان نيايش ميشود در واقع هياهوها را كنار ميگذارد تا بتواند وارد آن اتاق خلوت جراحي شود، وارد آن اتاق آينه شود و خود را تماشا كند و ببيند كجا را خراب كرده است و بر كجاي او گرد و غبار نشسته است. اينكه پيامبر (ص) از نماز به عنوان چشمهاي ياد ميكند كه انسان نمازگزار پنج بار روح خود را به اين چشمه ميسپارد؛ تعبير زيبا و شگفتي است.
ما براي پاك شدن به خلوتهايي در طول روز نياز داريم. ما براي اينكه نقصهاي خود را بشناسيم به اين خلوتهاي نيايش و دعا و نماز نياز داريم، بنابراين سعي كنيم از اين ظرفيتها نهايت استفاده را ببريم.
كيفيت نيايش هايمان پايين آمده است
به اين موضوع فكر كنيد كه ما كمتر از ظرفيت نيايش بهرهبرداري كردهايم و البته در اين ميان گاهي كيفيت نيايشهاي ما آن گونه نبوده كه آن خلوت دروني را براي ما مهيا سازد. عجيب است كه در تاريخ آمده است تيري بر پاي حضرت علي در يكي از جنگها اصابت ميكند و آن قدر درد داشته كه طبيبان از درآوردن آن تير از پاي امام علي (ع) عاجر ميشوند، اما يكي از طبيبان كه امام را خوب ميشناخته و دركي نسبي از روحيه و شخصيت و معرفت امام داشته راهكار را مييابد و ميگويد اين تير را ما هنگام نماز بايد از پاي علي (ع) بيرون بياوريم و همان ميشود و وقتي امام به نماز ميايستد به هنگام نماز در آن خلسههاي روحاني تير را از پاي امام بيرون ميآورند، در حالي كه حضرت متوجه نميشوند.
حال توجه كنيد كه عمق و كيفيت نيايشهاي ما با آنچه امام علي (ع) انجام ميدهد قابل قياس نيست، اما ما هم ميتوانيم اين راه را ادامه بدهيم و اگرچه نتوانيم به آن قلهها برسيم دستكم ميتوانيم در دامنهها و ميانه راه به سر ببريم. در اين صورت است كه همان جراحياي كه بر پاي مولاي متقيان(ع) به هنگامه نماز و نيايش در وقت بيخودي صورت گرفت، همان جراحي در ذهن و روان و روح ما هم صورت خواهد گرفت و ما به وقت نيايش از زير سنگيني اين خود كوچك بيرون خواهيم شد و قطره جان ما به درياي بيكران حق متصل خواهد شد و به واسطه اين اتصال آن آلودگيهايي كه در چاه و بركه كوچك جان ما نشسته است رخت برخواهد بست.
ما در اين عصري كه از هر سو هياهوها و جنجالها زندگيمان را دربر گرفته و آرامش ما را رقيق ساخته است بيش از هر زمان ديگري به خلوتها نياز داريم، به اوقاتي كه در آن همه آن غبارها فروبنشيند و هواي درون ما اندكي صاف شود تا ببينيم از كجا آمدهايم؟ كجا هستيم؟ و به كجا خواهيم رفت؟ اما اين خلوت نيز به ما داده نخواهد شد و ما به اين خلوت دروني نخواهيم رسيد، مگر اينكه جانمان را در درياي نيايش شستشو دهيم. كسي انتظار ندارد به يك باره ما غواص اين درياي بيكران شويم، اما همين كه خود را به آب برسانيم و حتي فرصت تماشاي اين آبهاي بيكرانه را داشته باشيم ما را در درون تطهير و مصفا خواهد كرد.