
كبري فرشچي
فتنه 88 صحنه نقشآفريني زنان بود، برجستهترين نقشآفرينان مثبت و منفي اين ماجرا زن بودند؛ از ندا آقاسطان كه در جبهه فتنه پيراهن عثمان شد تا مادر و دختر خانواده رجبپور كه در جريان حمله فتنهگران به پايگاه بسيج 117 نينوا، به شهادت رسيدند. اگرچه بازيگران مثبت اين ماجرا كمتر ديده و رسانهاي شدند. مستند «ميم مثل مسجد، آ مثل آتش» ماجراي فتنه 88 را با تصاوير واقعي و مستند روايت ميكند تا سندي در آرشيو تاريخ باشد و نسلهاي آينده بدانند در اين ماجرا چه گذشت. اين مستند درباره به آتش كشيده شدن مسجد لولاگر در فتنه سال 88 است و اتفاقاً تهيهكننده، كارگردان، نويسنده و پژوهشگر اين فيلم يك زن است. زهره يزدانپناه قراتپه كارگردان اين مستند با استفاده از تصاوير آرشيوي و مصاحبههايي با شاهدان عيني اين اتفاق، حمله به مسجد لولاگر را روايت كرده است. اين فيلم که با سرمايهگذاري دفتر جبهه فرهنگي يا مدرسه سينمايي جشنواره عمار اين دفتر ساخته شده، به بخش مسابقه جشنواره عمار و همچنين بخش مسابقه جشنواره فيلم مقاومت راه يافت و جزو سه فيلم نهايي بخش فتنه در ششمين جشنواره مردمي فيلم عمار، نامزد دريافت جايزه شد. به مناسبت سالگرد حماسه 9 دي و حضور تأثيرگذار زنان در شكلگيري اين حماسه سراغ اين بانوي فرهيخته رفتيم تا از زاويه ديد وي به بازخواني نقش زنان در ماجراي فتنه 88 بپردازيم.
ايده ساخت مستند «ميم، مثل مسجد، آ مثل آتش»، چگونه شكل گرفت و چه شد كه سراغ اين موضوع رفتيد؟
يك دغدغه؛ دغدغه حقيقتطلبي، دغدغه عدالتخواهي، دغدغه انساني، ديني، اخلاقي، فرهنگي - هنري و هر پسوندي كه بخواهيد روي آن بگذاريد و همچنين دغدغه ثبت تاريخي وقايع و فراز و نشيبهايي كه اين مملكت با انقلاب شكوهمند اسلامي سال 57، به خود ديده و اين مردم كه به خاطر اين انقلاب اسلامي و براي حفظ آرمانها و ارزشهاي آن، با هر آنچه داشتند وارد ميدان شدند و با خون خود و بهترين عزيزانشان ميخواهند از آن محافظت كنند. اين موضوع و برخي اطلاعاتي كه پيرامون آن داشتم، چند سال ذهن مرا به خود مشغول كرده بود تا اينكه آن را به عنوان يك سوژه مستندسازي و در قالب يك طرح، با دفتر جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي كه جشنواره عمار و مدرسه سينمايي عمار از زيرمجموعههاي آن هستند، مطرح كردم که با شاخصههايي كه داشت از جمله بِكر بودن موضوع، خيلي زود تصويب شد و من كار پژوهش ميداني آن را شروع كردم. چند ماه كار پژوهشي آن طول كشيد و در اين قسمت كار، به خاطر حساسيت موضوع و برخي موارد ديگر مرحله خيلي سختي را پشت سر گذاشتم. بعد از اتمام مرحله پژوهش، كار تصويربرداري را شروع كرديم كه اين مرحله هم، سختيهاي خاص خودش را داشت.
درباره موضوع فيلم و روند داستان توضيح بدهيد. داستان اين مستند حول چه موضوعي ميچرخد؟
اين فيلم درباره به آتش كشيده شدن مسجد لولاگر در سال 88 است؛ اين مسجد يكي از قديميترين مساجد تهران است كه در سيام خرداد سال 88، طعمه آتش قضاياي فتنه شد و خساراتي هم به آن وارد شد. در تاريخ، نمونههايي از يورش به مساجد كه نمونهاي بارز از جنگ با خداست، به ثبت رسيده است. اَبرهه، به مسجدالحرام حمله كرد و قصد تخريب خانه خدا را كرد، لشكريان يزيد، بيتالله را در مسجدالحرام آتش زدند، چكمهپوشهاي رضاخان به مسجد گوهرشاد در جَوار حرم مطهر علي بن موسيالرضا (ع) حمله كردند، نظاميهاي محمدرضا پهلوي هم، به مسجد و مدرسه فيضيه قم در جوار حَرم مطهرحضرت معصومه (س) يورش بردند، عواملي از فتنهگران هم در قضاياي فتنه سال 88، در سيام خرداد، با يورش به مسجد لولاگر تهران كه قدمتي بيش از 60 سال دارد، آن را محاصره و به آتش كشيدند.
اين واقعه، علاوه بر انواع آشوبهايي كه عدهاي به صورت سازماندهي شده، در همان سال، به خصوص بعد از انتخابات ايجاد ميكردند، حدود پنج روز بعد از حمله به حوزه بسيج در ميدان آزادي بود و درست فرداي سخنراني حكيمانه حضرت آقا در خطبههاي نماز جمعه تهران اتفاق افتاد. حدود شش ماه بعد هم، فتنهگران با حُرمتشكني عزاي امام حسين در روز عاشورا، قضيه فتنه عاشوراي سال 88 را بهوجود آوردند. خُب ببينيد، اگر شما همه اين حوادث را كنار هم قرار دهيد، ميبينيد كه قضيه به آتش كشيده شدن مسجد لولاگر، فقط پازلي از پازلهاي حوادث فتنه سال 88 بوده است. از سويي، يورش به مساجد و محاصره آن و به آتش كشيدن آن در حالي كه هنوز عدهاي نمازگزار عادي و حتي زنان و كودكان هم در آنجا هستند، موضوعي عادي نيست؛ حالا به هر دليل كه ميخواهد باشد. مضاف بر اينكه علاوه بر پايگاههاي بسيج، مساجد هم محل عبادت و نماز مردم است و هم محل مراجعه مردم عادي براي انجام امور مختلف مثل كارهاي عامالمنفعه و ... پايگاه بسيج هم كه از همان زمان تشكيل بسيج در پنجم آذر سال 58، در مساجد بوده و به همين دليل حتي در دوران دفاع مقدس، مساجد محل اعزام نيروها به جبههها بودند، بعد از پايان جنگ تحميلي هم، هنوز جنگ به صورت ديگري ادامه داشته كه نمود آن، انواع توطئهها و ترورهايي بوده كه انجام شده كه هميشه توأم با جنگ نرم به عنوان نوع ديگري از جنگ بوده و هست كه شيوه مقابلهاش، همان فعاليتهاي فرهنگي طي سال يا پايگاههاي تابستاني است كه بسيج در مساجد دارد. در چنين شرايطي كه ضرورت حضور بسيج در پايگاهها كه هميشه در مساجد بوده، نه تنها تمام نشده است، بلكه بيش از پيش احساس ميشده و ميشود.
شما يكي از بانواني هستيد كه براي نمايش بخشي از ابعاد فتنه 88 نقشي فعال ايفا كرديد. زنان در شكلگيري حماسه 9 دي چگونه ايفاي نقش كردند؟
زنان و دختران ما، هميشه پيشقراولان نهضتها و انقلابها و هرگونه حركتهاي اجتماعي– مذهبي بودند. شما زناني كه در پيروزي انقلاب اسلامي ايران نقش داشتند يا زناني كه در هشت سال دوران دفاع مقدس حضور داشتند را ببينيد، اگر ويژگيهاي اين زنان با ويژگيهاي زناني را كه نهضت امام حسين ياري را كردند بررسي كنيد، ميبينيد اينها هم از همان ويژگيها برخوردارند و از زمره همان زنان عاشورايي هستند. از اين نمونهها فراوان داريم. همين زنان و با همين ويژگيها بودند و هستند كه حماسه 9 دي را هم آفريدند، حتي در فتنه روز عاشوراي سال 88، زنان هم در مقابله با فتنهگران حضور داشتند، مثلاً وقتي به نماز جماعت نمازگزاران ظهر عاشورا در ميدان جمهوري حمله ميشود، برخي از همين زنان بودند كه با دست و شانههاي خود، سنگهايي كه از سوي فتنهگران به سوي نمازگزاران پرتاب ميشد را رد ميكردند. اين به خاطر عجين شدن فرهنگ و انديشه آنها، با فرهنگ و انديشه زنان عاشورايي است، كمااينكه در جبهه مقابل هم، زنان نقش مؤثري داشته و دارند. در طول تاريخ هم نمونههاي فراواني داريم. شما حتي نقش زنان در سازمان منافقين را ميبينيد كه در پيشبرد اهداف اين سازمان چقدر مؤثرند. در فتنه سال 88 و آشوبهاي آن سال هم، نقش زنان بهوضوح قابل مشاهده است. همين زنان در به آتش كشيده شدن مسجد لولاگر تهران هم، نقش بسزايي داشتند، يعني اين پتانسيلي است كه زنان دارند و ميتوانند داشته باشند؛ حالا اگر صاحبان اين پتانسيل، خدامحور و ولايتمدار باشند، فرهنگ و انديشههايشان، با انديشههاي عاشورايي عجين شده باشد، پيامرسان كربلا و واقعه عاشورا ميشوند و حماسههايي مانند حماسه 9 دي را ميآفرينند و اِلّا ميشوند همان مريم رجوي سازمان منافقين.
در طول تاريخ هم زنان ايراني همواره در شرايط حساس نقشي تأثيرگذار ايفا كردهاند. اين بصيرت براي تشخيص بحرانها و مديريت آن چگونه در زنان ايراني شكل گرفته است؟
همانطوركه اشاره كردم، زنان و دختران ما، هميشه پيشقراولان نهضتها و انقلابها و هرگونه حركتهاي اجتماعي – مذهبي بودند و اصلاً مديريت بحران داشتند و اين به خاطر عجين شدن فرهنگ و انديشه آنها، با فرهنگ و انديشه زنان عاشورايي است. در زمان نهضت تنباكو، وقتي آيتالله ميرزاي شيرازي در عراق، حُكم ميدهند كه امروز استعمال هرگونه تنباكو، در حُكم محاربه با امام زمان (عج) است، اين ايستادگي و مقاومت حتي به درون كاخ ناصرالدين شاه هم راه پيدا ميكند و زنان درون كاخ هم، همه قليانها را ميشكنند. در انقلاب اسلامي ايران و هشت سال دوران دفاع مقدس هم همينطور، اين زنان هستند كه نه تنها با حضور خود در پشتيباني در پشت جبههها، بلكه حتي با حضور خود در جبههها، سهيم در جهاد مردان در ميدان مبارزه و جهاد بودند. شما زناني كه در پيروزي انقلاب اسلامي ايران نقش داشتند يا زناني كه در هشت سال دوران دفاع مقدس حضور داشتند را ببينيد، يعني حضور در دوراني كه كشورمان در معرض انواع توطئهها توسط گروهكهاي داخلي و عوامل خارجي بود و شما نقش زنان را در مقابله با اين توطئهها و تلاش براي دفاع از حق ميبينيد كه نه تنها مشوق رفتن همسر و فرزندانشان به جبهههاي حق عليه باطل هستند، بلكه بسياري از آنان حتي جان خودشان را در اين راه گذاشتند و به شهادت رسيدند يا حتي زناني كه نه تنها در ايران، بلكه مقاومتهاي اسلامي كشورهايي مانند لبنان، فلسطين، بوسني، عراق، يمن، بحرين، سوريه، افغانستان و ديگر كشورها ميبينيد كه بسياري از آنها اكنون مادران و همسران مدافعان حرم و شهداي مدافع حرم بهشمار ميآيند يا مادران و همسران شهداي هستهاي و شهداي فاجعه منا و مكه و خيلي موارد ديگر كه اگر ويژگيهاي اين زنان با ويژگيهاي زناني كه نهضت امام حسين را ياري كردند بررسي كنيد، ميبينيد اينها هم از زمره همان زنان عاشورايي هستند. در حماسه 9 دي هم، همينطور بوده است. اصلاً در طول تاريخ ايران و تاريخ اسلام، همينطور بوده و هست.
الگوپذيري زنان ايراني از بانوان عاشورايي چقدر در ايستادگي آنان در بزنگاههاي تاريخي مؤثر بوده است؟
اين به خاطر همان عجين شدن فرهنگ و انديشه آنها، با فرهنگ و انديشه زنان عاشورايي است اما نكتهاي كه مهم است، اينكه همه اين زنان، بر انديشه و فرهنگ بزرگ طلايهدار زنان عاشورايي حضرت زينب(س) و مادر بزرگوار ايشان حضرت زهرا (س) تأسي دارند، يعني اگر فقط از ابعاد تاريخي به قضيه عاشورا نگاه بكنيم كه به علت زمانبَردار و مكانبَردار بودن تاريخ، زنان عاشورايي، زناني هستند كه در دهم محرم سال 61 هجري نهضت امام حسين (ع) در كربلا را به گونههاي مختلف ياري كردند، يعني نگاه صرفاً تاريخي به قضيه عاشورا و زنان عاشورايي، باعث محدود شدن اين زنان به روز عاشورا و سرزمين كربلا ميشود. در صورتي كه ما در تاريخ، زناني را داريم كه در كربلا و واقعه عاشورا حضور نداشتند اما ياريرسان قيام حضرت اباعبدالله الحسين (ع) بودند، مانند طوعه كه حتي مدت زمان كوتاهي قبل از واقعه عاشورا مسلم فرستاده امام حسين(ع) را پناه ميدهد يا حضرت امالبنين (س)مادر گرامي حضرت عباس (ع) هنگام حادثه عاشورا، اصلاً در كربلا حضور نداشتند اما يكي از زناني بودند كه با انديشههاي ولايي خود، در پيامرساني واقعه عاشورا و نهضت كربلا و تداوم قيام امام حسين(ع)، نقش بسزايي داشتند، پس اگر ضمن محور قراردادن انديشه عاشورايي، تعريفمان از عاشورا و زنان عاشورايي را كمي وسعت بدهيم، ميبينيم همه كساني كه فرهنگي مشابه فرهنگ عاشورا و همه زناني كه ويژگيها و عملكردها و سبك زندگي مشابه ويژگيها و عملكردها و سبك زندگي زنان عاشورايي، در زمره عاشوراييان و زنان عاشورايي هستند، ميتوانند زير خيمه عاشوراي امام حسين(ع) قرار بگيرند كه ستون آن زني مانند حضرت زينب (س) است كه اوج تجلي تربيت عاشورايي ايشان در واقعه كربلا بروز و ظهور پيدا ميكند، ایشان در دامن بزرگ زني مانند حضرت زهرا (س) تربيت شده است كه همه انديشه و فرهنگ و اعمالش، در راه اطاعت از خدا و در محضر خدا بودن است. به اين ترتيب ميبينيم، انديشه و فرهنگ زنان عاشورايي، در طول تاريخ چه قبل عاشورا و چه بعد عاشورا، ميتواند ساري و جاري باشد، يعني اوج تربيت عاشورايي در قضيه عاشورا توسط حضرت زينب (س) تجلي پيدا ميكند كه كاملترين فرهنگ تربيتي و كاملترين الگوي انسانسازي در جهان هستي است. شما عاشورا را خيمهاي فرض كنيد كه از مردان، حضرت سيدالشهدا (ع) و از زنان حضرت زينب (س)، ستون اين خيمه هستند. اگر آنها نباشند، اين خيمه فروميريزد. همه مردان و زنان عاشورايي، حول محور اين دو ستون، حركت و رفتار ميكنند. زنان بنبستشكن و زن نه شرقي، نه غربي الگويي است كه رهبر معظم انقلاب درباره زن ايراني همواره مد نظر داشتهاند. زنان ما در مراحل مختلف نشان دادهاند پشت اسلام و انقلاب ميايستند و قابليت تحقق چنين نگاهي را دارند. اين ايستادگي با عنايت به شرايط امروز جامعه بايد چگونه باشد؟
دشمنشناسي و ايستادگي و مقاومت كه توأم با حجاب و عفاف هم است. الان بين شرايط جامعه ما و حتي كشورهاي منطقه كه كمكم دارد در آنها انقلاب اسلامي شكل ميگيرد، مشابهتي وجود دارد كه اين مشابهت در شخصيتها و ميدانداران اين انقلابها هم هست و آن همان دشمنشناسي و ايستادگي و مقاومت است و همانطور كه گفتم گونههاي مختلفي دارد.
امروزه مادران و همسران شهداي مدافع حرم، مادران و همسران و دختران شهداي منا و فاجعه مكه كه با صبر و شكيبايي خود، در راه همان شهدا گام برميدارند، از زمره همان زنان عاشورايي هستند كه در واقع ضمن حفظ حجاب و عفاف، با بصيرت و دشمنشناسي، دارند ايستادگي و مقاومت و ولايتمداري ميكنند. همه آنها ويژگيهاي مشتركي دارند كه بيانگر سرچشمه يكسان انديشه و فرهنگ آنان است.