به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل مرد ميانسالي در شمالتهران به اداره پليس رفت و از دامادش به اتهام قتل دخترش در شهر هامبورگ آلمان شكايت كرد. شاكي در توضيح ماجرا گفت: چند سال قبل پسر همسايهمان به نام شاهرخ به خواستگاري دخترم مرجان آمد. پدر و مادرش از قديم همسايه ما بودند و مشكلي نداشتند. ابتدا با ازدواج آنها موافقت نكردم، اما شاهرخ مدعي بود كه عاشق و دلباخته دخترم شده است و او را خوشبخت ميكند. خانواده او آنقدر اصرار به ازدواج آنها كردند كه در نهايت من راضي شدم و مرجان را به عقد شاهرخ در آوردم. وقتي ازدواج كردند زندگي خوبي را شروع كردند و همه احساس ميكرديم كه خوشبخت شدهاند و خوشحال بوديم از اينكه شاهرخ دامادمان شدهاست.
مدتي گذشت تا اينكه شاهرخ تصميم گرفت براي ادامه زندگي به شهر هامبورگ آلمان برود. من مخالف اين بودم كه دخترم در كشور خارجي زندگي كند و از من دور باشد، اما شاهرخ آنقدر شيفته زندگي در آلمان شده بود كه حرفها و مخالفتهاي ما اثري نداشت و اصرار داشت با مرجان به هامبورگ بروند. وقتي با دخترم مشورت كردم او هم راضي بود همراه شوهرش به آلمان برود و به همين دليل ما موافقت كرديم و آنها براي ادامه زندگي راهي هامبورگ آلمان شدند. پس از اين ما به صورت تلفني و از طريق شبكههاي اجتماعي هر روز با دختر و دامادم ارتباط داشتيم. آنها از زندگي تازهشان در كشور آلمان خيلي راضي بودند و اصرار داشتند ما چند روزي براي ديدن آنها به هامبورگ برويم. من چند باري به هامبورگ رفتم و هر بار چند روزي پيش آنها ميماندم و هر زماني كه ميرفتم مقدار زيادي براي آنها سوغات ميبردم. آنها زندگي خوبي داشتند و من هم از اينكه آنها خوشبخت بودند خيلي خوشحال بودم. دامادم هيچ مشكلي نداشت و با مرجان مهربان بود و حتي از من ميخواست براي آنها سوغات نبرم و فقط براي ديدن آنها به هامبورگ بروم.
وي ادامه داد: زندگي آنها در شهر هامبورگ ادامه داشت تا اينكه يكسال قبل مرجان دختري بهدنيا آورد و ما صاحب نوه شديم. فكر كرديم با بهدنيا آمدن نوهام زندگي آنها روز به روز بهتر و شيرينتر خواهد شد، اما متوجه شديم كه آنها با هم اختلاف پيدا كردهاند. ابتدا دخترم اختلافاتشان را از من و مادرش پنهان ميكرد تا اينكه متوجه شديم شاهرخ به دين تازهاي گرويده است و از مرجان هم خواسته تا دينش را تغيير دهد، اما مرجان مخالفت كرده و همين موضوع باعث اختلاف آنها شده است. بعدها فهميديم شاهرخ، به خاطر همين موضوع چند بار دخترم را كتك زده است. پس از اين اختلافات آنها هر روز بيشتر ميشد تا جايي كه دو ماه قبل متوجه شديم شاهرخ، دخترم را با چاقو به قتل رسانده است. بلافاصله براي بررسي موضوع به آلمان رفتم و فهميدم متأسفانه موضوع حقيقت دارد و دامادم در درگيري با مرجان با 14ضربه چاقو او را به قتل رسانده و مأموران پليس شهرستان هامبورگ هم او را به اتهام قتل همسرش بازداشت كردهاند.
وي ادامه داد: وقتي پيگيري سرنوشت نوهام شدم، مأموران پليس اعلام كردند نوهام را پس از حادثه براي نگهداري تحت نظارت دولت آلمان به خانواده آلماني سپردهاند. سپس من جسد دخترم را براي خاكسپاري از آلمان به ايران انتقال دادم و الان براي شكايت از دامادم به اداره پليس آمدهام و درخواست دارم متهم را براي محاكمه به ايران منتقل كنيد تا در دادگاه ايراني به اتهام قتل همسرش محاكمه شود. همچنين درخواست دارم نوهام از خانواده آلماني گرفته شود و براي نگهداري به خانواده ما تحويل داده شود. پس از طرح اين شكايت پرونده به دستور بازپرس دادسراي امور جنايي تهران در اختيار تيمي از مأموران اينترپل قرار گرفت. بازپرس جنايي دستور داد تا مأموران اينترپل ضمن بررسي موضوع حادثه، مدارك موجود اين حادثه را براي بررسي به دادسراي امور جنايي ارسال كنند.
تحقيقات درباره اين حادثه ادامه دارد.