
دكتر سيدنعمتالله عبدالرحيمزاده
منطقه عفرين مشتمل بر شهري با همين نام به همراه 366 روستا واقع در شمال شرقيترين نقطه از خاك سوريه است. اين منطقه كه به لحاظ تقسيمات كشوري جزو استان حلب به شمار ميآيد، از شروع درگيريها در 2011 به اين سو به صورت منطقهاي خودمختار و توسط كردهاي سوريه اداره ميشود كه اكثر سكنه آن را تشكيل ميدهند. كردهاي سوريه در اين مدت دو منطقه ديگر را هم علاوه بر عفرين اداره كردهاند كه هر سه منطقه به نام كانتون عفرين، كانتون جزيره و كانتون كوباني شناخته ميشوند و نيرويي به نام يگانهاي «مدافع خلق» و «ي پ گ» را براي محافظت از اين كانتونها تشكيل دادند هر چند مداراي نسبي با دولت و ارتش سوريه باعث شد تا درگيري و اتفاق خاصي براي اين كانتونها پيش نيايد مگر مواردي كه نيروهاي «ي پ گ» مجبور شدند با گروههاي مسلح مخالف دولت درگير شوند كه مقاومت سه سال قبل كوباني در مقابل داعش يكي از همين موارد بود. در هر صورت، سه كانتون كردنشين سوريه در مقايسه با ديگر قسمتهاي اين كشور دوره به نسبت آرامي را پشت سرگذاشته اما به نظر ميرسد كه با هجوم نظامي تركيه به كانتون عفرين، اين دوره هم به پايان خود رسيده است. تركيه اين هجوم را با نام عملياتي شاخه زيتون شروع كرده و به نظر ميرسد بعد از عفرين قصد هجوم به شهر منبج در غرب رود فرات را دارد و بعد از اين هدف بلندپروازانهاي براي راندن نيروهاي ي پ گ به آن سوي مرز سوريه با عراق را دارد. اين اهدافي است كه مقامات تركيه در اين چند روز عنوان كردهاند اما بايد ديد كه آنها در واقع امر دنبال چه چيزي هستند و واكنش ديگر قدرتهاي درگير در منطقه ميتواند به چه صورتي باشد؟
احساسات ناسيوناليستيهيچ شكي نيست كه رجب طيب اردوغان، رئيسجمهور تركيه، در صدور فرمان حمله به ارتش اين كشور گوشه چشمي به احساسات ناسيوناليستي در افكار عمومي داشته است. نقش اين احساسات در فضاي سياسي تركيه وقتي بيشتر به چشم خورد كه اردوغان توانست به كمك آن كرسيهاي پارلماني از دست رفته حزبش در انتخابات ژوئن 2015 را در انتخابات زودهنگام نوامبر همان سال و اكثريت پارلمان را براي حزب عدالت و توسعه خود به دست بياورد. در واقع، حمله تروريستي جولاي آن سال در شهر كردنشين سوروچ بهانهاي به اردوغان داد تا با پشت پا زدن تمام قول و قرارها با كردهاي تركيه و شروع جنگ با آنها، احساسات ناسيوناليستي پانتركي را به نفع خود تحريك كند و دوباره حزبش را به موقعيت ممتاز سياسي قبل برساند. او نميتواند اين اهرم قابل توجه براي تداوم قدرت سياسي خود را ناديده بگيرد به خصوص اينكه دو انتخابات حساس رياست جمهوري و پارلماني در سال آينده خواهد داشت و بايد از هماكنون براي پيروزي قاطع در آن انتخابات هم باقي ماندن خود بر كرسي رياست جمهوري تركيه را تضمين كند و هم اكثريت كرسيهاي پارلمان براي حزبش را. اين موضوع با توجه به آماده شدن ديگر احزاب براي آن انتخابات قابل توجه است چنانكه دوغو پرينچك، رهبر حزب وطن، از هم اكنون آمادگي خود را براي نامزدي در انتخابات رياست جمهوري 2019 اعلام كرده و گفته است سعي ميكند با ديگر احزاب براي تشكيل يك ائتلاف مذاكره كند. پرينچك به عنوان يك ناسيوناليست افراطي بر محور پانتركي به عنوان اصليترين بخش از مبارزات انتخاباتي تكيه ميكند و حالا اردوغان با دادن فرمان حمله به ارتش سعي ميكند خود را براي افكار عمومي تركيه به عنوان قهرمان اين محور در جنگ با كردها معرفي كند.
توطئه امريكاييشايد اردوغان عزمش براي حمله به عفرين چندان جزم نميشد اگر توطئه امريكايي براي تجزيه سوريه را چندان جدي نميگرفت، اما او نميتوانست بعد از ديدن شواهدي بيتوجه بماند. يكي از اصليترين شواهد چيزي بود كه از سوي سرهنگ توماس ويل، سخنگوي ائتلاف به رهبري امريكا عليه داعش، بيان شد آن هم در مورد تشكيل يك نيروي 30 هزار نفره مرزباني در امتداد مرز تركيه و سوريه. اردوغان به سرعت واكنش تند خود را در مقابل اين خبر نشان داد و اين نيرو را ارتش ترور خواند و وعده داد كه اجازه تشكيل چنين نيرويي را نميدهد و يك هفته طول نكشيد كه ارتش خود را با شاخه زيتون راهي عفرين كرد. سرعت واكنش اردوغان به حدي بالا بود كه كسي انتظار نداشت در ظرف چند روز به حد لشكركشي برسد اما او نشان داد كه از هيچ فرصتي براي اين اقدام فروگذاري نميكند. در واقع، اين نوع واكنش سريع او را نبايد ناگهاني بلكه در ادامه كش و قوسي ارزيابي كرد كه او با امريكا بر سر كردهاي سوريه داشت، چراكه طي اين دو سال، بارها مخالفت خود را نسبت به حمايت تسليحاتي و لجستيكي از اين كردها به امريكاييها اعلام كرده بود و چه از دولت قبلي باراك اوباما و چه از دولت فعلي دونالد ترامپ انتظار پاسخ مساعدي داشت تا با دست برداشتن از كردها، در سوريه با او همكاري كنند. اردوغان براي نشان دادن تواناييهاي خود به امريكا عمليات سپر فرات را به راه انداخت تا نشان دهد كه ميتواند نيرويي جايگزين كردها را به امريكا معرفي كند تا از اين نيرو در جنگ با داعش استفاده نمايد. در مقابل، امريكا نه تنها حاضر به همكاري و دادن پاسخ مثبتي به اردوغان نشد بلكه طرح تشكيل نيروي مرزباني 30 هزار نفره زنگ خطر را براي اردوغان به صدا درآورد كه امريكا برنامه تجزيه سوريه و تشكيل منطقه كردي در مرزهاي جنوبي تركيه را دارد. مقامات تركيه دستكم در ظاهر چنين وانمود ميكنند كه براي جلوگيري از تحقق برنامهاي به عفرين حمله كردهاند و با ادامه حمله به سمت منبج و ديگر مناطق تحت تسلط «ي پ گ» كار خود را ادامه ميدهند.
جاي پا در سوريهجلوگيري از تشكيل دولت كردي در شمال سوريه شعار اصلي اردوغان براي توجيه حملهاش به عفرين است اما اگر او در حقيقت چنين هدفي را دنبال ميكند چرا به جاي دو كانتون ديگر عفرين را انتخاب كرده است؟ اين پرسش از آن جهت قابل طرح است كه برنامه اعلام شده از سوي سرهنگ ويل شامل كانتون عفرين نميشود و تنها دو كانتون ديگر را در برميگيرد. شايد گفته شود كه عدم حضور نيروهاي امريكايي در عفرين دليل اصلي انتخاب اين منطقه در طرح جنگي اردوغان بوده اما اگر او بخواهد در واقع امر به ادعاي خود عمل كند و نيروهاي «ي پ گ» را به آن سوي مرز سوريه و عراق براند، بايد دامنه جنگ را به سوي دو كانتون ديگر بكشاند كه چنين چيزي بعيد به نظر ميرسد، چراكه حضور نيروهاي امريكايي در آن دو كانتون مانع جدي بر سر راه ارتش تركيه است و مولود چاووش اوغلو و بكر بوزداغ، وزير خارجه و معاون نخستوزير تركيه به صراحت گفتهاند كه اين ارتش قصد مواجهه با نيروهاي امريكايي را ندارد، بنابراين اظهارات اردوغان و ديگر مقامهاي آنكارا در مورد نابودي مراكز «ي پ گ» در شمال سوريه را بايد بيشتر از جهت تبليغاتي ارزيابي كرد و به وجه ديگر اظهارات آنها توجه كرد كه تحت پوشش اين تبليغات بيان ميكنند. اين وجه مربوط ميشود به ايجاد منطقهاي به عمق 30 كيلومتر در عمق خاك سوريه براي اسكان نزديك به 5/3 ميليون آواره سوري در آن. اردوغان به صراحت اين موضوع را مطرح كرده و چنانكه چاووش اوغلو مدعي شده، امريكا هم مجوز ايجاد چنين منطقهاي را به آنكارا داده است. ايجاد اين منطقه همان چيزي است كه اردوغان در اين چند سال به دنبال آن بوده و حالا از موضوع منطقه كردي استفاده ميكند تا اين منطقه را ايجاد كند. واقعيت اين است كه پيشرويهاي ارتش سوريه و متحدانش در ماههاي گذشته و به خصوص پيشرويهاي اخير در استان ادلب عرصه را براي گروههاي مسلح تحت حمايت تركيه آنقدر تنگ كرده كه اردوغان تنها با ايجاد اين منطقه است كه ميتواند با حمايت ارتش خود پايگاهي براي اين گروهها ايجاد كند. شايد به همين جهت باشد كه بشار اسد، رئيسجمهور سوريه، شاخه زيتون اردوغان را در ادامه مداخلهجوييهاي سابق او ارزيابي كرده و معتقد است كه حمله به عفرين بر اساس حمايت اردوغان از گروههاي تروريستي طراحي شده است. به اين ترتيب، شاخه زيتون دستكم منطقهاي را در سوريه براي اردوغان ايجاد ميكند تا هم حكم جاپاي مطمئن او در سوريه را داشته باشد و هم اينكه از اين منطقه براي حمايت مستقيم از گروههاي مسلح و جنگ با نظام سوريه بهرهبرداري كند. هر چند اصطلاح شاخه زيتون دلالت بر صلح دارد اما نميتوان انتظار چنين چيزي از شاخه زيتون اردوغان داشت بلكه چشمانداز قابل انتظار تنها افزايش جنگطلبي و خشونت خواهد بود كه با ورود نيروهاي تركيه به عمق 30 كيلومتري خاك سوريه و ايجاد پايگاههايي براي گروههاي مسلح محقق ميشود.