
به گزارش خبرنگار ما، پنجم آذر ماه سال94 بود كه قاضي مديرروستا، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران باتماس تلفني مأموران كلانتري115 رازي از قتل زن جواني با خبر و همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي راهي محل شدند. تيم جنايي در محل حادثه كه خانه قديمي در حوالي خيابان قزوين بود با جسد غرق در خون زن24 ساله افغاني به نام گلبانو روبهرو شدند كه با اصابت ضربات چاقو به كام مرگ رفته بود. نخستين بررسيها نشان داد مرد افغاني به نام بشير كه همراه همسرش در خانه باجناقش مهمان بوده لحظاتي قبل پس از قتل همسرش با چاقوي خوني از محل گريخته است.
خواهر مقتول كه موضوع را به مأموران پليس خبر داده بود، گفت: خواهرم تازه عروس بود و چند ماه قبل با بشير ازدواج كرد. آنها زندگي خوبي داشتند، اما مدتي قبل متوجه شدم كه با هم اختلاف پيدا كردهاند. شب قبل بشير و خواهرم را براي مراسم پاگشا به خانهام دعوت كردم. آنها شب پس از خوردن شام، خانه ما خوابيدن و قرار شد صبح او همراه شوهرم به محل كارش برود و خواهرم پيش من بماند. ساعت8 صبح شوهرم به سراغ بشير رفت تا با هم به سركارشان بروند، اما وي گفت كه ساعتي بعد خودش به محل كار ميرود. شوهرم به محل كار رفت و بشير در خانه ما بود. پس از رفتن شوهرم، بشير هم از خانه خارج شد، اما دقايقي بعد در حالي كه خيلي عصباني بود به خانه برگشت. او چاقوي بزرگي در دست داشت. وقتي از او درباره چاقو سؤال كردم مرا تهديد كرد كه دخالتي نكنم و به اتاق خواب خواهرم رفت. قصد داشتم مانع او شوم، اما خيلي ترسيده بودم و به بيرون رفتم تا از همسايهها درخواست كمك كه صداي فرياد دلخراش خواهرم به گوشم رسيد. به سرعت به اتاق خواهرم رفتم كه با جسد غرق در خون او روبهرو شدم و بشير هم با چاقوي خوني از خانه فرار كرد. با داد و فرياد از همسايهها كمك خواستم و آنها هم موضوع را به پليس و اورژانس خبر دادند.
همزمان با ادامه تحقيقات مأموران جستو جو براي دستگيري قاتل فراري را آغاز كردند تا اينكه دريافتند قاتل ساعتي بعد از حادثه به كلانتري رازي رفته و خودش را تسليم پليس كرده است. متهم در بازجوييها به قتل تازه عروس اعتراف كرد و مدعي شد همسرش به حرفهاي او توجهي نميكرده و به همين دليل او را به قتل رسانده است. قاتل در شرح ماجرا گفت: من و همسرم تازه با هم ازدواج كرده بوديم. ما زندگي خوبي داشتيم تا اينكه معتاد به مواد مخدر شدم. پس از اين اختلافات ما شروع شد. او به حرفهاي من توجهي نميكرد و به دستوراتم عمل نميكرد. خيلي از كارها و رفتارش خسته شدهبودم تا اينكه تصميم گرفتم ابتدا او را به قتل برسانم و بعد هم به زندگي خودم پايان دهم. شب حادثه مهمان خانه باجناقم بوديم. آنها ما را براي مراسم پاگشا دعوت كرده بودند که صبح روز بعد همسرم را با چاقو به قتل رساندم.متهم پس از تحقيقات تكميلي صحنه قتل را بازسازي كرد و كيفرخواست وي به اتهام قتل همسرش صادر شد. پس از اين بررسيها براي شناسايي اوليايدم آغاز شد، اما مأموران موفق به شناسايي پدر و مادر مقتول نشدند. از طرفي هم خواهر مقتول ادعا كرده بود گلبانو خواهر ناتني وي است و موفق به ارائه مدارك قانوني و انحصار وراثت به قاضي پرونده نشده بود. در چنين شرايطي كه اوليايدم مقتول شناسايي نشدند قاضي مدير روستا پرونده را براي بررسي و تعيين سرنوشت قاتل به مقامات بالاتر قضايي ارسال كرد و دادستان هم براي متهم درخواست پرداخت ديه صادر كرد تا پس از شناسايي اوليايدم ديه به آنها پرداخت شود. بدين ترتيب متهم به زودي در دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه ميشود.