به گزارش خبرنگار ما، ديماه امسال دختري 21 ساله به نام ندا به دادسراي امور جنايي تهران رفت و از پسري به نام نيما به اتهام اذيت و آزار شكايت كرد. او گفت: «مدتي پيش نيما تماس گرفت و گفت شمارهام را از روي پاكت نامهاي كه مقابل خانهمان افتاده بود پيدا كرده است. از او خواستم ديگر تماس نگيرد، اما او اصرار داشت با هم صحبت كنيم و ابراز علاقه كرد. قبول كردم و با هم تلفني رابطه داشتيم تا اينكه روزي با هم قرار گذاشتيم همديگر را ببينيم. آنجا بود كه آشنايي ما بيشتر شد و به هم علاقهمند شديم.»
دختر دانشجو در ادامه گفت: «مدتي گذشت و او گفت قصد ازدواج دارد به همين دليل از من خواست تا به خانهشان كه در شهرك شريعتي بود، بروم تا من را به خانوادهاش معرفي كند. من كه خام حرفهايش شدهبودم دعوتش را قبول كردم و به خانه آنها رفتم. فكر ميكردم او با خانوادهاش صحبت كرده و قرار است مرا به آنها معرفي كند، اما اشتباه كرده بودم و او در خانه تنها بود و حال خوبي نداشت. وقتي خواستم خانه را ترك كنم مانع شد و نيما بدون توجه به التماسهايم...»
با ثبت توضيحات شاكي، مأموران پليس نيما را بازداشت كردند. پسر جوان، اما جرمش را انكار كرد، اما بنا به شواهد و قرائن موجود روانه زندان شد و پرونده جهت رسيدگي به شعبه دوازدهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي به پرونده به رياست قاضي توليت پشت درهاي بسته و غيرعلني برگزار شد. ابتداي جلسه شاكي بعد از قرائت كيفرخواست بار ديگر شكايت خود را مطرح كرد و براي متهم درخواست مجازات كرد. سپس متهم با انكار جرمش در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: «ندا دروغ ميگويد و او به ميل خودش به خانهام آمد. آن روز من و ندا در مورد آينده صحبت كرديم و ساعتي بعد از خانه خارج شد. در آن ساعتي كه مهمانم بود او را آزار ندادم و دروغ ميگويد. شاكي وقتي فهميد از ازدواج با او منصرف شدهام با ادعاي آن حرفها از من شكايت كرده است.»
در پايان هيئت قضايي بعد از شور با توجه به مدارك موجود در پرونده، متهم را به 99ضربه شلاق و يكسال تبعيد به منطقهاي بد آب و هوا محكوم كرد.