کد خبر: 896804
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۶
تلاش براي حفظ مهم‌ترين سرمايه فردي و اجتماعي
يكي از مصاديق بارز روابط بين‌ فردي در ميان جوامع اعتماد بين ‌فردي و وفاي به عهد است. بدقولي در سنين متفاوت اثرات متفاوتي را روي افراد مي‌گذارد
   زهرا عبدي‌‌خان*

يكي از مصاديق بارز روابط بين‌ فردي در ميان جوامع اعتماد بين ‌فردي و وفاي به عهد است. بدقولي در سنين متفاوت اثرات متفاوتي را روي افراد مي‌گذارد. يكي از پايه‌هاي ايجاد اعتماد در افراد وفاي به عهد و خوش‌قولي است و توجه نكردن به آن به مرور زمان منجر به ايجاد بي‌‌اعتمادي و اثرات ناشي از آن در جامعه مي‌شود. وفاي به عهد به معناي به انجام رساندن قول‌‌هايي است كه فرد وعده داده و اين يكي از مهم‌ترين اصول در ارتباطات اخلاقي است. اعتماد پديده‌‌اي است پويا كه در تعامل‌‌هاي بين‌ فردي تأثير بسيار زيادي دارد. اين واژه از ديدگاه‌هاي متفاوتي طي چندين دهه مطرح شده است. در واقع اعتماد به معناي باور به عملي است كه از ديگران انتظار مي‌‌رود و منجر به ايجاد رفتار مقرراتي، مسئولانه و هميارانه در بين اعضاي جامعه مي‌‌شود.
         
    نقش حياتي اعتماد در جامعه
نتيجه مطالعات و تحقيقات نشان داده‌ است جامعه‌اي از نظر اجتماعي غني است كه اعتماد بالايي در سطوح مختلف آن وجود داشته باشد. اعتماد بين اشخاص در سطح فردي و اعتماد بين اشخاص و نهادها و همچنين اعتماد بين اركان و واحدهاي تشكيل‌دهنده جامعه حائزاهميت است. همچنين پژوهش‌ها نشان داده است در جامعه‌اي كه افراد آن اعتماد بيشتري به يكديگر دارند از سلامت روان بيشتري برخوردار هستند و در جامعه مدرن امروزي ارتباطات بدون وجود اعتماد امكان‌پذير نيست. بدون وجود اعتماد در بين افراد جامعه آن جامعه به سمت فروپاشي خواهد رفت چراكه بسياري از روابط انسان‌ها بر مبناي اعتماد استوار است و اين منشأ بسياري از تعاملات انساني است. در تعريف اعتماد بين‌ فردي بايد به سه عنصر توجه كرد: پيامدهاي شناختي بالقوه، وابستگي و احساس امنيت.
با توجه به آنچه گفته شد، وفاي به عهد جنبه‌هاي مختلفي را شامل مي‌شود كه از جمله آنها وفاي به عهدي است كه انسان در قبال خداوند موظف به انجام آن است و در واقع وظيفه ما در قبال پروردگار هستي است و در دستورات ديني ما به آن تأكيد فراواني شده است. دومين جنبه از وفاي به عهد، تعهدي است كه در روابط بين انسان‌ها جريان دارد و باز هم از جنبه‌هاي مختلف، تأكيد بسياري به اهميت آن شده است و سومين جنبه آن وفاي به عهد به حق خود و مقاومت در برابر نفس و ايجاد ثبات اشاره دارد.
از جهات ديگر مقوله بدقولي مي‌‌تواند در زمينه‌هاي مختلف زندگي بشري تأثيرگذار باشد. با توجه به اينكه روابط بين ‌فردي بر اساس نيازهاي انسان شكل مي‌‌گيرد، حال چه اين نيازها، نيازهاي جسماني باشد و چه نيازهاي فكري، اهميت آن كاملاً قابل درك خواهد بود.
برخي ديگر از صاحب‌‌نظران اعتماد را به اعتقاد داشتن به ديگران تعريف مي‌كنند، چراكه ما براي رسيدن به خواسته‌هاي خود وابسته به ديگران هستيم. شكل‌گيري اعتماد به زمان نياز دارد و به وجود آمدن آن روندي تدريجي دارد. براي بسياري از ما اعتماد كردن به شخصي كه چيزي از او نمي‌دانيم اگر ناممكن نباشد، دشوار است.
وقتي اطلاعات كامل نداريم گاهي ريسك مي‌كنيم ولي نمي‌توانيم اعتماد كنيم اما به تدريج كه شخصي را مي‌شناسيم و ارتباط به پختگي مي‌رسد اطمينان حاصل خواهد شد. وقتي به كسي اعتماد مي‌كنيم انتظار آن است كه مورد سوء‌استفاده قرار نگيريم. اين ميل به خطرجويي براي همه موقعيت‌هاي اجتماعي، مشترك است.
در جامعه مدرن امروزي با توجه به فاصله‌‌گيري زماني و مكاني، اعتماد از اهميت بالايي برخوردار است زيرا امروزه بدون وجود اعتماد ارتباطات غيرشخصي امكان‌‌پذير نخواهد بود. اثر اعتماد در زندگي امروزه بسيار مورد توجه است. با اعتماد زندگي بسيار آسان‌تر مي‌‌شود و خواهيم توانست توجه خود را به گستره وسيعي از فعاليت‌ها اختصاص دهيم تا بتوانيم در يك محيط پر از سوء‌ظن، احتمال ماندن و فعاليت داشته باشيم.
 
    ابعاد و مراتب اعتماد
محققان و صاحب‌نظران اعتماد را در سه طبقه مجزا تجزيه و تحليل و بررسي كرده‌اند كه عبارتند از سطوح فردي، بين ‌فردي، بين ‌گروهي، نهادي و فرهنگي.
با عنايت به اهميت و تأثيري كه اعتماد اجتماعي مي‌تواند بر زندگي اجتماعي داشته باشد شناخت عوامل مؤثر بر آن ضرورتي اجتناب‌‌ناپذير است. عوامل گوناگوني مي‌‌توانند در ايجاد و حفظ اين مقوله نقش داشته باشد. در واقع اعتماد يك پديده چندوجهي است كه مي‌توان از چند بعد به آن توجه كرد كه محققان سه بعد از آن را شناسايي كرده‌اند:
1- صادق بودن: صداقت بر درستي و شرافت دلالت دارد.
2- شايستگي: شايستگي دانش و مهارت‌‌هاي ميان افراد و دانش و مهارت‌‌هاي فني را در‌بر‌مي‌گيرد. آيا شخص مي‌داند راجع‌به چه چيزي سخن مي‌‌گويند. قريب به يقين اين است كه وقتي به توانايي‌هاي كسي احترام مي‌گذاريم به سخنانش گوش مي‌‌دهيم. بايد اين باور را داشته باشيم كه شخص مورد نظر براي اجراي آنچه به انجام آن قول مي‌دهد مهارت‌ها و توانايي‌هاي لازم را دارد.
3- رك و راست بودن: آيا مي‌‌شود به افراد براي بازگو كردن همه حقيقت اعتماد كرد؟ مردم به كسي كه او را شرافتمند نمي‌دانند يا كسي را كه احتمال مي‌‌رود به دنبال سوء‌استفاده باشد، احترام نمي‌‌گذارند و از او پيروي نمي‌كنند.
 
   چگونه اعتمادسازي كنيم؟
يكي از مهم‌ترين نكاتي كه بايد بيش از پيش به آن توجه داشت، بحث اعتماد‌سازي است. اعتماد در واقع بيشتر هنر است تا علم و ايجاد آن بسيار دشوار است و همچنين از دست دادن آن آسان. اين امر تا جايي بااهميت تلقي مي‌شود كه يك اشتباه كوچك هم مي‌تواند منجر به تخريب آن شود. درواقع اگر شما چيزي را به درستي انجام دهيد اعتماد به دست مي‌آيد. يافته‌هاي پژوهشي نشان مي‌دهد كه فرآيند‌هاي مرتبط با بحث اعتماد نياز به بحث و بررسي دارد و همواره ارتباطات بين‌ فردي زماني قوي هستند كه اعتماد و حسن نيت وجود داشته باشد و بالعكس و اين با جنبه‌هاي مختلف شخصيت انسان رابطه دارد. افراد ممكن است به آساني به اعتماد طرف مقابل صدمه بزنند. اعتماد بايد به دست آيد و در طول زمان توسعه پيدا كند. پس ايجاد و نگهداري اعتماد خيلي ساده يا سريع نيست بلكه نيازمند يك فرآيند است.
گام اول، فرهنگ‌سازي اعتماد در اقشار مختلف جامعه است. ايجاد و توسعه اعتماد در يك رابطه در مرحله اول نيازمند ايجاد يك فرهنگ مبتني بر ارزش‌‌هاي مشترك در بين افراد است كه به آن معتقد باشند. گام دوم رهبري و نگهداري يك رابطه است. نگهداري و ايجاد تعهد در بين افراد يكي از راه‌‌هايي است كه مي‌تواند اعتماد را به شكل درست هدايت كند.
ايجاد اعتماد بين طرفين لازمه روابط مثبت بين‌ فردي است. بر اين اساس به نظر مي‌رسد اهميت نقش نهادهاي فرهنگي از جمله نهادهاي آموزشي و مسئولان رده بالاتر و مبلغين مذهبي و فرهنگي در ايجاد فرهنگ‌سازي در زمينه وفاي به عهد و آموزش اين مهارت چه در سطح فردي و چه در سطح كلان، در ايجاد و تقويت اين مقوله نسبت به ساير موارد بيشتر است.
علاوه بر تأثير اعتماد در روابط خانوادگي پرداختن به اين مقوله در روابط خارج از حيطه خانواده و در اجتماع نيز از اهميت بالايي برخوردار است و يكي از مهم‌‌ترين آنها مسئله كار و كسب درآمد است.
اينجاست كه با توجه به چند وجهي بودن پديده اعتماد در جامعه، اهميت نقش نهادهاي گوناگون از خانواده گرفته تا ساير نهادهاي فرهنگي، آموزشي، رسانه‌‌ها و مسئولان رده بالاتر در ايجاد و گسترش اعتماد، قابل توجه و تأمل است. نكته مهم اين است كه همه ما در ساختن يا باختن اعتماد، به عنوان يكي از مهم‌ترين سرمايه‌هاي اجتماعي سهيم هستيم و فراموش نكنيم آنكه اعتماد مي‌سازد زندگي را نمي‌بازد.
 
*روانشناس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها