عضو فرقه انحرافي كه به اتهام حمله با اتوبوس به مأموران ناجا و شهادت سه مأمور پليس در خيابان پاسداران تهران بازداشت شده بود، 21روز بعد از ارتكاب، صبح ديروز پاي ميز محاكمه ايستاد.
متهم 50ساله كه محمد ثلاث نام دارد و از مجرمان
سابقهدار است، اعتراف كرده كه به خاطر
عصبي بودن دست به ارتكاب جنايت زده است.
به گزارش خبرنگار ما، جلسه رسيدگي به پرونده ساعت 11:30صبح ديروز در شعبه نهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي محمدرضا محمدي كشكولي برگزار شد. با اعلام رسميت جلسه، متهم همراه مأموران بدرقه وارد جلسه دادگاه شد. بعد از آن بود كه محمد شهرياري، سرپرست دادسراي امور جنايي تهران به عنوان نماينده دادستان تهران براي قرائت كيفرخواست در جايگاه قرار گرفت.
او توضيح داد: «محمدرضا ثلاث، فرزند اسدالله متولد 1346 متهم است 30بهمنماه امسال با تهاجم عمدي با خودروي اتوبوس، سهمأمور پليس به نامهاي سرباز وظيفه رضا مرادي، گروهبانيكم رضا امامي و گروهبانيكم محمدعلي بايرمي را در خيابان گلستان هفتم پاسداران به شهادت رسانده است.»وي ادامه داد: «متهم كه در جريان حادثه دچار جراحت و در بيمارستان سجاد بستري شده بود مورد تحقيق قرار گرفت و در اظهاراتش انگيزه خود را عصبي بودن اعلام كرد.»
اظهارات اوليه متهم از زبان نماينده دادستان
قاضي شهرياري در ادامه گفت: «متهم اعتراف كردهاست كه 15سال پيش وارد جريانات دراويش شده است و علاقه خاصي به جريان موصوف دارد و انگيزه حضورش را در روز حادثه، حمايت از همفكران خود اعلام كرده كه همين حضور و عصبانيت موجب تهاجم عمدي به مأموران شده است.»
قاضي شهرياري ادامه داد: «متهم اعلام كرده ما شبها حدود 30نفر در اتوبوس ميخوابيديم، اما هويت آنها را نميشناسم. همچنين از متهم پرسيده شد چرا حمله كردي؟ عنوان داشته چون عصباني شدم. متهم در پاسخ به اين سؤال كه آيا آنها باعث عصبانيت شما شده بودند؟ اعلام كرده خير اينها را نميشناختم عدهاي ديگر بودند. از او در رابطه با انگيزه ارتكاب قتل سؤال شد، عنوان داشته كه عصباني بودم.» وي گفت: «از او پرسيده شد، آيا مجروح كردن مأموران و تخريب اموال را قبول داريد كه عنوان داشت بله قبول دارم.» قاضي شهرياري با اشاره به سؤال پرسيده شده از متهم مبني بر اينكه آيا اخلال در نظم را قبول داريد؟ گفت: «متهم گفته قبول داريم، اما در مسلك ما اين كار توجيه ندارد.»
سلامت رواني متهم
وي ادامه داد: «در بازسازي صحنه جرم، متهم لحظه تهاجم عمدي مأموران را تشريح كرد. اين فرد در بيمارستان امام سجاد(ع) تحت معاينه قرار گرفت و در حال حاضر دچار درجاتي از افسردگي است، ولي ابتلا به درجهاي از اختلال رواني كه سبب فقدان قوه تمييز باشد در معاينه فعلي احراز نشده است.»
پرونده شخصيتي متهم
قاضي شهرياري بيان داشت: «متهم اعلام داشت كه سابقه افسردگي ندارد. او 15سال پيش مواد مخدر از نوع ترياك مصرف ميكرده است و در حال حاضر ترك كرده، هيچگونه بيماري روحي و رواني هم ندارد. متهم پس از ازدواج صاحب دو فرزند پسر و دختر است. او همسر اول خود را طلاق داده و همسر دوم برميگزيند كه نامبرده را نيز طلاق ميدهد با همسر سوم نيز ازدواج ميكند، اما سرنوشت ثبت واقعه آن نامعلوم است. البته پروندهاي تحت عنوان جعل در شناسنامه در دادستاني شهر ري دارد. متهم در حال حاضر فاقد مسكن و راننده اتوبوس است كه يكسال قبل بر اثر شكستگي دست نتوانسته مشغول كار شود. به همين دليل حسب اظهارات خودش در اتوبوسي كه در گلستان هفتم پارك بوده ميخوابيده است. متهم داراي هفتفقره سابقه كيفري از جمله مواد مخدر، ايراد ضرب و جرح، دو فقره اخلال در نظم عمومي و دو فقره محكوميت مالي است.»
پشيماني متهم از عملكرد خود
معاون دادستان تهران بيان داشت: «در مرحله تحقيقات ابتدايي وي از عملكرد خود به هيچ وجه ناراضي و پشيمان نبوده است، اما با صحبتهاي بعدي و در آخرين دفاعيات اعلام كرده است كه از عملكرد خود پشيمان و نادم است.»
درخواست قصاص از سوي نماينده دادستان
قاضي شهرياري در پايان گفت: «متهم فاقد مسكن و شغل و خانوادهاي از هم گسيخته دارد. او تعصباتي خاص به گروههايي خاص دارد و اتوبوس را توسط فردي به هويت «خ» كه در حال حاضر در بازداشت است به محل مذكور آورده و خود متهم با درآوردن صندليهاي اتوبوس آن را به محل استراحت خود تبديل كرده است. بررسيها نشان ميدهد او از لحاظ عقيدتي دچار افراط است. از لحاظ قانوني، براي متهم در خصوص ارتكاب سه فقره قتل عمدي و در خصوص اخلال در نظم عمومي، با توجه به تقاضاي اوليايدم مقتولان، تقاضاي قصاص را دارم.»
درخواست قصاص از سوي اولياي دم مقتولان
بعد از قرائت كيفرخواست، اوليايدم سه پرونده به درخواست قاضي در جايگاه حاضر شدند و گفتند تقاضايي جز قصاص ندارند. پدر شهيد محمدعلي بايرامي به هيئت قضايي گفت: «تقاضاي قصاص دارم نه يكبار بلكه هزار بار.»
پس از اعلام درخواست اوليايدم، بنا به دستور رياست دادگاه، ادامه جلسه رسيدگي، بعد از اعلام تنفس در ساعت13 آغاز شد. سپس بعد از رسميت دوباره جلسه، قاضي كشكولي از نماينده حقوقي نيروي انتظامي خواست تا با قرار گرفتن در جايگاه موارد مورد نظر و شكايت خود را مطرح كند بنابراين سرهنگ سبحاني گفت: «اين افراد با هزار اميد و آرزو در حال خدمت و انجام وظيفه بودهاند. آنها جوان بودند و يكي از آنها فقط 40روز از خطبه عقدش ميگذشت. همكارانم هيچگونه اسلحهاي نداشتند و تنها هدفشان خدمت به مردم و برقراري نظم و امنيت بود، اما نتيجه اين حضورشان حمله به آنها و كشته شدن بود.» سبحاني بيان كرد: «متهم اين كار را عامدانه انجام داده است به همين خاطر از دادگاه تقاضاي اشد مجازات را براي قاتل را دارم.»
دفاع متهم
در ادامه متهم بنا به دستور رياست دادگاه در جايگاه قرار گرفت و بعد از قبول سوابق كيفري و معرفي خود گفت: «دو فرزند دارم و تاكنون دو همسر خود را طلاق داده و حالا مجردم. حدود12سالي است كه در تهران سكونت دارم.» او با اشاره به اينكه سابقه بيماري يا بستري شدن نداشته است، گفت: «شغل اصليام راننده اتوبوس بود، اما وقتي دچار شكستگي دست شدم چند ماهي بيكار ماندم. به علت بدهي صاحبخانهام مرا از منزل بيرون كرد و در اين ايام خانه دخترم در تهران يا مادرم در بروجرد اقامت داشتم. البته حدود 10، 15روز در يك اتوبوس در خيابان گلستان هفتم پاسداران اقامت داشتم.»
متهم گفت: «قبول دارم كه اين سهنفر را كشتهام و فوت اين سه نفر نتيجه اقدامات من بوده است وگرنه ما به صلح و دوستي دعوت شده بوديم! اما معتقدم نيروي انتظامي بايد منشأ آرامش باشد، ولي مأموران در شب حادثه به ما حمله كردند و يكي از آنها با باتوم سرم را شكست. اين رفتار باعث عصبانيتم شد به همين دليل با اتوبوس به سمت آنها حمله كردم.»
متهم در خصوص نحوه حمله به نيروي انتظامي و مردم در زمان حادثه گفت: «مالك اتوبوسي كه در آن اقامت داشتم را نميشناختم و بدون اجازه او صندليهايش را باز كردم تا بتوانيم در آن استراحت كنيم. در اين اتوبوس حدود 25الي30 نفر كه اكثراً از شهرستان براي زيارت و رفتن به حسينيه ميآمدند حضور داشتند تا شبها استراحت كنند به همين دليل آنها دائماً در حال رفت و آمد بودند و من آنها را نميشناختم.» او در ادامه گفت: «آن شب زماني كه مأموران ناجا به سرم ضربه زدند و از سرم خون آمد، چون سرم پر از خون شده بود عصباني شدم و لنگ دور گردنم را به جلوي داشبورد اتوبوس پرتاب كردم و بلافاصله اتوبوس را روشن و به سمت مأموران حركت كردم. من اصلاً جلو را نميديدم چون خون روي صورتم بود و شيشه اتوبوس كثيف بود از طرح كلاههايشان فهميدم نيروي انتظامي هستند. پس از آن بود كه مأموران مرا از ماشين بيرون آوردند و دستگير كردند.»
متهم در ادامه به سؤالات رياست دادگاه پاسخ داد.
با توجه به گزارش نيروي انتظامي سلاح سرد از قبيل قمه و چماق و شمشير در داخل اتوبوس كشف شده است، آيا اين را قبول داريد؟
من آنها را نديدم و اطلاعي ندارم.
شما گفتهايد كه در مقابل كلانتري102 گلستان 30 الي 40 نفر شعار سر دادهايد، مگر نميدانيد براي تجمع بايد به قانون عمل كنيد و مجوز بگيريد؟
خير نميدانستم.
در فيلم مشاهده شده است كه شما در چند ثانيه اتوبوس را درست حركت دادهايد، ولي بعد به سمت مأموران نيروي انتظامي رفتهايد، آيا درست است؟
بله.
آيا مأموران سلاح همراه داشتند؟
باتوم داشتند.
آيا از عملكردت پشيمان هستي از اينكه جامعه را از لحاظ نظم و امنيت عمومي به هم ريختهاي؟
از به دنيا آمدنم پشيمان هستم.
ادعا كردهاي به عنوان هوادار در اين گروه يا فرقه عضويت داري و به بزرگ گروه علاقه داري. علاقه جنبه شخصي است يا اينكه آنها براي خود آييننامه و مرام نامهاي دارند؟
متهم در جواب چند بيت شعر خواند!
عضويت در گروه خاصي داري؟
خير ندارم.
دفاع وكيل متهم
در ادامه وكيل متهم به دادگاه گفت: « طبق اظهارات متهم و پشيماني ايشان، به شرايط روحي متهم توجه كنيد. او پس از برخورد مأموران سوار بر اتوبوس شده و صرفاً براي تهديد و پراكنده كردن مأموران اتوبوس را هدايت كرده است. او قصد كشتن كسي را نداشته است و بنا به اظهاراتش قصد مجرمانهاي نيز نداشته است. به همين دليل از دادگاه تقاضاي تخفيف مجازات و همچنين ازخانواده قربانيان تقاضاي عفو را دارم.» بعد از دفاع وكيل متهم، ختم اولين جلسه رسيدگي به پرونده از سوي هيئت قضايي اعلام و جلسه بعدي به روز دوشنبه 21/12/96 رأس ساعت11 صبح در شعبه نهم دادگاه كيفري يك استان تهران موكول شد.