به گزارش خبرنگار ما، اولين پرونده براي يكي از افسران گشت كلانتري 144تهرانپارس تشكيل شد. او پنجم شهريورماه سال94، هنگام تعقيب و گريز سارق موتورسواري را هدف گلوله قرار داد و به قتل رساند. مأمور پليس وقتي بازداشت شد در شرح ماجرا گفت: «در حال گشتزني بودم كه از مركز پيام پليس گزارش رسيد دو راكب موتور سوار در حال سرقت لوازم خودرويي حوالي تهرانپارس هستند. با اعلام اين گزارش راهي محل شدم، اما دو سارق وقتي ماشين پليس را ديدند بلافاصله سوار موتور شدند و با حركات زيگزاک فرار كردند. همراه راننده براي متوقف كردن راكبان موتورسوار آنها را تعقيب كردم. سپس با شليك دوتير هوايي به آنها فرمان ايست دادم، اما سارقان بيتوجه به سرعتشان افزودند. مجبور شدم سومين تير را به سمت لاستيك موتور نشانه بگيرم كه ناگهان تعادل آنها به هم خورد و روي زمين افتادند. آنجا بود كه تير ناخواسته به سينه يكي از سارقان برخورد كرد.» به اين ترتيب پرونده به شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و روز گذشته روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي اصغرزاده قرار گرفت. در جلسه رسيدگي اوليايدم در جايگاه حاضر شدند و به شرط پرداخت ديه اعلام گذشت كردند. سپس مأمور پليس در جايگاه حاضر شد و بار ديگر ماجرا را شرح داد. او در آخرين دفاعش گفت: «باور كنيد هرگز قصد كشتن آن جوان را نداشتم و بنا به وظيفه و با استفاده از قانون بهكارگيري سلاح شليك كردم.»
در پايان هيئت قضايي جهت صدور رأي وارد شور شد.
قانون بهكارگيري سلاح را رعايت كردم
ديگر پرونده مربوط به مأمور كلانتري ۱۴۱باغ فيض بود كه دوازدهمخردادماه سال۹۳ در جريان تعقيب و گريز، راننده يك دستگاه خودرو به نام محمد را با شليك گلوله كشته بود.
اين مأمور پليس روز گذشته در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي عبداللهي محاكمه شد. ابتداي جلسه، اولياي دم درخواست قصاص كردند. سپس وي در تشريح ماجرا گفت: «ساعت۲بامداد بود كه در حال گشتزني در حوزه استحفاظيام، به يك دستگاه پرايد در خيابان امير ابراهيمي مشكوك شدم. ابتدا به راننده دستور ايست دادم، اما راننده و سرنشين او به سرعت گريختند. به همين خاطر حين عمليات تعقيب و گريز بود كه براي متوقف كردن خودرو چند تير هوايي شليك كردم، اما راننده به سرعت ماشين افزود. او حين فرار چند وسيله و بسته مشكوك مثل قمه را از شيشه خودرو به بيرون پرتاب كرد. قصد متوقف كردن ماشين را داشتم به همين خاطر با استفاده از بهكارگيري قانون سلاح به سمت لاستيك ماشين نشانه رفتم، اما به خاطر سرعت بالاي خودرو تير به كتف راننده برخورد كرد. همان موقع او را به بيمارستان رسول اكرم(ص) رسانديم، اما به خاطر شدت خونريزي جان سپرد.»
او در ادامه در خصوص سرنشين ديگر خودرو گفت: «بعد از توقف ماشين در بازجوييها مشخص شد آن مرد مسافر بوده كه حين عمليات تعقيب و گريز از راننده خواسته بود تا خودرو را متوقف كند، اما راننده نپذيرفته و گفته بود كه ديگر كار از كار گذشته و بايد فرار كرد. بنابراين او تبرئه شد، اما راننده از افراد باسابقه بود كه كشته شد.»
او در آخرين دفاعش گفت: «از سوي كارشناسان اثبات شده است كه قانون بهكارگيري سلاح را رعايت كردهام. در آن لحظه بنا به وظيفه چارهاي جز شليك نداشتم. از اوليايدم تقاضاي گذشت دارم.»
در پايان جلسه هيئت قضايي وارد شور شد.