
چند روزي است که جامعه فوتبال نگران سلامتي جوان اول تيم استقلال مهدي قائدي است، فوتباليست بااستعدادي که با تکنيک و توانايي فني خوب خود بارقهاي از اميد در دل اهالي فوتبال ايجاد کرده بود، اما تصادفي شوم باعث شد اين جوان به جاي آنکه اين روزها براي درخشش در زمين فوتبال تلاش کند، روي تخت مراقبتهاي ويژه بيمارستان براي حفظ جان خود بجنگد. مطرح شدن در فوتبال به ويژه در تيمهاي بزرگ باعث ميشود يک بازيکن جوان که شايد تا به حال کمتر مورد توجه حتي اقوام و آشنايان قرار گرفته بود، ناگهان مورد توجه ميليونها نفر قرار بگيرد. از طرف ديگر امکانات مالي جديدي برايش ايجاد ميشود (مثل اتومبيل لوکس) و رسانهها هم به او ميپردازند؛ هضم اين همه توجه براي جواني مستعد، اما آموزش نديده، راحت نيست و بسياري از اين استعدادها پس از رسيدن به اولين موفقيتهاي چشمگير با بيتوجهي به سبک زندگي قهرماني خود، عمر ورزش قهرمانيشان را کوتاه ميكنند و از دوران اوج فاصله ميگيرند. مثلاً بازيکني که ميتوانست ۱۰ سال در اوج باشد به تدريج از صحنه اول فوتبال محو ميشود. البته شايد کمترين تقصير در اين مورد متوجه خود بازيکن باشد، زيرا وقتي آموزش و نظارتي وجود نداشته باشد، چطور ميتوانيم از بازيکن طلب کنيم که بايد اينها را بداند و به آنها عمل کند؟ بازيکنان جوان فوتبال، خوب است هنگامي که از بازيکنان بزرگ الگو ميگيرند تنها به تکنيک، ثروت، اتومبيل و لباس پوشيدن اين قهرمانان توجه نکنند، بلکه به سبک زندگي و سلامت آنها نيز توجه کنند. قهرماني چون «کريستيانو رونالدو» با سبک زندگي خاصش حتي در سني که بسياري از بازيکنان خود را بازنشسته اعلام ميکنند، مرد سال فوتبال جهان ميشود، بازيکني که مدعي است ۵۰ هفته از سال را بين ساعات ۱۰ شب تا ۶ صبح به خواب ميرود. بسياري از نکات ديگر توسط رونالدو و رونالدوها رعايت ميشود و دوره اوج آنها را طولانيتر ميکند. در ايران هم راز تداوم فوتباليستهايي چون ابراهيم صادقي، مهدي رجبزاده و ديگر بازيكنان جز رعايت کردن اين سبک زندگي نيست. اميدوارم باشگاههاي فوتبال به طور جدي در کنار آمادهسازي فني بازيکنان، آموزش و نظارت بر سبک زندگي قهرماني آنها را نيز در دستور کار قرار دهند تا پس از اين کمتر شاهد چنين مواردي باشيم.