
به گزارش خبرنگار ما، سيام آذرماه امسال، زن 37سالهاي به نام شهره با مراجعه به دادگاه كيفري يك استان تهران از مردي 30ساله به نام مهرداد به اتهام آزار و اذيت شكايت كرد. او گفت: «مدتي قبل به خاطر بيكاري و مشكل مالي به چند جا سفارش كار دادم تا اينكه چند روز قبل هنگام بررسي آگهيهاي سايت ديوار متوجه آگهي، كار منزل شدم. يكي از شرايط استخدام سفارش دهنده آگهي استخدام زن مطلقه بود. از آنجا كه من هم زني مطلقه بودم با سفارش دهنده آگهي تماس گرفتم. او گفت كه همسرش تواناني كار ندارد و در قبال سهروز كار در هفته حاضر است كه يك ميليون و 200هزار تومان پرداخت كند. بعد از توافق بر سر قيمت نشاني خانهاش را گرفتم و به آدرسي كه داده بود، رفتم. وقتي وارد خانه مهرداد شدم او تنها بود. در حال حرف زدن بوديم كه ناگهان درخواست رابطه كرد. ترسيدم و خواستم كه خانه را ترك كنم، اما او بدون توجه مرا آزار داد.»
با ثبت اين شكايت، مهرداد بازداشت شد و تحت بازجويي قرار گرفت، اما جرمش را انكار كرد و گفت: «زن جوان نيت اخاذي دارد وگرنه همه چيز به ميل خودش بود و با هم عقد موقت كرده بوديم.»
پرونده بعد از مراحل بازجويي در پليسآگاهي كامل و به شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و روز گذشته در همان شعبه روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي عبداللهي قرار گرفت. با اعلام رسميت جلسه شاكي بار ديگر شكايت خود را مطرح كرد و گفت: «10سال قبل به خاطر اعتياد از شوهرم طلاق گرفتم و با پسرم تنها زندگي ميكردم. پسرم نيز به دام اعتياد افتاد و خيلي سختي كشيدم تا او را آزاد كنم.
به همين خاطر در اين مدت هر كاري از دستم بر ميآمد انجام ميدادم تا اينكه از طريق سايت ديوار اين آگهي را ديدم. با خودم فكر كردم چون يك روز در ميان است فرصت خوبي است تا بيشتر با فرزندم باشم به همين دليل تماس گرفتم و قرار ملاقات گذاشتم، اما وقتي سر قرار رفتم آن حادثه اتفاق افتاد.» او در پاسخ به سؤال هيئت قضايي كه چرا به عنوان زن مطلقه در آگهي حساس نشدي و پيگيري نكردي؟ گفت:«به خاطر فشارهاي مالي فقط دنبال كار با درآمد كافي بودم تا هزينههاي زندگيام را تأمين كنم و اصلاً به اين عنوان در آگهي توجه نكردم كه اشتباه بزرگي بود.»
سپس متهم در جايگاه قرار گرفت و بار ديگر جرمش را انكار كرد. او در دفاع از خود گفت: «سه ماه قبل همسرم به خاطر زايمان حالش خوب نبود و از پس كارهاي خانه برنميآمد. آنجا بود كه تصميم گرفتم با درج آگهي در سايت ديوار خانمي را استخدام كنم تا كارهاي خانه را انجام دهد. چندروزي از درج آگهي گذشت تا اينكه شاكي تماس گرفت و با هم در منزلم قرار ملاقات گذاشتيم.» متهم در ادامه گفت: «بعد از آمدن شهره همه آن اتفاقات با ميل خودش بود، اما قبل از آن با هم عقد موقت كرديم با مهريه و مدت معلوم.»
در ادامه متهم به سؤالات رياست دادگاه پاسخ داد.
گفتوگو با متهم:
شغلت چيست و چقدر درآمد داري؟
تعميركار كركرههاي مغازهها هستم و ماهي 2ميليون و 500هزار تومان درآمد دارم.
گفتي مستأجر هستي. چقدر كرايه خانه پرداخت ميكني؟
ماهي 30هزار تومان.
چطور با اين درآمد و شرايط مستأجري تصميم گرفتي براي كارهاي خانه كارگر بگيري و ماهي يك ميليون و200 هزار تومان پرداخت كني؟!
مجبور بودم.
چرا عقد و ميزان مهريه و مدت معلوم را مكتوب نكردي؟
خيلي اصرار كردم، اما شاكي قبول نكرد!
آيا شاهدي داري كه زمان عقد آنجا بوده باشد؟
بله، يكي از دوستانم آنجا بود.
چرا در آگهي درخواست زن مطلقه كردي؟
به خاطر اينكه اگر كارهاي خانه طول كشيد مشكلي نداشته باشد. چون زنان شوهر دار بايد سر وقت بيايند و سر وقت هم بروند!
شما براي انجام كارهاي منزل آگهي داديد چرا وقتي شاكي به خانه شما آمد ماجرا تغيير كرد و... ؟
همه چيز بنا به خواسته و ميل خودش بود.
در پايان هيئت قضايي دستور بازداشت متهم را صادر كرد تا در صورت قرار وثيقه200 ميليون توماني آزاد شود. حكم صادره بعد از تحقيقات تكميلي از همسر متهم و دوست وي كه در زمان عقد به عنوان شاهد حضور داشته است، صادر خواهد شد.