
جواد محرمي
رهبر معظم انقلاب در تقريظ كتاب «سرباز كوچك امام» مينويسند:«در اين كتاب، نشانههاي خباثت و لئامت مأموران بعثي آشكارتر از كتابهاي مشابهي است كه خواندهام. بههرحال اين يك سند باارزش از دفاع مقدس و انقلاب است؛ بايد قدر دانسته شود. خوب است سستپيمانهاي مغلوبدنياشده، نگاهي به امثال اين نوشته صادقانه و معصومانه بيندازند، شايد رحمت خدا شامل آنان شود.»
به تازگي متن تقريظ حضرت آيتالله خامنهاي بر كتاب «سرباز كوچك امام(ره)» منتشر شده است. در اين كتاب، خاطرات دوران اسارت آزاده سرافراز آقاي مهدي طحانيان در سنين نوجواني در زندانهاي رژيم بعث عراق (۱۳۶۱ تا ۱۳۶۹) روايت شده است. در اين تقريظ آمده است:« سرگذشت اين نوجوان شجاع و باهوش و صبور در اردوگاههاي اسارت، يكي از شگفتيهاي دفاع مقدس است؛ ماجراهاي پسربچه 13،14 سالهاي كه نخست ميدان جنگ و سپس ميدان مقاومت در برابر مأموران درندهخوي بعثي را با رفتار و روحيهاي اعجابانگيز، آزموده و از هر دو سربلند بيرون آمده است. دلْ بر مظلوميت او ميسوزد ولي از قدرت و تحمل و صبر او پرميكشد؛ اين نيز بخشي از معجزه بزرگ انقلاب اسلامي است. در اين كتاب، نشانههاي خباثت و لئامتِ مأموران بعثي آشكارتر از كتابهاي مشابهي است كه خواندهام. بههرحال اين يك سند باارزش از دفاع مقدس و انقلاب است؛ بايد قدر دانسته شود. خوب است سستپيمانهاي مغلوبدنياشده، نگاهي به امثال اين نوشته صادقانه و معصومانه بيندازند، شايد رحمت خدا شامل آنان شود.»
اما كتاب «سرباز كوچك امام» چگونه نوشته شد؟ اتفاقاتي كه در موقعيتهاي متفاوتي روي ميدهد و ذهن خواننده را براي خواندن ترغيب ميكند از بخشهاي جذاب اين كتاب به خاطرات اردوگاههاي نگهداري اسراي ايراني در عراق اختصاص دارد. مهدي طحانيان، به عنوان جوانترين اسير جنگي در زمان اسارتش به شدت مورد توجه بعثيها بوده و ماجراهاي تلخ و شيريني را به همراه دارد. نقطه اوج اين اتفاقها ماجراي امتناع او از مصاحبه با نصيرا شارما خبرنگار هندي بيحجاب است.
چنين تصميمي در شرايط وحشتناك و خفقان آور اسارت كه جسارت بيمثالي ميطلبيد، توسط نوجواني گرفته ميشود كه خود را سرباز و مطيع اوامر رهبرش ميداند. زندگي اسارتي و ابتكارات ريز و درشتش، روابط و علقههاي به وجود آمده ميان او و رفقاي دربندش، حوادث متفاوتي كه حين اسارت بر اردوگاهها سايه انداخته، تنها بخشي از فصول كتاب «سرباز كوچك امام» است. فاطمه دوستكامي، كتاب «خاطرات سرباز كوچك امام» را طي چهار سال با نگاهي به زندگي اين بزرگمرد و با حمايت مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان نوشته است. اين اثر به زعم كارشناسان حوزه ايثار و مقاومت، جامعترين كتاب خاطره نگاري به لحاظ حجم و محتوا در عرصه اسارت و فرهنگ ايثار و مقاومت به شمار ميرود.
نظر حبيب احمدزادهحبيب احمدزاده خالق اثر كتاب «شطرنج با ماشين قيامت» درباره اين كتاب ميگويد: وقتي اين كتابها را ميخوانيم ميفهميم كه نگهداري اين خاطرات در گذشته ظلم بزرگي به صاحبان اين خاطرات است. اين كتاب صرفاً به خاطرات طحانيان مربوط نميشود بلكه مربوط به بسياري از دوستان و همرزماني است كه مثل قطعات پازل اين خاطرات را كامل كردهاند. به شما اطمينان ميدهم اگر اين كتاب را برداريد تا پايانش آن را زمين نخواهيد گذاشت.
سه بار بازنویسی شدفاطمه دوست كامي نويسنده اين كتاب نيز درباره روند نگارش كتابش ميگويد: آغاز كار اين كتاب از تيرماه سال ۸۸ كليد خورد و قرار شد خاطرات اين آزاده از صفر تا صد ثبت شود. در فايل اوليه ۲۵۰ ساعت از خاطرات ايشان ضبط شد؛ از كودكي گرفته تا اعزام ايشان به جبهه و بعد هم اسارت. در بخشي از اين خاطرات آمده بود كه ايشان به دليل جثه كوچكي كه داشتند مورد توجه عراقيها قرار گرفته بودند و تا مدتها ايشان را براي روحيه دادن به سربازان عراقي در كوچهها و خيابانها ميچرخاندند. آنها ميگفتند كه سپاه خميني همه همين كودكان شش،هفت ساله هستند. پس از نگارش بخش اول خاطرات را به دست آقاي طحانيان داديم و ايشان با وسواس زيادي آنها را مطالعه كردند و تغييراتي در كتاب ايجاد شد. سه بار اين كار بازنويسي شد تا آنچه مدنظر مابود توليد شود. سپس در فاز دوم ۱۰۰ ساعت مصاحبه ديگر با ايشان انجام شد كه مجموعاً حاصل اين ۳۵۰ ساعت مصاحبه سرباز كوچك امام بود. هدفمان اين بود كه بخشي از خاطرات دفاع مقدس را به مخاطبان عرضه كنيم.
آقا پرسیدند این خود شما هستید؟در اين كتاب از زبان مهدي طحانيان از دوران اسارت ميخوانيم:«13 ساله بودم كه به جبهه رفتم. شناسنامه هم جعل نكردم چون شناسنامهام يك سال جلوتر گرفته شده بود و به خاطر فعاليتهايي كه در بسيج انجام دادم مثلاً شبانهروز فعاليت ميكردم و در تمام اردوها بودم، بنابراين زمان اعزام همه نظرشان اين بود كه من ميتوانم از پس كارم بربيايم و نيروي خوبي هستم. به بركت حضور امام رزمندگاني ديديم كه در سن كم منحصر به فرد بودند. 34 سال از آن مصاحبه ميگذرد و اگر قرار باشد حالا اعتقاد ديگري داشته باشم خسران بزرگي ديدهام. اينكه حضرت آقا نسبت به خاطرات من چه نظر لطفي دارند جاي شكر و سپاسگزاري دارد و خوشحالم توانستم قلب ولي زمان خودم را راضي كنم. خودم را لايق صفاتي كه حضرت آقا برشمردند نميدانم اما از خدا توفيق ميخواهم همانطوري باشم كه بايد و وظيفهاي كه بر دوشمان باشد را به انجام برسانيم. در مراسمي كه حضرت آقا تشريف داشتند، يك نسخه از اين كتاب را داشتم. ايشان تا كتاب را ديدند از من پرسيدند اين خود شما هستيد؟ دو بار اين سؤال را كردند كه گفتم بله و كتاب را خدمتشان دادم. خيلي دلم قرص بود كه بالاخره اتفاق خوبي ميافتد. تقريظ مقام معظم رهبري بر اين كتاب پر پروازي براي ماست. وي ميافزايد: ما براي بيان خاطراتمان نه دنبال اسم بوديم نه شهرت اما در وجودم احساس مسئوليت ميكردم چون ميديدم ما چه دنيايي را پشت سر گذاشتيم. ما 9 سال با مرگ هم آغوش بوديم و البته آن را عاشقانه در آغوش گرفته بوديم و تجربيات نابي كسب كرده بوديم. خيليها سوختند و نابود شدند. ما اين را با تمام وجود درك كرديم و ساليان سال در مقابل دشمن ايستادهايم و دشمن هيچكاري نتوانست كند.» كتاب سرباز كوچك امام(رحمهالله) به قلم سركار خانم فاطمه دوستكامي و در ۷۶۱ صفحه، از سوي انتشارات پيام آزادگان منتشر شده و در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.