
مريم زاهدي
بنايشان را بر اين گذاشته بودند تا پايان عمر در كنار هم باشند. با لباس سفيد عروسي و دامادي زير يك سقف آمده بودند و بنا داشتند با كفن از هم جدا شوند. همين هم شد و يكي زودتر از ديگري رفت و آن يكي را تنهاي تنها گذاشت، اما مادربزرگها و پدربزرگها هم همدم ميخواهند و نياز به يار و شريك زندگي دارند. اين حقي است كه نميتوان از آنها سلب كرد. بر همين اساس آنطور كه سخنگوي سازمان ثبت احوال كشور اعلام كرده، در طول 9 ماهه اول سال بيش از هزار مادربزرگ و 7 هزار پدربزرگ به خانه بخت رفتهاند.
«سر پيري و معركه گيري» اين واكنشي است كه بسياري از افراد با شنيدن خبر ازدواج يك پيرمرد يا پيرزن نشان ميدهند. اين در حالي است كه نياز به همسر و همراه براي سالمندان نه فقط حكايت معركهگيري نيست بلكه از واقعيت وجودي انسان براي زندگي در كنار يك مونس و همدم حكايت دارد. اين ماجرا هم يكي از آن تابوها و خطوط قرمز مصنوعي است كه موجب ميشود تا افراد در سنين سالمندي و درست در شرايطي كه همه اعضاي خانواده، فرزندان، عروسها ، دامادها و نوهها هر كدام به سوي زندگي خودشان رفتهاند تنهاي تنها بمانند. تنهايي آن هم در سنين كهولت اما موجب انزوا و افسردگي سالمندان ميشود، در حالي كه آنها هم درست شبيه جوانان حق زندگي و ازدواج و چشيدن طعم خوشبختي را دارند و نبايد با قراردادهاي بياساس بال خوشبختي آنها را بست. حالا اما تعداد پدربزرگها و مادربزرگهايي كه ميخواهند شيشه تنهاييشان را بشكنند و براي روزهاي پاياني عمر همراه و همسري پيدا كنند بيشتر شده است. پدربزرگها و مادربزرگهايي كه با ازدواج مجدد در مسير تازهاي پا ميگذارند و اين ازدواج به شرط برخورداري از يك انتخاب خوب ميتواند تأثير بسيار مثبتي در روحيه آنها بگذارد و موجب سرزندگي شان شود.
«ازدواج مجدد» گزينهاي پر بحث روي ميز همه
«ازدواج مجدد» هميشه يكي از پر بحثترين وقايعي است كه در زندگي افراد رخ ميدهد. بديهي است كه در ميان همه آنهايي كه به خانه بخت ميروند هستند كساني كه هم كفو هم نيستند يا به هر دليلي به اين نتيجه ميرسند كه ديگر نميتوانند با يكديگر زير يك سقف زندگي كنند و ناگزير ميشوند به سراغ مكروهترين حلال خدا يعني طلاق بروند. برخي ديگر هم به دلايل مختلف از همراهي با شريك زندگي شان جا ميمانند.«مرگ»يكي از همين دلايل است كه منجر به تنهايي يكي از زوجين ميشود و آنها را فرد ميكند. اين مسئله به خصوص براي زوجهاي سالمند بيش از ديگران اتفاق ميافتد و اگر اغلب زنان و مردان جوان با جدايي و طلاق تنها ميشوند، مادربزرگها و پدربزرگها با از دنيا رفتن همدم و همسرشان به وادي تنهايي و انزوا كشيده ميشوند و در اين ميان « ازدواج» بهترين گزينهاي است كه ميتواند آنها را از تنهايي در بياورد. هر چند به طور كلي ازدواج مجدد و به خصوص اين مسئله براي بزرگترها با تابوها و خطوط قرمز عجيب و غريبي در جامعه ما مواجه است. اين مهم درباره زنان به شكلي جديتر مطرح ميشود. كم نداريم زنان جواني را كه به دليل مرگ همسر يا شكست در ازدواج اول تا آخر عمر ناگزيرند تنها زندگي كنند و انواع و اقسام سنگلاخها در مسير ازدواج مجدد آنها وجود دارد. اين موانع اما براي آقايان به شكلي جدي كمتر است. اين مسئله را حتي ميتوان درباره سالمندان هم مشاهده كرد.
پدربزرگها هفت برابر مادربزرگها به خانه بخت رفتهاند
به گفته سيفالله ابوترابي، سخنگوي ثبت احوال كشور در 9 ماهه اول سال جاري 481 هزار و 809 ازدواج به ثبت رسيده است. همچنين در سال 95 به ازاي هر هزار نفر 8/ 8 واقعه ازدواج به ثبت رسيده است كه اين رقم در سال 90، 4/11 ازدواج به ازاي هر هزار نفر بود. همچنين در اكثر استانها ميانگين سن اولين ازدواج در حد فاصل سالهاي 90 تا 95 براي مردان به شش ماه و براي زنان به چهار ماه افزايش يافته است و ميانگين سن اولين ازدواج براي مردان 27 سال و سه ماه و براي زنان 23 سال بوده است. وي همچنين درباره آمار به خانه بخت رفتن پدربزرگها و مادربزرگها گفته است:« در 9 ماهه نخست امسال هزار و 76 ازدواج ثبت شده مربوط به زنان سالمند بالاي 60 سال و 7هزار و812 ازدواج مربوط به مردان بالاي 60 سال ثبت شدهاست.» اين آمار به طور آشكار نشان ميدهد پدربزرگها هفت برابر مادربزرگها به خانه بخت رفتهاند. يكي از دلايل تفاوت اين آمار هم تمايل پدربزرگها به ازدواج با زناني است كه با خودشان فاصله سني زيادي دارند اما مادربزرگها چنين نگاهي ندارند!
با بالا رفتن اميد به زندگي و افزايش سالمندي بايد به نيازهاي سالمندان توجه بيشتري داشت. ازدواج سالمندان هم شايد بخشي از اين توجه باشد؛گزينهاي كه حالا بايد در كنار ازدواج جوانان گوشه چشمي هم به آن داشت.