تكنولوژي مانند مترو، ماشين، دوچرخه و... نماد غرب نيست؛ ما علم را از آنها ميگيريم، سيره خوب را از آنها ميگيريم. اميرالمؤمنين (ع) خطبهاي دارند به نام خطبه «قاصعه» كه از خطبههاي فرهنگي ناب اميرالمؤمنين(ع) است. مبحثي كه در آن بيان ميكنند همين مليگرايي است كه اگر شما ميخواهيد جايي به عشيره ، قوم و قبيله خود افتخار كنيد به خوبيهاي آنها و رفتارهاي پسنديدهاي كه دارند افتخار كنيد. بگوييد قبيله ما راستگو بودند، سخاوتمند بودند، چون آنها سخاوتمند بودند ما هم سخاوتمند ميشويم. حضرت اشاره به قبايل مشرك و جاهلي دارند. حال ما هم بايد بگوييم ما ايرانياني هستيم كه مثلاً اجدادمان باعفت بودند، عفت در فرهنگ ايراني خيلي خوب است. اين چيزي كه گاهي گفته ميشود «ايراني- اسلامي» نكتهاش اين است، يعني فرهنگهاي ايراني كه واقعاً فرهنگهاي خوبي است نه اينكه ما بگوييم خوب است، بلكه از ديد اسلام فرهنگ خوبي است و اسلام آن را تأييد ميكند. خب غربيها هم گاهي عادتهاي خوبي دارند، مثلاً فرض كنيد عادت كمك به ديگران در آنها هست، حس كمكرساني كه اگر كسي از انسان كمك خواست، فراخوان كمكخواهي و دادستاني كرد به فريادش برسند. اين در برخي اقوام هست خيلي خوب هم است. آن خوبيهايي كه ديگران دارند و دين ما آن را تأييد كرده است ميگيريم؛ چون خوب است، نه چون روش آنهاست.
اما برخي ميگويند اين خوب است، چون خارجي است، چون غربيها چنين ميكنند. يك روش زندگي داريم، روش زندگي ما خيلي بهتر از روش آنهاست. يك روش معماري داريم، خودشان ميگويند روش معماري شما، خيلي هم خوب است، خيلي هم فايده دارد، اما كهنه شده است، چرا؟ چون غربيها ديگر اينگونه معماري نميكنند. دليل اين حرف فقط اين است كه چون غربيها چنين نميكنند خوب نيست. اگر وقتي چيزي را از يك بيگانه ميگيريم به خاطر خوب بودن آن چنين ميكنيم، همان چيزي است كه اسلام خواسته است، بله غربيها اين كار خوب را انجام ميدهند. فرض كنيد در بين اقوام غيرمسلمان امانتداري وجود دارد، خب امانتداري خوب است ما امانتداري را از آنها ياد ميگيريم. يا راستگويي خوب است و دين ما هم گفته راستگويي خوب است و آنها راستگو هستند، اين را هم از آنها ياد ميگيريم.