
زهرا چيذري
پلاسمافروشي چند سالي ميشود كه وارد حوزه اجتماعي و ژورناليستي كشور شده است. ماجرا با باز شدن پاي بخشخصوصي به پالايشگاه پلاسما آغاز شد. حالا هم تنها يك مركز جمعآوري پلاسما در مركز و شش مركز در حاشيههاي شهر راهاندازي شده است. بديهي است 35 تا 70 هزارتومان براي حاشيهنشيناني كه با فقر دست به گريبانند، وسوسهكننده است. بگذريم از اينكه تنها سال گذشته تهيه دارو از پلاسما 17ميليون دلار ارزش اقتصادي داشته است، اما روي ديگر ماجرا رانتهايي كه از نگاه رئيس سازمان انتقال خون ايران در واگذاري پالايشگاه خون تحت نظارت اين سازمان به بخش خصوصي وجود داشته است. علياكبر پورفتحالله معتقد است: سازمان خصوصيسازي به بدترين شكل ممكن پالايشگاه شركت پژوهش و پالايش را به بخش خصوصي واگذار كرده و همين شيوه واگذاري هم موجب شده تا هيچ اقدامي در سه سال واگذاري صورت نگيرد.
نخستينها هميشه در خاطر ميمانند؛ نخستين مورد ابتلا به ايدز در ايران هم كودك شش ساله مبتلا به هموفيلي بود كه به خاطر داروهاي فرانسوي آلوده به اين بيماري دچار شد.
اين ماجرا اما تنها پالايشگاه خون ايران را با حكم قاضي همين پرونده تعطيل كرد. بعدها تحقيقات روي ژنوتايپ ويروسهاي منتقله نشان داد، موضوع آلودگي بيماران هموفيلي از منابع فرآوردههاي خارجي نظير فاكتورهاي انعقادي شركت مريو بوده است، نه محصولات پالايشگاه، ماجرا به همين جا ختم نشد، مركز پژوهش و پالايش خون (پالايشگاه قبلي) از دهه 80 تحتعنوان شركت مادرتخصصي به بخشخصوصي واگذار شد، اما مطابق تجربههاي قبلي فعاليت بخشخصوصي در ايران اينبار نيز ظاهراً به دليل فقدان نظارت، رانت و نگاه منفعتطلبانه واگذاري اين شركت به بخشخصوصي نه فقط مزيتي نداشته، بلكه موجب شده تا اين شركت و سه شركت ديگري كه در زمينه جمعآوري پلاسما فعاليت ميكنند از فقر و استيصال مردم سوءاستفاده كنند و در مناطق محروم و حاشيههاي شهر تهران اقدام به جمعآوري و خريد پلاسما كنند. اين در حالي است كه چنين روندي ميتواند مخاطراتي را به همراه داشته باشد.
اهدايي كه داوطلبانه نيست
در حال حاضر در مراكز جمعآوري پلاسماي خون مبلغي بهعنوان هزينه اياب و ذهاب به افراد داده ميشود كه از 35 هزار تومان براي بار اول تا 70 هزار تومان براي دفعات بعد متغير است، اما رئيس سازمان انتقال خون معتقد است: اهداي پلاسما هم بايد مثل اهداي خون داوطلبانه باشد. توجيه پورفتحالله هم درباره اهداي رايگان پلاسما اين است. وقتي براي اين موارد پول پرداخت ميشود؛ مخاطبان از پايگاههاي اجتماعي مختلف به اين سمت ميآيند و ممكن است بسياري از مسائل را كتمان كنند. بهطور مثال يكي از بحثهايي كه وجود دارد، دوره پنجره آزمايشگاهي است؛ يعني زماني كه ويروس به ميزاني نرسيده كه در روشهاي آزمايشگاه تشخيص داده شود و در اين مورد فقط با تكيه كردن بر صداقت فرد اهداكننده ميتوان از سالم بودن خون مطمئن شد، اما وقتي مسئله مالي مطرح ميشود، طبيعتاً ممكن است آن صداقت از بين برود.
انتقاد از يك خصوصيسازي
رئيس سازمان انتقال خون در مورد صنعت پلاسما معتقد است: متأسفانه در اين بخش موفقيت چنداني نداشتيم، زيرا نگاه بخشخصوصي به اين موضوع وجود ندارد. به گفته وي بخش خصوصي به خاطر فقدان نظارت اقدامي براي توسعه پالايشگاه نكرده است؛ هدف از واگذاري اين نيست كه اموال دولت در اختيار بخش خصوصي قرار بگيرد و بخشخصوصي با آن اموال كار ديگري انجام دهد. خصوصيسازي يعني اينكه سرمايه بخشخصوصي وارد توليد شود و توليد سروسامان بگيرد.
پورفتحالله با بيان اينكه سازمان خصوصيسازي به بدترين شكل ممكن پالايشگاه شركت پژوهش و پالايش را به بخشخصوصي واگذار كرده، ميافزايد: بسياري از موارد در اين واگذاري رعايت نشده و همچنين هيچ نظارتي هم بر آن وجود نداشته است. بنابراين هيچ اقدامي در اين سه سال واگذاري صورت نگرفته است. لازم به ذكر است كه قرارداد براي طرح توسعه پالايشگاه 150هزارمتري است، نه واگذاري و طبق يكي از بندهاي آن هم صراحت دارد كه با اعلام وزارت بهداشت قرارداد لغو خواهد شد.
وي با اشاره به اينكه وزير بهداشت تاكنون سه بار با نامه درخواست لغو قرارداد را كرده است، تصريح ميكند: از طرفي اقدام به واگذاري بخشي از زمينهاي سازمان انتقال خون به پالايشگاه شده كه اين موضوع نيز يكي از چالشهاي پيشرو است. بايد توجه داشت كه براي ساخت پالايشگاه 22 هزار متر زمين در بهترين نقطه تهران در نزديكي برج ميلاد را با قيمتي حدود 4/5 ميليون تومان به بخش خصوصي واگذار كردند و مسلماً بخش خصوصي ديگر انگيزهاي براي ساخت پالايشگاه 150هزار متري ندارد.
در شيشه كردن خون حاشيهنشينها
پورفتحالله با تأكيد بر اينكه ساخت پالايشگاه توسط سازمان خصوصيسازي كارشناسي نشده است، ميافزايد: پالايشگاه ديگري هم قرار بود از سوي بخش خصوصي راهاندازي شود. شركتي با مشاركت سازمان تأمين اجتماعي و شركت بيوتست آلمان موظف بود كه پالايشگاه راهاندازي كند و براي ايجاد آن مجوز مركز جمعآوري پلاسما داده شد، اما اين شركت نيز به تعهد خودش عمل نكرده است.
رئيس سازمان انتقال خون با بيان اينكه اين شركت همچنان در مرحله جمعآوري پلاسماست، ميافزايد: در حال حاضر هفت مركز جمعآوري پلاسما را ايجاد شده كه تنها يكي از مراكز جمعآوري پلاسما در مركز شهر و شش مركز ديگر آن در حاشيه شهر راهاندازي شده كه مردم نيازمند وجود دارند و نگاهشان متفاوت است.
بديهي است، نظارت بر عملكرد پالايشگاه خون از وظايف وزارت بهداشت و سازمان انتقال خون است و حالا بخش مهمي از چالشهاي ذكر شده هم ناشي از عملكرد نامناسب نظارتي است، اما قرار است چگونه اين چالشها تدبير شود؟ پورفتحالله با اشاره به سياستگذاريهاي وزارت بهداشت براي كنترل جمعآوري پلاسما ميگويد: اجازه گسترش مراكز جمعآوري پلاسما از سوي وزارت بهداشت داده نميشود. مقرر شده سازمان انتقال خون وارد بحث جمعآوري پلاسما شود كه براساس آن در حال طراحي مراكز جامع اهدا هستيم كه در كنار اهداي خون، امكان اهداي پلاسما نيز وجود داشته باشد.