
سال 2017 برايش همه چيز داشت؛ هم پيروزي و هم شکست، هم پرواز و هم سقوط، هم ستايش و هم نفرين و از همه مهمتر رسيدن به پايان ماه عسل زيدان و رئال.
زيدان نبرد را با تمهيد غيرمنتظرهاي آغاز کرد. با رويکردي متفاوت و با روح تهاجمي رئال. ماتيو کواچيچ براي نخستين بار راهي ميدان شد. کواچيچ و کاسميرو دو هافبک دفاعي به قيمت کنار گذاشتن ايسکو، مارکو آسنسيو و گرت بيل، وارد زمين شدند، اما زيدان به از کار انداختن پائولينيو ميانديشيد، به مهار مسي و... تمهيداتي که نيمه نخست کارساز به نظر ميرسيد، اگر رونالدو در موقعيت آفسايد قرار نداشت و آن گل پذيرفته ميشد، اگر تراشتگن کمي بعد آن توپ را دفع نميکرد، شايد اگر توپ از برابر پاي رونالدو قهر نميکرد...، اما کابوس نيمه دوم از راه رسيد و ارنستو والورده، زيدان را مات کرد. نيمهاي که کواچيچ از نفس افتاد تا مسي زمينهساز نفوذ بارسا شود. نيمهاي که کاسميرو يکي از بيخاصيتترين بازيهايش را انجام داد. دني کارواخال با دست دفاع کرد و اخراج شد تا مسي از روي نقطه پنالتي بيست و پنجمين گلش در الکلاسيکو را به ثمر برساند.
نيمهاي که بنزما با تنها پنج گل زده در اين فصل و شش توپي که به تير دروازهها كوبانده، با جايگيريهاي نامناسبش و کمترين تعداد لمس توپ فقط 29 بار همه را متقاعد كرده است. رئال به بازيکني جوان در نوک حمله نياز دارد. زيدان اما وقتي ناچو(يک مدافع) را به عنوان نخستين تعويض به جاي بنزما، مهاجم نوک خود راهي ميدان کرد، سوي ديگر تسليم شدنش را نشان داد. او بعد از باخت چارهاي جز اشاره به کواچيچ که قرار بود مسي را مهار کند، نداشت. زيدان نبردهاي ميانه ميدان را باخته بود. اينيستا نيمه دوم کروس را محو کرد و در سوي ديگر ايوان راکيتيچ هموطنش لوکا مادريچ را به بند کشيد. اينکه مارسلو 72 بار توپ را لمس کرد - بيش از هر بازيکني در رئال - نشان داد سيستم بههم پيوسته 2-4- 4 بارسا چگونه مردان زيدان را به بازي از کنارهها با مارسلو و کارواخال وادار ساخت و همه چيز را به سمت سقوط سپيدپوشها کشاند تا کريسمس سپيد زيدان سياه شود. حالا زيزو براي بقا فقط يک راه دارد؛ فتح ليگ قهرمانان، اما حذف برابر پاريسنژرمن ميتواند به قيمت اخراج زيدان تمام شود. مگر کاپلو، مورينيو و آنچلوتي به سوي در خروجي برنابئو پرتاب نشدند؟