به گزارش خبرنگار ما، اولين متهم، مرد جواني به نام اكبر است كه عصر بيست و ششم تير ماه سال 88 در جريان تعقيب و گريز پليس با شهادت يكي از مأموران بازداشت شدهبود.
اين حادثه در عوارضي آزادراه تهران - ساوه با مشكوك شدن مأموران پليس به يك دستگاه پژو نقرهاي اتفاق افتاد. آنجا بود كه با شليك چند تير هوايي خودروي متهمان متوقف شد و آنها با پاي پياده فرار كردند. در ادامه يكي از متهمان با اسلحه به يكي از مأموران پليس به نام علي احمدي شليك كرد و سپس گريخت. مأمور پليس به بيمارستان منتقل شد، اما به علت شدت جراحات به شهادت رسيد.
با شهادت مأمور پليس، مالك خودرو بازداشت شد و از آنجاييكه روز حادثه خودرو در اختيار پسر او بود، چند روز بعد پسر وي دستگير شد. رضا كه از مجرمان سابقهدار بود، در بازجوييها گفت روز حادثه همراه دوستش – اكبر – قصد سرقت مسلحانه در ساوه را داشتند كه با دستور ايست پليس، اكبر با اسلحه به مأمور پليس شليك ميكند.
با گذشت سه سال، اكبر در حاليكه با هويت جعلي در بروجرد زندگي مخفيانهاي داشت، دستگير شد. متهم با اقرار به جرمش روانه زندان و بعد از محاكمه در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران با درخواست اوليايدم به قصاص محكوم شد. با تأييد حكم صادره در ديوان عالي كشور متهم تيرماه امسال پاي چوبه دار آماده مرگ بود كه دقايقي قبل از اجراي حكم، مادر شهيد علي احمدي به قاتل فرزندش مهلت داد و بعد از چند روز در دادسراي امور جنايي گفت فرزندش را در خواب ديده است و درخواست كرده قاتلش را ببخشم. بنابراين مادر شهيد بدون قيد و شرط قاتل فرزندش را بخشيد. به اين ترتيب متهم روز گذشته بار ديگر در همان شعبه، از جنبه عمومي جرم پاي ميز محاكمه قرار گرفت. با اعلام رسميت جلسه، متهم گفت: « وقتي پاي چوبه دار رفتم، فكر نميكردم دوباره به زندگي برگردم، اما گذشت مادر شهيد آن هم بدون قيد و شرط مرا شرمنده كرد. به خاطر همين لطف و بخشش، تصميم گرفتهام ديگر به راه خطا نروم و گذشتهام را جبران كنم. از قضات دادگاه نيز تقاضاي بخشش دارم.» در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.
ديه 185 ميليوني براي نجات از مرگ
دومين متهم، مرد 49 سالهاي به نام محب است كه بيست و پنجم خرداد ماه سال 93 به اتهام قتل دوست 50 سالهاش به نام علي بازداشت شده بود. متهم در بازجوييها با اقرار به جرمش گفت: «اختلاف حساب 400 هزارتوماني باعث درگيري ما شد.» او در ادامه گفت: «من و محب با هم اختلاف حساب داشتيم و بارها نيز در اين مورد صحبت كرده بوديم، اما بينتيجه بود. روز حادثه وقتي همديگر را ديديم بار ديگر صحبت حساب و كتاب شد و صحبتها به جاهاي باريك كشيد. آنجا بود كه با هم درگير شديم و در آن درگيري با لگد به شكم او زدم. ناگهان محب روي زمين افتاد و حالش بد شد.»
متهم در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه و به قصاص محكوم شد. با تأييد رأي از سوي قضات يكي از شعبات ديوان عالي كشور حكم در آستانه اجرا قرار داشت كه متهم توانست با پرداخت ديه از مرگ فاصله بگيرد. به اين ترتيب صبح ديروز متهم در همان شعبه از جنبه عمومي جرم محاكمه شد. او در آخرين دفاعش گفت: «باور كنيد راضي به مرگ محب نبودم. آن روز از عصبانيت به او حمله كردم و فكر نميكردم ضربهام منجر به فوت او شود. پشيمانم و با پرداخت 185 ميليون رضايت اوليايدم را جلب كردم. از هيئت قضايي هم تقاضاي بخشش دارم.
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.