به گزارش خبرنگار ما، فروردينماه سال 1394 بود كه مأموران كلانتري 151 يافتآباد باتماس تلفني شهروندي از قتل مرد جواني در يكي از پاركهاي منطقه يافتآباد با خبر و راهي محل شد.
مأموران در محل حادثه با جسد خوني مرد افغاني روبهرو شدند كه با اصابت جسم تيزي به گردنش از پاي در آمده بود. يكي از شاهدان گفت: لحظاتي قبل مقتول همراه مرد جواني در حال مشاجره لفظي بودند كه ناگهان مرد غريبه چاقويي از جيبش بيرون آورد و شاهرگ او را هدف قرار داد و وقتي مقتول نقش بر زمين شد به سرعت از محل گريخت.
با اعلام اين خبر، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل به تحقيق پرداختند. بررسيها نشان داد مقتول تازه داماد است كه به خاطر رقابت عشقي با مرد افغان ديگري درگيري خونيني رقم زده و به قتل رسيده است.
يكي از اعضاي خانواده مقتول گفت: ما اهل افغانستان هستيم و چند سال قبل براي كار به ايران آمديم. پسرم در كارخانه بلوكسازي در تهران شروع به كار كرد. مدتي قبل عاشق دختري به نام گلاندام شد. گلاندام همراه پدرش در افغانستان زندگي ميكرد. ما وقتي به خواستگارياش رفتيم متوجه شديم پسر دايي گل اندام عاشق و خواستگار او است، اما خانواده گلاندام موافق ازدواج او نيستند و به پسر دايياش جواب رد دادهاند. از همان روز اول كه بشير فهميد ما به خواستگاري گلاندام رفتهايم شروع به تهديد كرد و به پسرم گفته بود اگر با گلاندام ازدواج كند زندگيات را سياه ميكنم، اما پسرم اصرار داشت با گلاندام ازدواج كند و ما هم او را به عقد پسرمان در آورديم و از ترس عروسمان را به ايران آورديم، اما تهديدهاي بشير تمام شدني نبود.
او هر روز به پسرم تلفن يا پيامك ميزد كه گل اندام را طلاق دهد وگرنه سرنوشت بدي در انتظار ما است. پسرم تهديدهاي او را جدي نگرفت تا اينكه چند روز قبل متوجه شديم بشير به صورت قاچاق به ايران آمده است و در جستوجوي خانه ما است. امروز او با پسرم تلفني تماس گرفت و با پسرم در پاركي قرار گذاشت تا با هم درباره گلاندام حرف بزنند. آن طوري كه پسرم قبل از مرگش به ما گفت بشير اصرار داشته پسرم همسرش را طلاق دهد و وقتي با جواب رد او روبهرو ميشود با چاقو ضربهاي به گردنش ميزند و فرار ميكند.
پس از اين مأموران تحقيقات گستردهاي را براي شناسايي و دستگيري متهم آغاز كردند، اما بررسيها حكايت از اين داشت متهم به صورت قاچاق از مرز خارج شده و به افغانستان فرار كرده است. مأموران تحقيقات خود را ادامه دادند، اما پس از گذشت دو سال از حادثه هيچ ردي از قاتل فراري نيافتند تا اينكه صبح ديروز اوليايدم به دادسراي امور جنايي آمدند و براي قتل پسرشان درخواست ديه از بيت المال كردند. بدين ترتيب پرونده براي بررسي درخواست ديه از بيتالمال به دستور قاضي پرونده به دادگاه كيفري فرستاده شد.