کد خبر: 887354
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۵
اين روزها بيش از هميشه به مهرباني نياز داريم
مهرباني در خون همه آدم‌ها هست، مثل گلبول سپيد، فقط گاهي كم مي‌شود و گاهي زياد. گفته مي‌شود هرچيزي كه در بدن و روح ما وجود دارد، در طبيعت هم هست
  ليلا جعفري

مهرباني در خون همه آدم‌ها هست، مثل گلبول سپيد، فقط گاهي كم مي‌شود و گاهي زياد. گفته مي‌شود هرچيزي كه در بدن و روح ما وجود دارد، در طبيعت هم هست. پس مهرباني بخشي از طبيعت است. يعني مهرباني برگرفته از طبيعت ماست و در ذات ما وجود دارد. پس هرچه مهرباني را در خودمان تقويت كنيم، برايمان هم خوب است. چون به طبيعت كه مادر موجوديت ماست، نزديك‌تر مي‌شويم.
اين تقويت كردن ما را به طبيعت نزديك‌تر مي‌كند. ما را با آن هم‌خوان‌تر، هم‌سوتر و يكي‌تر مي‌كند. به طبيعت خود هر چه نزديك‌تر شويم، زندگي بهتري خواهيم داشت. درست مثل كسي كه مي‌خواهد طبق مزاج خودش خوراكي بخورد و پرهيز متناسب با طبيعتش داشته باشد. مثلاً شخصي كه طبيعتي سرد و مرطوب دارد، بايد از خوردني‌هايي استفاده كند كه با اين مزاج در تناسب باشد تا اين شخص را به انواع بيماري‌ها گرفتار نكند. از سوي ديگر با پرهيز از برخي خوراكي‌ها به قدرت بدني و روحي خود كمك مي‌كند و تندرست‌تر خواهد بود.
مهرباني هم در زندگي ما حكم همين خوراكي‌هايي را دارد كه براي تندرستي‌مان لازم است. هر چه مهربان‌تر باشيم، بهتر مي‌شويم. هم حال روحمان بهتر مي‌شود و هم در نتيجه سلامت روح، جسم سالم‌تري هم خواهيم داشت. در اين دوره و زمانه شاهد برخوردهاي بي‌شمار نامهربانانه‌اي هستيم، پس بايد به مهرباني توجه خاصي داشت. بسياري از مردم گرفتار نامهرباني شده‌اند و با اين نامهرباني هم به خودشان آسيب مي‌زنند و هم به ديگران.
      
  مهرباني گلبول سپيد جهان است
مهرباني اين روزها حكم گلبول سپيد جهان را دارد و براي از بين بردن و دور كردن ناملايمات زندگي ضروري است. هر جا كه مهرباني باشد، شرايط بيشتري هم به وجود مي‌آيد. مهرباني قلب انسان‌ها را مطمئن‌تر مي‌كند. خود ما در جايي كه مورد مهرباني قرار مي‌گيريم، احساس امنيت بيشتر مي‌كنيم يا در جايي كه رفتار نامهرباني با ما مي‌شود؟
اينكه بخواهيم خوبي‌هاي مهرباني را برشماريم، موضوع اين نوشته نيست ولي اينكه مهرباني را به ياد بياوريم و به آن فكر كنيم هدف اصلي و نخست اين نوشته است. مهرباني در ضمير ناخودآگاه ما آدم‌ها وجود دارد. مهرباني يكي از اصول و ريشه‌هاي دوستي‌ها را تشكيل مي‌دهد و مي‌شود گفت نقش فوق‌العاده‌اي در ساختن زندگي يا تقويت آن دارد. اين را مي‌شود در زندگي امتحانش كرد. كاري ندارد كه همين الان يكي از روابط زندگي خود را در نظر بگيريد. مثلاً رابطه‌اي كه با دوست خود داريد يا معلم، همكار، مادر، پدر، همسر و... در رابطه‌اي كه هم‌اكنون درنظر داريد، ممكن است صداقت وجود داشته، برايتان سودآور بوده يا هزار جور حسن ديگر به همراه داشته باشد ولي اگر مهرباني درآن نباشد، آن رابطه با هر درجه و جايگاهي كه برايتان دارد، كامل نيست. هرچند معمولاً روابطي كه در آن مهرباني نباشد، خيلي چيزهاي خوب ديگر هم وجود ندارد، ولي حتي اگر به هر دليلي چيزهاي خوبي درونش پيدا شود، ولي مهرباني نباشد، آن رابطه براي شما دلچسب و زيبا نخواهد بود. مي‌شود روابطي كه بر حسب قوانين و بر حسب ضروريات و وظيفه شكل مي‌گيرد و ادامه پيدا مي‌كند.
در زندگي امروزي كه براي پيشگيري از برخي ناهنجاري‌ها، رفتارهاي نادرست و... وجود قانون و رعايت آن ضروري است، شايد مهرباني در مراحل بعد از آن درنظر گرفته شود اما به نظر مي‌رسد رعايت قوانين بدون مهرباني هم كامل نيست. بگذريم از اينكه معمولاً قوانيني هم كه بدون مهرباني نوشته شده‌اند، قوانين خوب و سازنده‌اي نيستند و اين كار را بدتر و پيچيده‌تر هم مي‌كند. مانند قوانين مربوط به خانواده و مشكلاتي كه در اين‌باره وجود دارد ولي روي‌هم‌رفته اجراي هر قانوني بدون داشتن مهرباني كامل نيست. اين گفته را بارها در زندگي تجربه كرده‌ايم اما شايد توجهي به آن نداشته‌ايم. مثلاً قانوني درباره مصرف انرژي در ايران وجود دارد كه طبق آن اشخاص مي‌توانند تا اندازه تعيين‌شده از گاز شهري استفاده كنند و در صورت مصرف بيش از حد از آن، ناگزير به پرداخت جريمه خواهند بود. اين يك قانون است. حالا ممكن است برخي از مردم بگويند من مي‌توانم اين جريمه را بپردازم، پس هر چقدر هم كه دلم مي‌خواهد گاز را مصرف خواهم كرد. پس چون پول پرداخت جريمه گاز شهري را دارم، درجه رادياتور يا ميزان شعله‌هاي آتش بخاري خانه را زياد مي‌كنم و پنجره اتاق را هم باز مي‌گذارم. با اين كار مرتب هوا در داخل اتاقم جريان پيدا مي‌كند و سرد هم نمي‌شود، خب چيزي نيست كه. فوقش مي‌خواهم چند ده‌هزار توماني بيشتر پول قبض را پرداخت كنم. خب من هم پرداخت مي‌كنم.
بله مي‌شود اين مصرف را داشت و اين كار را انجام داد ولي تكليف بقيه و خيلي چيزهاي ديگر چه مي‌شود؟! ميزاني كه براي مصرف درنظر گرفته شده است، بر اساس محاسبات كارشناسي و به اندازه كافي صورت گرفته است، شايد كمي بيشتر يا كمتر از آن. در برخي موارد شايد مصرف بيش از حد آن قابل توجيه بوده و اشكالي هم نداشته باشد،اما داشتن اين نگاه كه من طبق قانون جريمه را مي‌پردازم پس هرچقدر كه دلم بخواهد استفاده مي‌كنم، اساسش نامهرباني است. يعني اين شخص اين را در نظر نمي‌گيرد كه با اين كار ممكن است باعث افت فشار در محله و منطقه خودش يا دست كم ساختماني كه اشخاص ديگري هم در آن منزل دارند، شود، از سوي ديگر اين فشار رفته‌رفته با افزايش مصرف كمتر شده و به برخي مناطق كه دورتر هستند و دورافتاده محسوب مي‌شوند، نرسد. آن هم در همين كشوري كه نام بردم و مناطق دورافتاده و محروم زيادي دارد. اين نگاه مهرباني ندارد. تنها به قانون نگاه مي‌كند و آنچه خودش دوست دارد. پس مهرباني نه تنها قانون را كامل مي‌كند كه گاهي براي اجراي درست آن هم نياز به مهرباني هست. اين اشخاص اگر مهربان‌تر به همين مسئله كه براي خيلي‌ها پيش‌پا افتاده است نگاه كنند، مي‌بينند كه مردم ديگر هم حقي دارند.
  نامهرباني را گردن قانون نيندازيم
 استفاده بي‌رويه و اسراف در مصرف كاغذ مثال ديگري بر اين موضوع است. كار نادرستي كه نتيجه آن، قطع بيش از اندازه درختان دوست‌داشتني و مفيد در طبيعت است.
شايد برخي از قوانين در بسياري از جاهاي دنيا بعضی موارد را در نظر نگرفته باشد يا اينكه كامل نباشد، در اين بين نبايد همه چيز را به گردن قانون انداخت و خود را كنار كشيد. پس تكليف مهرباني چه مي‌شود؟ در اين صورت اگر در جايي قانوني نبود تا بالاي سرمان باشد و جلوي برخي رفتارهاي نامناسب ما را بگيرد، در اين صورت انسانيت چه مي‌شود؟
به طور مثال در زندگي امروزي كه فشارهاي اقتصادي زيادي در جوامع وجود دارد، انداختن بارها به دوش يكي از اعضاي خانواده كمي ناعادلانه به نظر مي‌رسد. شايد خانواده‌هاي زيادي وجود داشته باشند كه تنها با كار كردن يكي از اعضاي آن، مثلاً زن يا مرد يا حتي فرزند و... بچرخند و اداره شوند ولي اينكه ساير اعضاي خانواده تا چه اندازه خودشان را در چرخاندن اين زندگي سهيم مي‌دانند، برگرفته از هيچ قانوني نيست. اين‌سهيم شدن برگرفته از احساس‌مسئوليت و اصول اخلاقي است كه شايد ريشه همه آنها در مهرباني باشد.
 يادم مي‌آيد در كودكي فيلم كوتاهي از تلويزيون پخش مي‌شد كه در آن پسر كوچك و دبستاني خانواده براي حمايت از پدر، بي‌آنكه كسي بفهمد به پدر كمك مي‌كرد. پدر شب‌ها مي‌نشست پاي خوش‌نويسي و از اين كار راه درآمدي براي خانواده به دست مي‌آورد. پسر هم شب‌ها بعد از تمام شدن كار پدر، بيدار مي‌شد و مي‌رفت پشت ميز او و نوشته‌هاي ناتمام او را تمام مي‌كرد. هيچ قانوني به هيچ كودكي نمي‌گويد كه تو بايد كار كني و كمك‌خرج خانواده‌ات باشي، به اينكه اين كار آن پسر هم درست بود يا نه هم نمي‌پردازيم،اما مهرباني پنهان در كارش قابل ستودن است.
ايرانيان از ديرباز به مهرباني ارزش بسياري مي‌داده‌اند. نمونه‌اش را هم‌اكنون نيز مي‌شود ديد. كمكشان به زلزله‌زدگان غرب كشور نمونه آشكار اين موضوع است. اين كمك‌ها تا اندازه‌اي بود كه اشك هر انساني را درمي‌آورد. حتي بسياري از شبكه‌هاي خبري جهاني، اين كمك‌ها را براي مردمشان نشان مي‌دادند و به نيكي از آن نام مي‌بردند. اينها يعني اينكه مهرباني هر انساني را تحت تأثير قرار مي‌دهد. گروه‌هاي زيادي در شبكه‌هاي مجازي تشكيل شد كه گاهي اعضاي آنها به چندين هزار تن مي‌رسيد و هدفشان تنها و تنها، كمك به هموطنان گرفتارشان در اين شهر بود. اين نوعدوستي‌ها بدون داشتن مهرباني ميسر است؟
آيا بدون مهرباني مي‌شود به ديگري فكر كرد؟ افراد بسياري را مي‌شناسم كه از تنها داشته‌هاي خود گذشتند و به زلزله زدگان هديه كردند. خودم دوستي را مي‌شناسم كه دو فرش در خانه داشت، يكي از آنها را براي روز مبادا كنار گذاشته بود ولي با ديدن بي‌سرپناه شدن مردم كرمانشاه، آن فرش را به اميد اينكه زير پاي چند نفري قرار گرفته و كمي جلوي سرماي زمين را بگيرد، به مراكز هلال احمر هديه كرد. آدم‌هايي مانند دوست من آنقدر زياد هستند كه باعث شد در برخي از روزها برخي از كمك‌هاي مردمي آنقدر زياد باشد كه در انبارها براي روزهاي آينده ذخيره شود. اين كمك‌ها غير از مهرباني كه در ذات مردم اين كشور است، به خاطر چه چيزي انجام مي‌شود؟
هزاران مرد و زني كه در همين كشور براي دفاع از سرزمين‌شان به جنگ با همسايه مهاجم، يعني عراق به جبهه‌ها رفتند نيز آيا جز از روي مهرباني مي‌توانستند قدم از قدم بردارند؟ آيا مي‌شود نامهربان بود و ازخودگذشتگي كرد؟ مهرباني يكي از چيزهايي است كه كسي مجبور و ناچار به انجام دادنش نيست. چيزي است كه انسان را به سوي خودش مي‌كشاند. قلب را به تپش وا مي‌دارد و از تمام وجود و موجوديت هر انساني مي‌خواهد كه در خودش داشته باشد و نشانش دهد. مردان و زناني كه در جبهه‌ها از خود گذشتند، جانشان را از دست دادند يا تندرستي‌شان را، نمونه‌هاي همين مهرباني هستند. آنهايي كه با اختيار عمل در اين راه قدم مي‌گذاشتند، انسان‌هاي خوش‌قلب و مهرباني هم بوده‌اند. خوشبختانه بسياري از افرادي كه از اين جنگ زنده برگشته‌اند، هم‌اكنون در بين ما زندگي مي‌كنند و مي‌توانيم براي درستي اين حرف سراغشان برويم و با آنها همكلام شويم. اين همكلامي خيلي چيزها را براي ما روشن مي‌كند.
جاي افتخار دارد در بين مردمي زندگي مي‌كنيم كه به خاطر ديگري از داشته‌هاي خود مي‌گذرند و در يك كلام مهربان هستند. اين مهرباني را بايد بيشتر هم كرد. چون ما آدم‌ها اين روزها به محبت بيشتري نياز داريم. فشارهاي زندگي، مسئوليت‌هاي چندگانه و فشارهاي عصبي ناشي از كارهاي روزمره زندگي در بين شلوغي‌ها و ازدحام كار و جمعيت، اين نياز را در ما بيشتر كرده است. اين را هم يادمان نرود كه با هر دستي كه بدهيم، با همان دست هم پس خواهيم گرفت.
  كرمانشاه نتيجه مهرباني‌اش را ديد
 پس از زلزله اخيري كه در كرمانشاه رخ داد، يك روز مطلبي به دستم رسيد كه من را به فكر فرو برد. مي‌خواستم درباره همدلي مطلبي بنويسم كه اين نوشته را در يكي از شبكه‌هاي مجازي ديدم. درستي‌اش را نمي‌دانم ولي چون از يكي از كانال‌هاي معتبر انتشاراتي اين خبر را دريافت كردم، توانستم به آن اعتماد كنم و آن اينكه در هفتم تيرماه 1369 در يكي از نشريات اين خبر منتشر شده است كه اهالي قصرشيرين با اينكه خودشان در جنگ بين ايران و عراق آسيب ديده بودند، بودجه نوسازي شهرشان را به مردم گرفتار در زلزله‌ رودبار و منجيل هديه مي‌كنند.
اين خبر را كه خواندم قلبم براي يك آن ايستاد. اين مردم يك روز با مهرباني از آنچه برايشان ضروري بوده است گذشته و آن را به مردم شهري ديگر هديه مي‌كنند. پس با هر دستي كه بدهي با همان دست هم پس مي‌گيري. چون حالا كه خودشان گرفتار زلزله شده‌اند، مردم از تمام شهرهاي ايران كه هيچ، از تمام دنيا به كمكشان شتافته‌اند.
هم‌اكنون در دنيا انسان‌هاي زيادي وجود دارند كه زندگي خود را صرف مهرباني كردن در حق ديگران مي‌كنند. ديروز ويدئويي مستند درباره مردي به دستم رسيد كه تمام دارايي‌اش را صرف كمك به ديگران مي‌كند. اين مرد كه در شهرهاي شمالي ايران زندگي مي‌كند كودكان و نوجوانان بسياري را زير پوشش مالي خود درآورده و سرپرستي همه‌ آنها را بر عهده گرفته است. شايد خيلي‌ها دارايي‌شان را صرف كمك‌هايي از اين دست كرده باشند ولي نكته‌اي كه در كلام اين مرد برايم قابل تأمل بود اين است كه اين مرد در كنار آنها همچون يك پدر و يك دوست زندگي مي‌كند و برخورد مهربانانه‌اي با آنها دارد. درواقع اين مرد نه تنها از دارايي مادي خود، كه از دارايي معنوي خود كه مهرباني است، زندگي ديگران را بيمه كرده است.
اگر اين نگاه در جامعه ما وجود داشته باشد كه مهرباني يك سرمايه است و با آن زندگي‌مان را بيمه مي‌كنيم، خيلي چيزها عوض مي‌شود. شايد تخلفات هم كمتر شود و خيلي از رفتارهاي آزاردهنده‌اي كه گريبان بيشتر مردم دنيا را گرفته است، كمتر شود يا از بين برود. پس براي بهتر شدن و آرامش زندگي خودمان هم كه شده است، بايد كمك كنيم كه مهرباني زياد شود. يكي از دوستانم مي‌گفت، بايد در جمع و جلوي ديگران خوبي كنيم تا مردم يادشان بيفتد كه بايد خوبي كنند. اين هم حرفي ا‌ست و شايد در برخي مواقع خوب هم باشد ولي اين را مي‌دانم كه مهربان بودن، پنهان و آشكار ندارد. فقط كافي است به صداي قلبمان كه غير از مهرباني نواي ديگري ندارد، خوب گوش دهيم. قلب خودش همه كارها را درست مي‌كند، اگر ما به حرفش گوش دهيم. چون نداي قلب چيزي نيست جز آواي خالص و بي‌مانند پروردگار.
 
 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها