جوان آنلاین: سریال «در و تخته» به عنوان چهارمین محصول خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ در جنگ رمضان است و تلاش میکند از دل یکی از آشناترین و به ظاهر کلیشهایترین ایدههای ملودرام خانوادگی، به موقعیتی تازه و قابل تأمل برسد. ایدهای که در نگاه اول تکراری و نخنما به نظر میرسد، ولی در ادامه خودش را از ورطه کلیشهگرایی نجات میدهد.
جابهجایی دو نوزاد در بیمارستان در خلاصه داستان دو خطیاش کلیشهای به نظر میرسد، ولی آنچه این مجموعه را از بسیاری از آثار مشابه جدا میکند شیوه مواجهه نویسنده و کارگردان با تبعات انسانی، شرعی و اجتماعی این اتفاق است.
اشتباه در بیمارستان
داستان از ۱۷ سال پیش آغاز میشود. زمانی که در میانه یک زلزله، پرستاری به اشتباه دو نوزاد را جابهجا میکند. اکنون پس از گذشت سالها، حقیقت آشکار شده و دو خانواده با بحرانی روبهرو میشوند که نه فقط هویت فرزندان، بلکه بنیان روابط عاطفی و حتی تعریف محرم و نامحرم را زیر سؤال میبرد. همین نقطه آغاز، «در و تخته» را از یک ملودرام صرف خانوادگی به اثری درباره هویت، تربیت، دین و مناسبات پیچیده خانواده ایرانی تبدیل میکند.
یکی از مهمترین نقاط قوت سریال، طراحی دو پدر کاملاً متفاوت، اما باورپذیر است. علی صالحی در نقش محمود، معلم شیمی سادهدل و نجیبی است که شاگردانش او را «شیر برنج» صدا میزنند. لقبی که هم به آرامش شخصیت او اشاره دارد و هم به ناتوانیاش در خشونت و تندی. محمود، مردی است که از سوسک حمام میترسد، اما بیش از هر چیز از قضاوت دیگران وحشت دارد. او در فضای زنانه خانهاش، سالها حسرت داشتن پسر را خورده و حالا دختری را که بزرگ کرده، نه فقط فرزند، بلکه ستون عاطفی خانه میبیند. دختری که هم درس میخواند، هم مراقب خواهر و برادرهای کوچکتر است و هم در نبود سلامت کامل مادر، بخشی از بار خانه را بر دوش میکشد.
در سوی دیگر، نادر فلاح در نقش صادق قرار دارد. تعمیرکاری پرجنبوجوش و شوخطبع که طنز را در جزئیترین رفتارهایش حمل میکند. او برخلاف محمود، کمتر درگیر نگاه مردم است و سبک زندگی متفاوتتری دارد. ازدواج او با خواهر همسرش که زنی تحصیلکرده در سطح دکتراست از همان ابتدا نشان میدهد سریال تلاش میکند تصویری کلیشهای از خانواده مذهبی ارائه نکند. صادق سه پسر دارد و سالها حسرت داشتن دختر را در دل نگه داشته است.
تقابل این دو خانواده، مهمترین موتور درام «در و تخته» است. هر دو پدر مذهبی هستند، نماز اول وقت برایشان اهمیت دارد و پایبندی به ارزشهای دینی در زندگی روزمرهشان دیده میشود، اما سریال هوشمندانه از تبدیل این ویژگیها به شعار پرهیز میکند. دین در این مجموعه نه در قالب خطابه، بلکه در متن زندگی جریان دارد. شاید مهمترین موفقیت اثر نیز همین باشد که مسائل شرعی و اخلاقی را بدون اغراق و قضاوت مستقیم مطرح میکند.
طنز موقعیتمحور سریال
طنز سریال نیز از همین جنس است. طنزی نرم، موقعیتمحور و انسانی که تلاش نمیکند با شوخیهای گلدرشت مخاطب را بخنداند. حتی زمانی که پای مسائل غریزی نوجوانان به میان میآید، روایت به سمت تابوشکنی سطحی یا شوخیهای مبتذل نمیرود. برعکس، سریال سعی میکند این بحرانها را به عنوان بخشی طبیعی از زیست نوجوان ایرانی نشان دهد. مسئلهای که سالها در تلویزیون یا نادیده گرفته شده یا با رویکردی صرفاً سلبی و سرکوبگرانه به تصویر درآمده است.
در یکی از مهمترین لحظات سریال، صادق با رفتاری آرام و بدون تحقیر، به پسر نوجوانش که پیش از نماز صبح قصد استحمام دارد، میفهماند که شرایط او را درک میکند. این سکانس شاید در ظاهر ساده باشد، اما در فضای رسمی تلویزیون ایران، نوعی تغییر نگاه محسوب میشود. تغییری که به جای انکار نیازهای نوجوان بر فهم و مدیریت درست آن تأکید دارد. همین نگاه باعث میشود «در و تخته» در برخی لحظات، از قالب یک سریال مناسبتی فراتر برود و به اثری اجتماعی تبدیل شود.
این رویکرد البته بیارتباط با تغییرات گفتمانی سالهای اخیر نیست. در سالهای گذشته، بارها بر ضرورت توجه خانوادهها به مسائل روحی و غریزی نوجوانان تأکید شده و حالا بخشی از تولیدات تلویزیونی نیز تلاش میکنند به این حوزه نزدیک شوند. «در و تخته» اگرچه در همه لحظات موفق عمل نمیکند، اما دستکم جرئت ورود به موضوعاتی را دارد که معمولاً در آثار تلویزیونی یا حذف میشوند یا به کلیشه فرو میافتند.
پرداختن به مسائل اجتماعی
بحران اصلی، اما زمانی شکل میگیرد که دو پدر از جابهجایی نوزادان باخبر میشوند. یکی به دلیل بیماری همسرش و دیگری از ترس فروپاشی نظم خانواده، تصمیم میگیرند حقیقت را پنهان کنند. همین پنهانکاری، رابطهای عجیب میان آنها شکل میدهد. دو مردی که حالا به واسطه رازی مشترک، ناخواسته به هم نزدیک میشوند و برای حفظ آرامش خانوادههایشان دست به توافقهایی غیرمنتظره میزنند.
سریال در ادامه، یکی از چالشبرانگیزترین مباحث خود را مطرح میکند؛ مسئله محرمیت. روحانی مسجد راهحل «محرمیت موقت» را پیشنهاد میدهد، اما پدر واقعی دختر آن را نمیپذیرد. همین مخالفت، نقطهای قابل تأمل در فیلمنامه است، زیرا سریال تلاش نمیکند همه شخصیتهای مذهبی را یکدست و بدون تردید نشان دهد. اینجا حتی فردی مذهبی نیز در برابر راهحلی شرعی دچار تردید و مقاومت میشود. تردیدی که ریشه در نگرانیهای عاطفی و اجتماعی دارد.
در لایهای عمیقتر، «در و تخته» به مسئله ازدواج در سن پایین نیز نزدیک میشود، موضوعی که در جامعه امروز ایران محل بحث فراوان است. سریال بدون آنکه حکم قطعی صادر کند، این پرسش را مطرح میکند که آیا میتوان نسخهای واحد برای همه خانوادهها پیچید؟ برخی ازدواج زودهنگام را راهحلی برای کنترل بحرانهای عاطفی و غریزی میدانند و برخی دیگر آن را ناسازگار با شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز تلقی میکنند. هنر سریال در این است که بیش از آنکه پاسخ بدهد، مخاطب را وادار به فکر کردن میکند.
«در و تخته» شاید اثری بینقص نباشد، اما در مقایسه با بسیاری از تولیدات مناسبتی تلویزیون، قدمی رو به جلو محسوب میشود. مجموعهای که تلاش میکند هم سرگرمکننده باشد و هم درباره خانواده، تربیت، دین و انتخابهای انسانی حرف بزند. سریال یادآوری میکند که خوشبختی یا شکست آدمها، بیش از آنکه محصول مسیرهای از پیش تعیینشده باشد، نتیجه انتخابهایی است که در بزنگاههای زندگی انجام میدهند، همانجایی که «در و تخته» باید درست کنار هم قرار بگیرند.