کد خبر: 883857
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
زني كه به اتهام ربودن شوهرش و بستري كردن او در كمپ ترك اعتياد بازداشت شده بود، در جلسه محاكمه جرمش را انكار كرد. شوهر اين زن مدعي است همسرش براي انتقام از اختلاف‌هاي خانوادگي اين سناريو را طراحي و اجرا كرده است.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال 94، مرد50 ساله‌اي به نام محسن با مراجعه به پليس آگاهي پايتخت، از همسر45 ساله‌اش به نام ندا به اتهام آدم‌ربايي شكايت كرد. او در طرح شكايتش گفت: «20 سال از زندگي مشترك من و همسرم مي‌گذرد و حاصل زندگي‌مان يك دختر است. در اين مدت با هم اختلافات زيادي داشتيم، اما به خاطر دخترمان گذشت ‌كرديم و خيلي از حرف‌ها را ناديده گرفتيم. اين گذشت تا اينكه دو هفته قبل سه مرد به خانه‌ام آمدند و مرا به بهانه اعتياد سوار خودرو كردند و به كمپ بردند. هرچه اصرار كردم معتاد نيستم التماس‌هايم بي‌فايده بود. آنها 11روز مرا نگه داشتند و بعد رها كردند. آنجا بود كه فهميدم طرح اين نقشه از سوي همسرم ندا بوده و او خواسته است اختلافات اين چند ساله را تلافي كند. حالا از او و مدير كمپ به خاطر آدم‌ربايي و نگهداري من در كمپ شكايت دارم.‌»

با طرح اين شكايت، همسر شاكي بازداشت شد، اما هرگونه جرمي را انكار كرد و گفت: « قبول دارم با شوهرم اختلاف داشتم، اما قصدم نجات شوهرم بود. او سال‌هاست به مواد مخدر معتاد است و دخترم نيز شاهد است. بارها با او صحبت كردم، اما در ترك مواد اراده‌ قوي‌ نداشت و نمي‌توانست مواد را كنار بگذارد. آنجا بود كه تصميم گرفتم او را در كمپ بستري كنم، اما به تنهايي حريفش نبودم به همين دليل با مدير كمپي حوالي تهران صحبت كردم و قرار شد او مأمورانش را مقابل خانه‌ام بفرستد تا شوهرم را با خودشان به كمپ ببرند.‌» 
در ادامه مدير كمپ نيز بازداشت شد، اما او هم جرمش را انكار كرد. به اين ترتيب هر دو متهم با توجه به شواهد و قرائن موجود روانه زندان شدند، اما با قرار وثيقه آزاد شدند. پرونده بعد از صدور كيفرخواست به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و روز گذشته روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي زالي قرار گرفت. ابتداي جلسه شاكي با طرح دوباره شكايتش گفت: «همسرم دروغ مي‌گويد. تا به حال لب به مواد نزده‌ام. من كارمند فرودگاه هستم و كارم به صورت شيفتي است. بنا به شغلم هر دوره از ما آزمايش مي‌گيرند، بنابراين اگر تا به حال اعتيادم ثابت شده بود آنها مرا اخراج كرده بودند. چطور حالا همسرم مدعي است من معتادم و چندسالي است كه مواد مصرف مي‌كنم!» از او شكايت دارم و حاضر به گذشت نيستم. 

سپس مدير كمپ به اتهام اخفاي شاكي با انكار جرمش در دفاع از خود گفت: «من شاكي را نمي‌شناختم. روزي همسرش تماس گرفت و از من كمك خواست. او گفت زن تنهايي است و كسي را ندارد او را كمك كند به همين دليل دلم سوخت و تصميم گرفتم او را كمك كنم.‌»
در ادامه همسر شاكي در جايگاه ايستاد و با انكار جرمش گفت: «باور كنيد شوهرم به مواد مخدر اعتياد داشت و من اشتباه نكرده‌ام. بارها خواستم او را كمك كنم، اما حريفش نشدم. دخترم نيز در دادسرا به اعتياد پدرش اقرار كرده بود، اما شوهرم او را ترساند و گفت اگر شهادت دهد نفقه‌اش را قطع مي‌كند او هم مجبور شد در همان دادسرا شكايتش را پس بگيرد.‌» 
سپس شاكي در پاسخ به سؤال هيئت قضایي مبني بر اينكه هنگام بستري بايد فرم از سوي پدر و مادر همسرتان پر مي‌شد چرا آنها را مطلع نكرديد، گفت: «پدر محسن قبلاً به صورت شفاهي اجازه اين كار را داده بود. من هم 20 سال با شوهرم زندگي كرده بودم و مي‌خواستم مشكل زندگي‌ام را خودم حل كنم. صلاح ديدم خودم فرم‌ها را پركنم و با امضاي خودم شوهرم را بستري كنم.‌»
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار