
خداييش مخترعان فرنگي در اين صد و اندي سال اخير خيلي به داد ديوانسالاري فرتوت و پوسيده ايران رسيده و موجبات فراغ خاطر آنان را فراهم آوردهاند.
نادرشاه افشار كه شرح حال كاملش را جانوس هان وي، بيلي فريرر و چندين سياح و ديپلمات اروپايي و در قرن بيستم لارنس لاكهارت و ولاديمير مينورسكي نوشتهاند، هندوستان، ماورءالنهر، خوارزم، تركستان و ولايات سند غربي را گرفت. سپاه جرار عثماني را با صدها توپ در هم شكست.
عمان را تصرف، ماهها بغداد را محاصره و نيروي دريايي با 50 فروند كشتي تأسيس كرد، اما يك جلسه تشكيل نداد. در قرن بيستم با استخدام مستشاران بلژيكي و فرانسوي و ساير ملل اروپا يك كلمه بر سر زبان ديوانسالاريهاي ما افتاده است؛ كميسيون.
اين كميسيون عجب كلمه سحرآميز و نجاتدهندهاي است. روزنامهها و فكاهينامهها و مجلات پس از شهريور 1320 ماشيننويس زيباي اداره را در اتاق مديركل كچل و شكمگنده و بدتركيب ترسيم ميكردند كه روي در اتاق هم كاغذ بزرگي چسبانده و روي آن نوشته شده بود:«كميسيون مخصوص مقام مديركل، لطفاً مزاحم نشويد». در قرن بيستم هرچه زمان رو به جلو آمد اصطلاحات فرنگي بيشتر در ايران و به زيان مردم متداول شد. استاف ميتينگ يعني جلسه مديران، پاراف يعني امضاي اول هر صاحب پست و مقام، مجلس سواره يعني بخور بخور لك لكانه عصرانه، چاي و شيريني و مخلفات (پيش از انقلاب اسلامي همراه با انواع كوكتل غيرمجاز سكرآور)، سمينار، گردآمدن، مهمل بافتن و به هيچجا نرسيدن و در عوض با شيريني و چاي و كاكائوي وسط روز و ناهار چرب و چيل ظهر براي خواب مفصل در ساعات بعدازظهر هنگام ايراد سخنراني و خر و پف و خرناسه كشيدن روي مبلهاي نرم و در هواي خنك تابستان زير وزش لطيف دستگاههاي سرمازا و در هواي گرم و مطبوع زمستان در فصل سرما در پرتو شوفاژ. چك ليست، چك سويل (مشيرالسلطنه چك سويل را چك سبيل ميخواند)، پروگرام (مشيرالسلطنه ايضاً پروگرام دولت را پرمنگنات دولت ميخواند!) به هر ترتيب چند سالي است دولت براي رفاه حال كاركنان خود كه طي ساعات روز چرتشان پاره نشود آمده تلفنها را به انسرينگ ماشين مجهز كرده است. انسرينگ ماشين يعني دستگاهي كه لازم نيست كسي جوابگوي مردم باشد. زن خوش صدایی جواب تلفنها را ميدهد. زنگ ميزنيد با ادارهاي كار داريد.
- الو وزارت ارتباطات، اطلاعات، تحقيقات، فناوري، كشفيات، دانشها، مدرنيته، علوم
- پاسخ: اينجا وزارت ارتباطات، اطلاعات، تحقيقات، فناوري. فنآوري نميگويد، فناوري ميگويد يعني فنا شدن و قس عليهذا، لطفاً شماره داخلي را بگيريد.
(من مادر مرده از كجا شماره داخلي مخاطب را بدانم) اگر نميدانيد (طوري ميگويد انگار مرتكب قتل عمد يا زناي محصنه شدهايد) براي حراست 1، براي حفاظت 2، براي روابط داخلي 3، براي روابط خارجي 4، براي معاونت سفيدي ماست و سياهي ذغال 5، براي معاونت آب در هاون كوبيدن 6، براي معاونت فناوريهاي قرن 22 شماره 7 ، براي معاون چمن در قيچي شماره 8، براي معاونت كلنگ از آسمان افتاد و نشكست شماره 9، براي معاونت دنبال زاغ سياه رفتن شماره 10، براي معاونت بگير و بنشان شماره 11، براي دبيرخانه وزارت شماره 12 و همينطور آنقدر شماره كه از حال ميرويد. آخرش ميگويد در غير اين صورت منتظر اپراتور بمانيد.
90 درصد اپراتوري در كار نيست. اپراتورها يا به باغ رفتهاند گل بچينند يا دنبال كارهاي عقبافتاده خود در اداره هستند يا روي تاكسي كار ميكنند.
وزير را ميتوان پيدا كرد، اما اپراتور در حكم پروفسور فون براون است. گاهي شمارهاي براي تماس با محلي در خارج از اداره اصلي داده ميشود (آن هم غلط است اين انسرينگ ماشين پدر مردم را سوزاند، عذرشان اين است كه مردم زياد تلفن ميكنند.
بهتر است دنبال كلاغ سياه فرستادشان. شرشان را كم كرد. چند روز پيش در موردي آنقدر از تلفن خر تو خر و مزخرف و سردواندن وزارتخانهاي خسته و پژمرده شدم كه به هر ترتيبي بود تلفن دفتر مقام وزارت را گرفتم و به منشي ايشان كه خانم محترمي بود و حرف حساب را ميپذيرفت، گفتم: لطفاً تلفن وزارتخانه خودتان را بگيريد، ببينيد چگونه با مردم رفتار و ارباب رجوع را تكريم غير تعذيز ميكند.
باور نميكنيد در وزارتخانهها و بسياري از سازمانها كه ارباب رجوع حضوري دارد، در دستشوييها را قفل ميكنند كه مردمي كه مراجعه ميكنند و اغلب وكلاي دادگستري و موكلان آنها و افراد سالخورده و محترمي هستند، نتوانند به موقع ضرورت و پس از ساعتها سرگرداني به آبريزگاه بروند و آنان را هدايت ميكنند چند طبقه پايين بروند و به آبريزگاههاي ته حياط مراجعه كنند.
اغلب آسانسورها مخصوصاً در مجتمعهاي قضايي خراب است يا آنها را عمداً از كار مياندازند كه براي بالا و پايين رفتن خودشان سالم باقي بماند و هزينه تعميركار آسانسور نداشته باشد و پول آن صرفهجويي شود. به هر حال اين است وضعيت تكريم ارباب رجوع كه بخشنامههاي آن هر سال صادر شده در كوزه گذاشته، آبش را ميخورند.