
مبينا شانلو
زهرا خوشنظر همسر جانباز حسن خوشنظر است؛ جانباز اعصاب و روان عملياتهاي بيتالمقدس، مسلم ابنعقيل و والفجر مقدماتي. زهرا خوشنظر با ورود به بسيج فرمانده حوزه شد و توانست بعدها به عنوان يك فعال اقتصاد مقاومتي و كارآفرين بسيجي خود را معرفي كند. طي يك گفتوگو با ايشان همراه شديم تا از موفقيتهايش در عرصه كارآفريني و اقتصاد مقاومتي بيشتر بدانيم.
همراهي با جانباز سختيهاي خودش را دارد. چطور اين مجال برايتان فراهم شد كه به عنوان يك فعال بسيجي وارد عرصه شويد؟من از سال 1378 عضو بسيج شدم و با توجه به فعاليتهاي گستردهاي كه داشتم به عنوان فرمانده واحد خواهران پايگاه مقاومت بسيج امام رضا(ع) معرفي شدم و بعدها فرمانده حوزه 366 شدم اما با وخيم شدن حال همسرم فعاليتهايم را كم كردم و از فرماندهي حوزه استعفا دادم. در آن مقطع وضعيت عموحسن همسرم روز به روز بدتر ميشد. در طول يك سال سه بار سر ايشان مورد عمل جراحي قرار گرفت و فلج شد. به گونهاي كه حتي قادر به حرف زدن نبود. من در دهانش غذا ميگذاشتم. الحمدلله بعد از يك سال و نيم سلامتياش را به دست آورد و من دوباره فعاليتم را شروع كردم.
در بازگشت مجدد به بسيج هم كه به عنوان يك كارآفرين مطرح شديد؟بله، يك سال قبل از اينكه من فرمانده حوزه شوم خيريهاي را با كمك بچههاي بسيج در منطقه روستايي امينآباد تأسيس كرده بوديم و به تهيه جهيزيه، توزيع سبد كالا، تهيه لوازمالتحرير و تأمين لباس شب عيد براي خانوادههاي نيازمند مشغول شديم اما در ادامه به اين نتيجه رسيديم كه خيريه علاوه بر اتكا به كمكهاي مردمي، خودش هم بايد درآمدزا باشد و روي پاي خودش بايستد. همزمان با اين واقعيت روبهرو بوديم كه بسياري از خانمهاي مسجد و بچههاي پايگاه، نياز اقتصادي دارند و بايد براي رفع مشكلاتشان درآمد داشته باشند. به همين دليل تصميم گرفتيم از طريق توليد محصولات فريزري، سبزيجات خشك و ترشيجات براي خانمها درآمدزايي كنيم. براي همين در محله امينآباد و اشرفآباد و غنيآباد و حاجيآباد سه راه تقيآباد دنبال خانوادههاي نيازمند گشتيم و خيريه را به مسجد فيروزآبادي در پايگاه امام رضا(ع) انتقال داديم كه در حال حاضر 110خانواده تحت پوشش آن قرار دارند.
روال كارتان چگونه است؟ما كار سبزي پاك كردن و ترشي درست كردن را در پايگاه بسيج انجام ميدهيم. خانمها از صبح در پايگاه حاضر ميشوند و تا بعد از ظهر كنار هم كار ميكنند. همانجا هم برايشان ناهار مهيا ميكنيم تا وقفهاي در كار ايجاد نشود. كارمان هم به سبزيجات محدود نشد و بنا به نياز فصل تغيير ميكرد. تهيه باقالا، نخود فرنگي، آبليمو، آبغوره، شوريجات و ترشيجات را نيز مد نظر قرار داديم و هفته به هفته بر اساس ميزان فعاليت خانمها به آنها حقوق ميدهيم و آنچه اضافه ميآيد را براي خيريه كنار ميگذاريم تا خرج خانوادههاي تحت پوشش فراهم شود.
سازمان بسيج سازندگي تا چه ميزان شما را در فعاليتتان همراهي كردند؟خب تسهيلات بسيج سازندگي فرصتي مناسب براي كارآفرينان ايجاد ميكند. اين نهاد با ارائه تسهيلات و راهنماييهاي لازم فرصت دوبارهاي براي كارآفريني و تحقق اقتصاد مقاومتي در جامعه ايجاد ميكند.
با چه مشكلاتي در اين مسير دست به گريبان هستيد؟ يكي از مشكلات ما مشترك بودن مكان پايگاه بسيج بين خواهران و برادران است. ما هر روز بعد از ظهر پايگاه را به برادران تحويل ميدهيم و به همين دليل براي نگهداري محصولات با دشواري روبهرو هستيم. مثلاً سبزيها را براي خشك شدن پهن ميكنيم و اين در حالي است كه برادران بسيجيمان بعد از ظهر در پايگاه كلاس دارند، به ناچار خودشان سبزيها را جمع ميكنند و كلاسشان كه تمام شد دوباره پهن ميكنند. اگر بتوانيم يك خانه قديمي تهيه كنيم كه فعاليتهاي مقاومتيمان را در آن تجميع كنيم بسياري از مشكلات پيش رو را نخواهيم داشت و ميزان توليداتمان هم طبيعتاً بالا ميرود.
سخن پاياني؟پايگاه ما، پايگاه نمونه كشوري شد و مقام اول را با عنوان پايگاه اسوه از آن خود كرد. هيچگاه تنزلي در كار نداشتيم. حلقههاي صالحين به خوبي كار ميكنند و كلاسهاي مربوطه با توجه به سن و تحصيلات بچهها برگزار ميشود. پايگاه ما با 850 نيروي بسيجي، از پايگاههاي پرجمعيت محسوب ميشود كه 14حلقه صالحين در آن همه روزهاي هفته را به جلسات خود اختصاص ميدهند.