
جواد محرمي
حيدريان نشان داده بيش از آنكه در پي تغيير و رشد سينماي ايران باشد در حال كنترل سينماست. مديريت كنترلي نازلترين نوع مديريت به حساب ميآيد كه طبق آن مدير مربوطه بيش از هر چيز تمركز و ارادهاش را صرف حفظ ميز و مقام ميكند. در چنين حالتي اساساً رشد سيستم و تغيير به نفع وضعيت مطلوب محلي از اعراب ندارد يا دست كم اولويت محسوب نميشود. براي همين هم است كه يك سال كاري براي مهدي حيدريان آنقدر زياد نيست كه بخواهد مديرانش را جابه جا كند.
حالا به جرئت ميتوان گفت حيدريان نه تنها نگاهش سيستمي نيست بلكه به نظر ميرسد او اصلاً نگاه ندارد كه بخواهد سيستمي يا غيرسيستمي باشد، يعني برخلاف سلفش حجت الله ايوبي كه سخنان و اقداماتش بوي سينماي فرانسه ميداد از حرفها و رويكردهاي حيدريان تقريباً هيچ بويي به مشام نميرسد، البته اين با شخصيت و كاراكتر حيدريان همخواني دارد. او را همواره و از دهه 60 به عنوان مديري محافظه كار ميشناختند و هيچ گاه از او سياستگذاريهاي فعالانه مشاهده نشده است. درباره حجت الله ايوبي ميشد به طور قاطع گفت كه رويكردي جشنوارهاي به سينما دارد. اين از سخنان و راهكارهايش به خوبي عيان بود. تأسيس مدرسه موسوم به ملي سينما و گروه هنر و تجربه مصاديق اين رويكرد بودند اما حيدريان آنقدر كم و مهندسي شده سخن ميگويد كه سخت ميتوان فهميد قرار است چه بر سر سينماي ايران بياورد، البته مديريت ساكت و آرام ميتواند يك حسن محسوب شود اما اگر قرار باشد تغيير محسوس و قابل ملاحظهاي به سمت ارتقاي شاخصهاي سينمايي مشاهده نشود، چنين وضعيتي قطعاً آرامش پيش از طوفان خواهد بود. سينما احتياج به فكر، ايده و راهكار براي مديريت دارد آن هم در كشوري چون ايران كه با انواع چالشهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و بينالملل روبهرو است و به عنوان كشوري انقلابي قرار نيست در دل نظام جهاني هضم شود. متأسفانه نوع مديريت حيدريان منجر به هضم سينماي ايران در نظام جهاني ميشود. اين هضم شدگي چيزي است كه در برخي بخشها تا حدودي رقم خورده و قابل انكار هم نيست. ما با سيستمي روبهرو هستيم كه در قالب آن بخشي از سينماگران داخلي با پول همين كشور فيلم ميسازند و آن را به جشنوارههاي خارجي ارسال ميكنند. اين سيستم سالهاست به طور خودكار عمل ميكند و مسئولان سينمايي وزارت ارشاد صرفاً با رويكردهاي سلبي و امنيتي ميخواهند اين معضل را حل كنند در حالي كه اين خانه از پايبست ويران است. وقتي سازمان سينمايي وزارت ارشاد هيچ برنامه و اراده مشخصي براي تغيير روندهاي نامطلوب ندارد، معلوم است كه اين سيستم هم به كار خود ادامه خواهد داد.
از زماني كه حيدريان سكان كار در سازمان سينمايي را در دست گرفته مهدي طباطبائي نژاد همچنان پشت ميز سازمان گسترش سينماي مستند و تجربي نشسته است. در انجمن سينماي جوان مدير همچنان سيد صادق موسوي است با اينكه بسياري از فيلمسازان جوان از نحوه اختصاص بودجهها به فيلمسازان شكایت دارند و معتقدند موسوي بخش عمدهاي از بودجه انجمن را صرف جشنوارهها ميكند. عليرضا تابش هم در فارابي درحالي كارش را ادامه ميدهد كه امسال از اين مركز در جشنواره فيلم فجر حتي يك فيلم قابل توجه هم به چشم نميخورد. فارابي همان نهادي است كه چهار سال پيش فيلم «چ» حاتمي كيا را با آن پروداكشن عظيم ساخت. گروه بيخاصيت و فرانسوي هنر و تجربه با مديريت حسين علم الهدي هم با خيال راحت بودجههاي كلان را ميبلعند و جز بولتن و سايت، خروجي قابل ذكري ندارند. مي توان گفت با اين سبك و سياقي كه حيدريان در پيش گرفته تقريباً همان تقويت سينماي جشنوارهاي را بايد عمدهترين رويكرد او دانست. در واقع سيستم سينماي جشنوارهاي كه در دوره معاونت ايوبي تقويت شد در دوره حيدريان به طور سيستماتيك دارد كارش را انجام ميدهد و حيدريان صرفاً در حال كنترل سيستمي است كه از سلفش به ارث رسيده است.