
به گزارش خبرنگار ما، دهم خردادماه سال 95، دختري به نام فريبا با مراجعه به اداره پليس پايتخت مأموران را از ماجراي آدمربايي و آزار و اذيت باخبر كرد. او گفت: «چند روز قبل حوالي بزرگراه آزادگان منتظر تاكسي بودم تا به محل كارم در يافتآباد بروم كه يك خودروي پرايد كه به جز راننده مردي ديگري سوار آن بود، توقف كرد. راننده بعد از طي مسافتي مسيرش را تغيير داد و به بيراهه رفت. راننده بدون توجه به التماسهايم در محلي خلوت مرا آزار داد و شمارهام را هم گرفت. سرنشين ديگر اما فقط نظارهگر بود. ميخواستم از راننده شكايت كنم كه پيامكي فرستاد و در آن گفته بود به من علاقهمند شده است. من هم ساعتها با او چت كردم و حالا با او قرار ملاقات گذاشتهام.
با اين توضيحات، مأموران پليس همراه دختر جوان راهي محل قرار شده و متهم را بازداشت كردند. مهرزاد با اعتراف به جرمش مدعي شد شاكي با ميل خودش با او همراه شده است. در ادامه همدست وي به نام مهرداد نيز بازداشت شد. او در بازجوييها گفت: «قبول دارم كه روز حادثه در ماشين بودم، اما باور كنيد در اذيت و آزار دختر جوان نقشي نداشتم.» با تشكيل پرونده به اتهام آدمربايي، سرقت، فحاشي و تهديد، در ادامه بازجوييها مشخص شد، مهرزاد قبل از اين ماجرا، با همدستي يكي از دوستانش، زن ديگري را نيز به همين شيوه ربوده و وي را مورد اذيت و آزار قرار داده است. آنجا بود كه مأموران ديگر همدست مهرزاد را نيز تحت تعقيب قرار دادند، اما تلاش پليس براي شناسايي و بازداشت سومين متهم ناكام ماند. با كامل شدن تحقيقات پرونده به يكي از شعبات دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در آن جلسه بعد از طرح شكايت شاكيان و آخرين دفاع از سوي متهمان، هر دو متهم به 15 سال حبس محكوم شدند.
حكم صادره به ديوان عالي كشور فرستاده شد، اما از سوي قضات يكي از شعبات آن نقض و به شعبه همعرض فرستاده شد. به اين ترتيب صبح ديروز پرونده روي ميز هيئت قضايي شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران قرار گرفت. در آن جلسه هر دو شاكي اقرار كردند در خصوص سرقت شكايتي ندارند، چون چند مورد سرقتي كه انجام شده بود به آنها برگردانده شده است. در ادامه دختر جوان اعلام گذشت كرد و شكايت خود را پس گرفت، اما ديگر شاكي در جايگاه قرار گرفت و گفت: «از مهرزاد و همدستش شكايت دارم. روز حادثه آنها مرا با چاقو تهديد كردند و هنوز ترس و وحشت آن روز در جانم است. حالا كه همدست او متواري است براي او كه طراح اين نقشه بوده است درخواست اشد مجازات دارم.» سپس مهرزاد كه طراح نقشه هر دو آدمربايي بود در آخرين دفاعش گفت: «دختر جوان با ميل خودش به حاشيه شهر آمد و خودش به من شماره داد اما نميدانستم اين دامي است تا ما را تحويل پليس دهد. قبول دارم اشتباه كردهام. با گذشت يكي از شاكيان از ديگر شاكي پرونده نيز درخواست گذشت دارم.»
در ادامه مهرداد كه متأهل و صاحب يك پسر سه ساله است در دفاع از خود گفت: «باور كنيد من دختر جوان را آزار ندادم و فريب حرفهاي مهرزاد را خوردم. در اين ماجرا نقشي نداشتم و شاكي را بعد از ساعتي به آدرس منزلش رساندم. در تمام مراحل بازجويي نهايت همكاري را با پليس داشتهام حالا از دادگاه درخواست تخفيف مجازات را دارم.»
در پايان هيئت قضايي بعد از شور، مهرزاد را به 22 سال حبس و مهرداد را با توجه به اظهارات شاكي و همكارياش با پليس همچنين ابراز پشيماني، با تخفيف مجازات به 7 سال حبس و هر دو متهم را به شلاق محكوم كرد.