
دردناكترين وضعيت براي يك قدرت شيطاني و زورگوي سلطهگر، آن است كه ابزار نظامي و زورگويياش، ناكارآمد و بياثر گردد. اكنون دولت ايالات متحده امريكا در مقابل ملت بزرگ ايران، به چنين وضعيت دردناكي مبتلا شده است. امريكاييهاي مدعي ابرقدرتي جهان كه تصور ميكردند، حداقل يكصد سال رهبري جهان و مديريت بينالمللي را به صورت انحصاري در اختيار خواهند داشت، در سالهاي اخير در منطقه راهبردي غرب آسيا، با شكستهايي سنگين و پيدرپي مواجه شدهاند. امريكاييها جمهوري اسلامي را، مهمترين و بزرگترين مانع سر راه بازيابي سلطه از دست رفته خود در اين منطقه دانسته، بر همين مبنا به صورت مستمر از ادبيات تهديد به اقدام نظامي عليه ايران سخن ميگويند. رژيم صهيونيستي هم روند تحولات در منطقه غرب آسيا را براي موجوديت و بقاي خود خطرناك ارزيابي كرده، ايران را به خاطر پرچمداري اين تحولات مرتب تهديد به اقدام نظامي ميكند.
اما نكته بسيار مهم در اين ميان براي امريكا و رژيم صهيونيستي، غير معتبر شدن تهديداتشان در قبال جمهوري اسلامي و ملت ايران است. امريكاييها و صهيونيستها در سالهاي اخير، در حالي ملت ايران را تهديد به اقدام نظامي كردهاند كه خود ميدانند، جرئت عمليكردن اين تهديدات را از طريق اقدام نظامي ندارند.
قدرت پاسخگويي ملت ايران به اين تهديدات و هر نوع ماجراجويي نظامي، دليل اصلي ناتواني امريكاييها و صهيونيستها در اين موضوع است. غرب با محوريت امريكا اكنون به شدت نگران چنين وضعيتي است كه پديدآمده و آنان ناتوان از تحميل اراده خود بر ايران هستند. فروريختن داعش كه معنايي جز فرو ريختن غرب در منطقه ندارد، به شدت بر نگرانيهاي آنان افزوده است. داعش ابزار غرب و خصوصاً امريكا در منطقه براي پيشبرد سياستهايشان بود. شكست داعش به رغم سرمايهگذاريهاي فراوان جبهه متحد غربي، عبري و عربي، بخشي از قدرت توسعه يافته جبهه مقاومت با محوريت ايران را آشكارتر از قبل ساخت. اين نمايش قدرت مقاومت در منطقه با روند افزايشي كه دارد، روز به روز از اعتبار تهديدات جبهه استكبار ميكاهد.
بر همين اساس اولويت اول امريكاييها در مقطع كنوني، تلاش براي معتبرسازي تهديدات ايالات متحده عليه جمهوري اسلامي ايران است. آنان ميدانند كه اگر نتوانند تهديدات خود عليه ملت ايران را معتبر سازند، هيچ نقشي در شكلدهي به معادلات، ترتيبات و نظم منطقهاي غرب آسيا نخواهند داشت. دولتمردان و استراتژيستهاي ايالات متحده، براي معتبرسازي تهديدات امريكا، روي تضعيف عناصر اقتدار جمهوري اسلامي تمركز پيدا كردهاند. اقتدار موشكي، نفوذ منطقهاي و متحدين قدرتمندي چون حزبالله لبنان، از جمله عناصر اقتدار جمهوري اسلامي هستند كه از نظر امريكاييها بايد دچار تغيير گردند. از اين روي در ماههاي اخير، شاهد تلاشهاي گستردهاي از سوي امريكاييها، صهيونيستها، برخي كشورهاي اروپايي مانند فرانسه و انگليس و برخي از دولتهاي مرتجع عرب در منطقه با محوريت آلسعود، براي رسيدن به اين اهداف هستيم. آنان تلاش ميكنند تا به اهداف زير برسند:
1 ـ محدودسازي قدرت موشكي ايران
وضع تحريمهاي جديد موشكي برخلاف برجام، فضاسازي عليه برنامه موشكي ايران به عنوان اقدامي مغاير با قطعنامه 2231 شوراي امنيت، تهديد معرفي كردن موشكهاي ايران براي منطقه و جهان از يك طرف، چراغ سبز نشان دادن براي مذاكره موشكي با ايران از طرف ديگر، نقشه راه غرب براي محدودسازي قدرت موشكي جمهوري اسلامي است. آنان تصور ميكنند، مدل مذاكرات هستهاي قابل تعميم به برنامه موشكي ايران است.
2 ـ محدودسازي نفوذ منطقهاي ايران
با پيادهسازي تحريمهاي جديد بر مبناي قانون كاتسا و با انجام مجموعهاي ديگر از اقدامات، غربي ها به دنبال محدودسازي نقشآفرينيهاي ايران در منطقه و خصوصاً در كشورهاي عراق، سوريه، لبنان و يمن هستند. آنان تغييرات ژئوپليتيكي در منطقه به نفع ايران را از پيامدهاي قطعي شكست داعش دانسته، تلاش ميكنند مانع از بهرهبرداري ايران از اين تغييرات شوند.
3ـ خلع سلاح حزبالله لبنان
جنجالهاي اخير عليه سلاح حزبالله لبنان، از ديگر اقدامات اساسي غرب براي محدودسازي قدرت ايران در منطقه است. جنجالهايي كه با رفتار كودكانه آلسعود در استعفاي اجباري سعدحريري به اوج رسيد. امريكاييها، اروپاييها و اتحاديه عرب در حالي حزبالله را يك گروه تروريستي معرفي كردند كه اين نيروي مردمي و قانوني در لبنان، نقش بسيار مؤثر و تعيينكنندهاي در مبارزه با داعش و فرو ريختن اين گروهك تروريستي داشت. امريكاييها و صهيونيستها و ديگر متحدين اين دو جرثومه فساد و ظلم، تصور ميكنند تا حزبالله لبنان خلع سلاح نشود، هرگز تهديدات آنان عليه جمهوري اسلامي ايران، از درجه اعتبار لازم برخوردار نخواهد شد.
سؤال اين است كه آيا آنان ميتوانند از طريق اقدامات گسترده و خصوصاً اقدام در سه حوزه مورد اشاره، در امر معتبرسازي تهديدات خود عليه ملت ايران موفق گردند؟ پاسخ به طور قطع منفي است. جبهه استكبار هرگز به آنچه در اين حوزهها ميخواهد، دست نخواهد يافت.