
مهدی پورصفا
شواهد فراواني است كه نشان ميدهد ايران به دنبال نوعي توافق همه جانبه براي حل مشكلات منطقهاي است كه الگوي آن از سوي امريكا و قدرتهاي بينالمللي به كشورهاي منطقه تحميل نشده باشد.
پس از آغاز مذاكرات برجام يكي از نكاتي كه به شدت در فضاي رسانهاي مورد توجه قرار گرفت، بحث مذاكرات منطقهاي و آغاز فاز جديدي براي حل ساير مسائل بين ايران و غرب در اين حوزه بود. واقعيت اين است كه در طول سال هايي كه مذاكرات مرتبط با پرونده هستهاي ايران در دست اقدام بود، ساير بحثها نيز در مذاكرات يكي پس از ديگري مطرح ميشد. برخي از اين موارد هنگام مذاكرات و از طريق كانالهاي جداگانهاي پيگيري ميشد. به عنوان مثال بحث تبادل زندانيان دو طرف يكي از مواردي بود كه در مذاكرات به نتيجه رسيد. اين مسئله از طريق كانال جداگانهاي بين مقامات اطلاعاتي ايران و امريكا پيگيري شد و در نهايت به آزاد شدن تعدادي از زندانيان دو طرف و همچنين اعطاي برخي امتيازات اقتصادي به ايران از جمله پرداخت بدهي 1/6 ميليارد دلاري امريكا به ايران انجاميد.
با اين حال مسئله منطقه و مذاكرات منطقهاي مسئلهای نبود كه بتوان آن را به راحتي در اين چارچوب وارد كرد. شايد مهمترين مشكل در اين باره اختلافات بنيادين ايران و غرب بر سر منطقه به خصوص موجوديت رژيم صهيونيستي بود؛ مسئلهای كه ايران به هيچ عنوان حاضر به پذيرش آن نبود. از سوي ديگر ايران رويكرد امريكاييها را به طور كلي در منطقه غيرسازنده ميدانست. ايران بارها بر اين نكته تأكيد كرده بود كه حضور امريكاييها در منطقه خليج فارس و خاورميانه نه تنها باعث ناامني فزاينده در كشورهاي مسلمان شده بلكه امريكاييها بارها از افراطيون مذهبي به عنوان عاملي در جهت فشار بر ملتهاي مستقل منطقه استفاده كردهاند.
در كنار اين ايران نظم متفاوتي را براي منطقه در نظر دارد كه به هيچ عنوان با پارامترهاي امريكاييها قابل مقايسه نبود. اين اختلاف نظر آنچنان عميق بود كه ايران حتي دعوت امريكا براي حضور در ائتلاف ضدداعش را نپذيرفت و ترجيح داد با كشورهايي همانند سوريه، عراق و روسيه يك ائتلاف مستحكم جهت مقابله با حضور داعش در منطقه ترتيب دهد. حتي پس از امضاي توافق هستهاي و بلافاصله پس از آن رهبر معظم انقلاب اسلامي طي سخناني بر اين نكته تصريح كردند كه مذاكرات برجام تنها در چارچوب مسئله هستهاي قابل پيگيري است و بحثهاي منطقهاي در آن جايي ندارند.
اين نكته به مناسبتهاي گوناگون از سوي ساير مقامات سياسي ايران نيز بيان شد كه ايران حاضر به تن دادن به يك برجام منطقهاي ديگر نيست.
ايران با مذاكره مخالف است؟
با اين حال سؤال اساسي اين است كه آيا ايران به طور كلي با هر گونه مذاكره در خصوص منطقه و بحران منطقهاي مخالف است. به نظر ميرسد جواب اين مسئله با نشانههاي فراواني كه هم اكنون وجود دارد منفي است. ايران تاكنون بارها در مذاكرات گوناگون بينالمللي در خصوص سوريه حضور پيدا كرده است، به عنوان مثال زماني كه برخي از كشورهاي تأثيرگذار در حال رايزني براي بهبود وضعيت سوريه بودند، اين ايران بود كه با فشار بر امريكا، مصر را نيز وارد اين مذاكرات كرد. از سوي ديگر ايران به عنوان يك قدرت مؤثر در سوريه از اركان مذاكرات آستانه محسوب ميشود؛ مذاكراتي كه با حضور كشورهاي ايران، روسيه و تركيه در حال برگزاري است و نقش مؤثري در كاهش تنش و درگيري در اين كشور جنگزده داشته است، با اين حال ايران بارها آمادگي خود را براي مذاكره با كشورهاي منطقه در خصوص مسائل اختلافي اعلام كرده است، به عنوان مثال رهبر معظم انقلاب اسلامي به صراحت به اين نكته اشاره كردند كه ايران به دنبال حل اختلافات خود به صورت برادرانه با كشورهاي مسلمان است. ايران حتي مذاكراتي را با عربستان به عنوان اصليترين قدرت معارض منطقهاي خود در عمان ترتيب داد، اما اين سعوديها بودند كه ميز مذاكرات را بر هم زدند.
برخورد گزينشي با كشورهاي اروپايي
با اين تفاصيل به نظر ميرسد ايران هيچ مشكلي با مذاكرات در مورد حل مشكلات منطقه ندارد، اما به دنبال ايجاد يك چارچوب بومي براي اين مسئله است. طبيعي است كه ايران به هيچ عنوان حاضر نيست در مذاكراتي قدم بردارد كه اصول و نقشه آن از سوي امريكاييها ديكته شده باشد. در برجام ايران به دليل محدوديت فراوان از جمله وجود قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد مجبور به بازي در زميني بود كه امريكاييها تدارك ديده بودند، به عنوان مثال در حوزه فني بسياري از مختصات توافق از سوي طرف امريكايي به ايران تحميل شد.
اگرچه با مقاومت مذاكره كنندگان ايراني بسياري از اين محدوديتها از بين رفت اما عملاً ايران نتوانست به آنچه در حوزه اقتصادي و فني مدنظر داشت برسد. در حوزه منطقه به دليل پشتیباني و حضور قوي روسيه هم اكنون هيچ قطعنامه بين المللي در خصوص محكوميت ايران يا حضور ايران در عراق و سوريه وجود ندارد. از سوي ديگر دولتهاي عراق و سوريه نيز عنوان كردهاند كه نيروهاي ايراني با دعوت رسمي اين كشور مسئوليت مبارزه با داعش را بر عهده دارند، از اين رو طبيعي است كه ايران ديگر تن به مذاكراتي ندهد كه دستور كار اصلي آن از سوي امريكاييها تحميل شده باشد. حالا نيز به نظر ميرسد ايران قصد توسعه اين مذاكرات را به ساير كشورها دارد. با اين حال اين تماسها در خصوص منطقه اغلب به صورت كاملاً كنترل شده بدون حضور امريكاييها صورت ميپذيرد، به عنوان مثال رسانههاي غربي به اين نكته اشاره كردند كه ديدارهاي بين ديپلماتهای ايراني و اروپايي در خصوص منطقه صورت پذيرفته است.
آلمان، فرانسه و انگلستان از جمله كشورهايي هستند كه به دليل منافع فراوان در منطقه تمايل دارند به صورت مستقل در خصوص منطقه وارد گفت و گو شوند، البته ايران سياست جداگانهاي براي گفت و گو با هر كدام از اين كشورها در پيش گرفته است، به عنوان مثال ايران به دليل مواضع خصمانه فرانسه تاكنون به درخواستهاي اين كشور براي مذاكره پاسخ روشني نداده است.
آلمانيها وضعيت بهتري در اين رابطه دارند. در كنار اين، به دليل نفوذ فراواني كه دولت انگلستان بر حكومت سعودي دارد ايران مذاكرات جدي را براي حفظ جان مردم يمن و كاستن از آلام آنها آغاز كرده است. حميد بعيدينژاد سفير ايران در بريتانيا نيز چندي پيش با اشاره به گفت و گوهاي عباس عراقچي معاون وزير امورخارجه با مقامات سياسي لندن در خصوص بحث منطقه گفت: وقتي به مباحث مربوط به تحولات منطقهاي ميرسیم تفاهم دو طرف كامل نيست و دو كشور اختلاف نظرات مهمي با يكديگر دارند اما در عين حال با توجه به اشتراك نظر دو كشور مبني بر ضرورت پايان هر چه سريعتر جنگ يمن كه به يك جنگ تمام عيار غير انساني انجاميده است، ايران و انگليس تصميمات مهمي در خصوص اقدام به پايان دادن به بحران اتخاذ كردند. اينکه در نهايت مذاكرات ايران و انگلستان بر سر منطقه و پايان دادن به بحران يمن به كجا بينجامد، نكتهای است كه فقط زمان به آن پاسخ خواهد گفت، اما به هر ترتيب ايران حسن نيت خود را براي حل مسئله يمن به خوبی نشان داده است.
ايران انحصار قدرتهاي بين المللي را در منطقه ميشكند
با جمع بندي موارد فوق به خوبي روشن است كه ايران قصد ندارد اولين و آخرين حرف را در منطقه بزند، اما در عين حال به هر گونه ساختار تحميلي از سوي قدرتهاي غربي به خصوص امريكاييها بياعتماد است. ايران به دنبال يك الگوي بومي براي گفت و گوهاي منطقهاي و بينالمللي براي حل مشكلات خاورميانه است و اين نكته را به صراحت بيان كرده است. نميتوان از كنار اين مسئله به اين سادگي گذشت كه ايران موفقيتهاي خوبي را نيز به دست آورده است. در صورتي كه ايران بتواند الگوي مد نظر خود را در صحنه سياسي همانند صحنه ميداني جلو ببرد، اولين بار خواهد بود که يك كشور خاورميانهای در بازآرايي اين منطقه جديد به صورت جدي حضور مییابد؛ امري كه در طول 200 سال اخير در انحصار قدرتهاي بينالمللي بوده است.