کد خبر: 897232
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۵
زینب عامری
«اگر درجا مي‌زنيم يعني هم بي‌عرضه هستيم، هم از نظر آي‌كي‌یو دچار مشكلاتي هستيم!»اين سخنان يك استاد دانشگاه است! نخستين اصلي كه به يك دانشگاهي آموخته مي‌شود اين است كه سخنان خود را مستند، علمي و منطقي بیان نمايد و اظهار نظر مغرضانه و صرفاً احساسي را وارد قضاوت‌هاي خود ننمايد. آمار و مستندات حاكي از اين حقيقت است كه درجا زدن، بي‌عرضگي و آي‌كي‌یوي پايين از آن دست برچسب‌هايي نيست كه به جامعه نخبگي ايران ملحق شود و اگر هنوز در مديريت اقتصادي كشور بحران زده هستيم، مشكل جاي ديگري است:
الف- قرار گرفتن ايران اسلامي در رتبه‌هاي جدي اسكوپوس و ISi- به عنوان شاخص‌هاي رشد علمي بين‌المللي- و نيز ارتقاي شاخصه‌هاي علمي در كشور، توان فزاينده در حوزه‌هاي فناوري، تكنولوژي، علوم روز جهان، توسعه شركت‌هاي دانش بنيان و مانند آن از موقعيت رو به رشد ايران حكايت دارد كه سرعت آن از برخي كشورهاي اروپايي يا رقيب نيز مانند تركيه و عربستان سعودي بيشتر بوده است. افزايش كيفيت توليد علم در كشور سازمان توسعه و تجارت سازمان ملل را وادار كرد تا در آخرين گزارش خود ايران را با عنوان «يكي از پيشرو‌ترين كشورها در حوزه علم و فناوري» مورد خطاب قرار دهد. زماني كه غير ايراني به هوش و تلاش ايراني اعتراف دارد و يك استاد دانشگاه ايراني آن را دچار مشكل مي‌خواند، نشان از يك ابراز عقيده غير واقعي و غيرمستند و صدالبته برخاسته از يك خلأ روحي است. در كتاب 100 ويژگي شخصيت سالم، كساني كه داراي نگرش مثبت به خود هستند و مثلاً خود را توانمند مي‌بينند، قادرند ديگران را نيز در انجام اموري توانمند ببينند.«ما نمي‌توانيم»كه فردي در مقياس بزرگ بيان مي‌كند فقط و فقط برخاسته از «من نمي‌توانم» و خودكوچ‌انگاري است و البته در تفكر اصلاحات بي‌سابقه نيست كه فرد قرباني هدف يا بيان يك ايدئولوژي سياسي باشد. 
ب- آيا مي‌توان پذيرفت بقاي بحران مديريت در كشور برخاسته از يك بي‌عرضگي كلان اقتصادي است؟ اگر اين ادعا را بپذيريم نخستين فلش انتقادي به سوي دولت است. درحالي كه مشكل عمده اكثر دولت‌هايي كه تاكنون قادر به ايجاد يك ساختار نو و تحول يافته براي مديريت بهينه اقتصادي در كشور نبوده‌اند، نه در بي‌عرضگي كه در عدم شجاعت و ريسك‌پذيري مديريتي براي به كارگيري يك يا چند پارادايم جايگزين به جاي مدل تك محور كنوني است؛ شجاعتي كه نياز به آن دارد تا دولتي حاضر به «پرداخت هزينه سياسي»گردد اما در مسير مبارزه با بحران مديريت اجتماعي و اقتصادي به يك رويكرد تلفيقي و فاصله گرفتن از مدل‌هاي فرسوده قديمي متمايل شود. 
پارادايم تلفيقي كه به مجراهاي ثانويه براي تأمين بودجه پروژه‌هاي اجرايي خود وابسته باشد. مجراهايي كه توليد ثروت و اشتغال كرده و از همين طريق بنيه بودجه دولت را نيز تقويت نمايد. 
با اين نگرش چند بعدي كه در بسياري كشورهاي جهان سابقه اجرايي دارد، علاوه بر آنكه با افزايش سطح رفاه اجتماعي رو به رو خواهيم بود دستان دولت در انجام پروژه‌هاي توسعه محور و مديريت اجتماعي و اقتصادي كشور نيز بازخواهد شد، دولت مجبور به پاسخگويي و شفافيت مالي با مردم مي‌گردد و طرق ناصحيح جبران كسري بودجه‌ها مانند تورم و ماليات‌هاي غيرمستقيم نيز كاهش خواهد يافت. 
 نمي‌توان دولت‌هاي پيشين يا حتي فعلي را در اين عرصه صفر و ايستا تلقي كرد اما حركت‌هاي انجام شده مقطعي، گذرا، ناكافي و مديريت نشده بوده و از اين رو قادر به مرتفع نمودن مشكلات مديريتي در كشور نگرديده است. 
در اين مسير اگر چه تكانه‌هاي اقتصادي مردم در كوتاه‌مدت محتمل است اما در يك بازه حداكثر دو تا سه ساله نتايج اصلاح وضع اقتصادي در سفره‌هاي مردم به طرز چشمگيري احساس خواهد شد كه لازمه آن شجاعت در بدنه اجرايي كشور است كه به چه ميزان حاضر باشد به قيمت به چالش كشيدن وجهه و منافع سياسي خود گامي در جهت بهبود اقتصادي كلان جامعه بردارد. 
بقاي برخي مشكلات اقتصادي در جامعه برخاسته از بي‌عرضگي نيست و دانش آنچه گفته شد در يد بسياري مديران اجرايي كشور وجوددارد اما آنچه نيست حركت و هزينه‌كرد است. 
دولت باید براي شروع اقدام به شفافيت مالي و تمرين پاسخگويي به مردم كند و اين شايد سخت‌ترين گامي است كه دولت كنوني را همچنان عقب نگه مي‌دارد! گام ديگر خودباوري و حفظ روحيه ما مي‌توانيم است كه مي‌تواند به ايجاد گفتمان‌هاي جديد و تلفيقي در تمام سطوح منجر شود. تاريخ نشان داده است مردمي كه مسئولان را دغدغه مند، جدي و صادق ببينند، حاضرند در اين حركت و هزينه‌كرد با آنان سهيم شوند. 
آيا دولت دوازدهم كه عينيت‌گرايي را يكي از مؤلفه‌هاي اجرايي خود معرفي مي‌كند يا حتي تريبون‌هاي آن در دانشگاه‌ها حاضر هستند به قيمت بهبود وضع معيشتي مردم هزينه سياسي دهند و به اصلاح پايه‌هاي اقتصادي همت گمارند؟يا با تئوريزه كردن«ما نمي‌توانيم» و «ما بي‌عرضه‌ايم» از تريبون‌هاي مختلف تلاش مي‌شود يك ملت در احساس «خودحقارت انگاري»با آنان شريك شوند تا شايد با اين استراتژي سطح انتظارات جامعه كاهش یابد و صداي اعتراضات به دولت كنترل و مهندسي شود؟!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار