
حسن روانشيد*
اتفاقاتي كه پيرامون اطلاعات محيط زيستي توسط بعضي از جاسوسان كه زير چتر سمنها يا همان NGO سالها تهيه و به غرب ارسال ميشده و اخيراً پرونده تكميلشده آنها در دادگاههاي صالحه مطرح ميشود نشان از آن دارد كه نهتنها مسئولان امنيتي كشور بلكه دستگاههاي حراستي در همه ارگانها و نهادها و بهخصوص بخشهاي فرهنگي موظفند مراقبتهاي خود را مضاعف نمايند و آگاه باشند كه دشمن همچون روباه هميشه در يكقدمي فرهنگ آييني جامعه كمين كرده و ابزارها و زمينه نفوذ و بهرهبرداري را از پنجرههايي وارد مينمايد كه تحت نظر نيستند و از آنها حراست كافي انجام نميشود! تنشهايي كه در اين زمينه و ظرف 40 سال گذشته به وجود آمده است اكثراً مبدأ فرهنگي داشته ، زيرا دشمنان آگاهند بخشهاي ديگر بهخصوص سياسي، امنيتي و نظامي با كنترل لازم و كافي توأم است از اينجهت بهسوي هدفهايي ميروند كه علاوه بر زيرساخت بودن، دروازههاي بازي براي ورود آسانتر داشته باشند! غرضورزان و دشمنان معمولاً سرشاخههايي هستند كه هيچوقت چهره به چهره نميشوند بلكه در جستوجوي كساني هستند كه سواد رسانهاي كمتري داشته يا فاقد آن بوده و پذيراي عقايد ناشناخته باشند، ازاينرو رقمهاي قابل توجهي هزينه ميشود تا سمنهايي از بين قشر بيخبر يا كماطلاع ايجاد تا بهواسطه اين اعضا در جامعه نفوذ و اميال خود را پياده نمايند. اگرچه هوشياري سربازان گمنام امام زمان (عج) تا اين لحظه همه نقشههاي شيطاني را نقش بر آب كرده است، اما دشمن وقتي از در بيرون رانده ميشود يا فرار را برقرار ترجيح ميدهد بلافاصله از پنجره وارد ميشود تا به رنگي ديگر اهداف خود را جامه عمل بپوشاند. هوشياري و فراست مقام معظم رهبري در تمام اين دوران توانسته است عظيمترين پروژههاي پيچيده را به سرمنزل مقصود برساند و كيد خصم را نقش بر آب نمايد، اما آنها هميشه درصددند تا راههاي تازهاي براي ضربه زدن بهنظام اسلامي جستوجو كنند. اقدام بهموقع مجلس پيرامون طرح ۲۰۳۰ كه از طريق يونسكو و با چراغ خاموش به آموزشوپرورش احاله شده بود نمونهاي از اين پروژههايي است كه با اسانس فرهنگ، اصل نظام و اصولاً دين و آيين مردم اين كشور را در بندبند و تبصره به تبصره آن نشانه رفته بود و البته هنوز هم رد پاي خود را همچنان باقي گذاشته است. اينگونه اقدامات كه بعضي اوقات بدون مشورت با عالمان و به خصوص در فقه به منصه ظهور ميرسد در زمان مطالعه و كنكاش حضور ذهن و هوشياري همه اقشار جامعه و به ويژه فرهيختگان و روشنفكران را ميطلبد تا دشمنان در انديشه انحطاط و ايجاد آندلسي ديگر نباشند و اين را بدانند كه اصولاً ايران اسلامي امروز با آنچه در اسپانيا اتفاق ميافتد زمين تا آسمان فاصله دارد. ارنست هولتسر كه يك جاسوس شناختهشده بريتانياي كبير بود بين سالهاي ۱۸۳۵ تا ۱۹۱۱ ميلادي و در زمان ناصرالدينشاه قاجار در ايران اقامت داشت تا بهاصطلاح تلگرافخانه اصفهان را مديريت نمايد. او كه يكي از عكاسان پيشگام بود در طول اقامت خود در ايران و به ويژه اصفهان هزاران عكس از درون و برون حريم جامعه و آثار تاريخي و همچنين نقاط ضعف اين شهر گرفت تا تصاوير رقتبار آن را كه بيشتر مربوط به حكومت ظلالسلطان بود جلوه دهد تا سياستمداران در سرزمين روباه پير بتوانند اهداف خود را پيرامون استعمار و استثمار بر پايه اين تصاوير و گزارشهاي مستند مستحكم نمايند. اين عكسها كه هميشه همراه هولتسر بود و پس از درگذشتش با بقيه داراييهاي او به يكي از دخترانش به نام لينا رسيد كه در سال ۱۲۸۲ شمسي يعني ۱۹۰۳ ميلادي با يكي از ارامنه جلفا به نام اسكندر خان داويد خانيان ازدواجكرد و در تهران زندگي ميكرد كه حاصل اين ازدواج دو دختر به نامهاي ري كولتا و هيلدگارد بود. پس از پايان جنگ جهاني ري كولتا نوه هولتسر با يك جوان آلماني ازدواج كرد و درست يك قرن پس از ورود پدربزرگش به ايران درحاليكه بازمانده متعلقات او را به همراه داشت با شوهرش به آلمان بازگشت و پنج صندوق بزرگ چوبي ميراث خود را در زيرزمين خانهاي در وست فال آلمان گذاشت. تركيدن لوله و جاري شدن آب در زيرزمين باعث شد تا ناچار شوند صندوقها را از آنجا خارج و باز كنند. از آنجا كه صندوقها توسط هولتسر لايه اندود شده بود اين حادثه نتوانست به محتويات آن آسيبي برساند. درون اين صندوقها تعداد قابلتوجهي جعبههاي چوبي كوچك بود كه در آنها هزاران نگاتيو قديمي از تصاوير گرفتهشده توسط هولتسر قرار داشت و پس از يك قرن در مقابل نگاه شگفتزده حاضران از محفظههاي خود خارج ميشد و جز شيشههاي عكس، كتابچههايي حاوي دستورالعمل شيميايي يادداشتها و خاطرات روزانه هولتسر در صندوقها به چشم ميخورد. بهزودي اقدام براي چاپ شيشههاي عكاسي صورت گرفت و در سال ۱۳۵۴ براي نخستين بار تعدادي از عكسهاي هولتسر به نمايش عمومي درآمد كه يك مجموعه صد قطعهاي آن نيز در جلفاي اصفهان براي ديد عموم عرضه شد. نوه هولتسر نيز در سال ۱۳۵۲ براي ديدار از آرامگاه خانوادگي به جلفاي اصفهان سفر و مقدمات برپايي اين نمايشگاه را براي ارائه آثار پدربزرگش فراهم كرده بود. اين نمايشگاه تا سال ۱۳۵۵ در جلفاي اصفهان برپا بود اما اخيراً كتابي نفيس و كمنظير و در قطع ۲۵*۳۰ و كاغذ گلاسه اعلا همراه با جلد و شيرازهاي بسيار مستحكم و چاپي نفيس و 500 صفحه كه وزني حدود دوكيلوگرم دارد و همه مجوزهاي قانوني را نيز براي چاپ و عرضه دريافت داشته است در تيراژ 500 نسخه به زيور چاپ آراستهشده كه به نظر ميرسد هزينهاي بس كلان صرف آن شده باشد! اما تنها حاوي دهها تصوير سياهوسفيد از ايران و به خصوص اصفهان سالهاي قاجار و پهلوي است كه زير هركدام از عكسها اشاره مختصري به آنها شده و فاقد خصوصيات محتوايي و ارزش مطلب است! اما در صفحه هفتم آن و در كادر ميانه تذكراتي دادهشده كه بيننده را به تفكر و تعجب وا ميدارد. در اين كار اختصاصي و توضيحي تأكيد ميشود؛ «اين اثر مشمول قانون حمايت مؤلفان ، مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸ است. هر نوع تكثير، انتشار يا استفاده از اسامي يا بخشي از اثر به شكل فتوكپي، الكترونيكي، ضبط و ذخيره در سيستمهاي بازيابي و پخش ممنوع و قابل پيگرد قانوني است؟!» اما آنچه از محتواي اين آلبوم عكس به ويژه در بخش پاياني آن كه مربوط به هولتسر است به چشم ميخورد بيارزش جلوه دادن اقشار جامعه ايران و شهر اصفهان است كه توسط عكاس جاسوس تهيه و امروز بزرگنمايي ميشود! پشتيبان چاپ و انتشار اين آلبوم كه مخاطب را در بهرهبرداري از محتواي تصويري آن بر اساس قانون حمايت سال ۱۳۴۸ منع نموده، يكي از مديريتهاي شهري است كه مسئولان آن بايد آگاه باشند چاپ اين آلبوم عكس آن هم با اين نفاست و هزينه كلان نوعي غرضورزي جاهلانه قلمداد ميشود كه در اين برهه از زمان شايسته شأن و مقام كشوري مسلمان با تاريخ غني از فرهنگ نيست!
* روزنامهنگار پيشكسوت