
معصومه طاهري
صنعت سينماي هاليوود جادوگري است كه توانسته است ملتهاي مختلفي را با كمك تصاوير اسير ترفندها و سحرهاي خود كند. به همين دليل پشت پردههاي هاليوود براي خيليها جذاب و شنيدني است. چندي پيش نشريه فيگارو در يادداشتي به نام «رازهاي پنهان جلوههاي ويژه درسينما» به اين موضوع پرداخته است:
فيلمهايي مثل« مكس ديوانه»، « ماتريكس»، «آواتار» و... همه داراي جلوههاي ويژهاي هستند كه با كمك رايانه انجام ميشوند تا به نوعي فيلمها را جذاب كنند مانند سحر و جادويي كه ژرژ مِلييس شعبدهباز و فيلمساز فرانسوي انجام ميداد. كساني كه هاليوود را قبول دارند يا آنجا فعال هستند خوب ميدانند در همه فيلمها از تكنيكهاي جلوههاي ويژه استفاده ميشود و شايد بايد صراحتاً گفت فيلمها بيش از اندازه تصاويرشان رايانهاي است و عمدتاً محصول كار متخصصان رايانهها هستند تا هنر بازيگران. اين گروه جلوههاي ويژه در هاليوود نام مستعار CGI دارند يا همان گروه سي.جي.اي (شركت فناوري اطلاعات، كانادايي و چند مليتي است كه در زمينه ارائه خدمات مشاوره مديريت، مشاوره اطلاعاتي، فناوري اطلاعات و ارتباطات، مديريت فرايندهاي تجاري و برونسپاري فعاليت ميكند)هستند.
غير از صحنههاي رمانتيك كه مربوط به خود بازيگران يا شوها و اجراهاي زنده است و نميتوان با جلوههاي ويژه آنها را نشان داد،يعني عملاً نياز به كار فيلمبرداري دارند، بقيه موارد سينمايي رايانهاي و مصنوعي هستند؛ اين درحالي است كه فيلمهاي معروفي چون «مكس ديوانه» به كارگرداني جورج ميلر در سال ۲۰۱۵، فيلم«آواتار» به كارگرداني جيمز كامرون در سال ۲۰۰۹، فيلم «ماتريكس» با كارگردانيهاي اندي واچووسكي، لانا واچوسكي در سال۱۹۹۹، «جنگ ستارگان»، « سوپرمن» و... كه آثار پرفروشي هم شدند و با استقبال زياد مخاطبان مواجه گرديدند بدون جلوههاي ويژه جالب توجه نبودند. درواقع اين فيلمها با كمك جلوههاي ويژه نمود زيبا و جذابي براي تماشاگران پيدا كردند.
با كمك جلوههاي ويژه ميتوان تصاويري جذاب و صحنههاي به ياد ماندني در فيلمها به وجود آورد، البته برخي منتقدان اين مسئله را قبول ندارند و معتقدند استفاده از جلوههاي ويژه در سينما خوب نيست؛چراكه باعث ميشود فيلم غيرطبيعي جلوه كند و احساسات افراد در آن وجود نداشته نباشد. در مقابل عدهاي به وجود و لزوم جلوههاي ويژه در صنعت سينما تأكيد زيادي دارند و آن را مطلوب در صنعت سينما ميدانند و معتقدند اين قضيه اتفاق تازهاي در سينما نيست، بلكه سينماگران اوليه هم به نوعي از جلوههاي ويژه استفاده ميكردند و ما اغلب بيتوجه هستيم كه جلوههاي ويژه از فيلمسازان اوليه يعني دوران برادران لومير پايهريزي شد. ژرژملييس كه يك شعبدهباز و تردست زبردستي بود در عرصه فيلمسازي هم ورود داشت و با كمك جادو و سحر كار سينمايي ميكرد. او از جلوههاي ويژه در فيلمهايش خيلي استفاده ميبرد تا فيلمهاي جذاب و ديدني داشته باشد. ملييس از همان آغاز فيلمسازي، در سينما به نوعي دغلبازي و كلاهبرداري ميكرد. فيلمهاي «سفربهماه» در سال 1900، «سيندرلا»، «شعله سحرآميز» در سال۱۹۰۳، «مردي با سر پلاستيكي»، «بيست هزارفرسنگ زير دريا» 1907 و... همه از اينگونه فيلمهاي توهمي ژرژ ملييس بودند كه با تكنيكهاي نوين سينمايي و جلوههاي ويژه ديدني بودند؛پس نميتوان گفت جلوههاي ويژه كاري مربوط به سينماي معاصر و دوران كنوني است. در حقيقت بعد از واقعگرايي در فيلمهاي برادران لومير، اين ژرژ ملييس شعبدهباز بود كه دامنه فعاليتهاي هنر سينما را گسترش داد و براي توليد فيلمهاي مختلف از شيوههاي گوناگون توهمزايي استفاده كرد. او از سحر و جادو در داستانهاي واقعي – تخيلي در سينما خيلي بهره ميبرد و به سرعت اين سبك هنري در همه عرصههاي سينمايي قابل استفاده شد كه البته بعد از آن با توسعه فنون و تكنيكهاي سينمايي اين شيوهها هم مدرنتر و پيشرفتهتر شدند؛ به گونهايكه خيلي از مردم فيلمها برايشان باورپذير شده است مانند اينكه چنين اتفاقاتي در واقعيت رخ داده است و حقيقت داشته باشد. اخيراً «آنا هاتاوي» هنرپيشه معروف امريكايي هم توضيحاتي درباره بازي خود داده و گفته است كه او در فيلم«درميان ستارگان» سال 2014 تنها يك پاي خود را در هوا بالا برده بود و بقيه حركات و اتفاقات همه جلوههاي ويژه و تصنعي بودند.
در نتيجه امروز ميبينيم كه همان جادو و سحر زمان ژرژ ملييس شعبدهباز در سينما وجود دارد و سينما با كمك دنياي كامپيوتري و ديجيتالي رشد زيادي كرده است. خلق موجودات عجيب وغريب، انيميشنهاي مختلف سه بعدي، سلاحهاي عجيب و فوقالعاده پيشرفته در فيلمها، لباسها و... همه چيز در صنعت سينما به مدد جلوههاي ويژه امكانپذير شده است و به نوعي اين تكنيك با توهم سازي، خدمت بزرگي به سينماي دنياي معاصر كرده است.